تهيه مباحث  :      1- مقدمه  ؛ از راضيه هاشمي نژاد اشرفي             

                             2-راههاي شناخت دين ؛ از محبوبه يعقوبي گلوردي

                              3  - نقبي به كودال سياه بهاييت  ؛ ازسكينه افتخاريان

                              4- وهابيت دشمن توحيد  ؛ از محبوبه يعقوبي گلوردي

                               ۵- يك ميدان، دوهجوم از  ؛ سيد احمد موسوي

                               ۶-غناوموسيقي حرام ؛  ازسكينه افتخاريان و راضيه هاشمي نزاد                                                                                           

                                               «  گردآوري و تنظيم ويژه نامه از: محبوبه يعقوبي گلوردي                                                                                                                    

                                                              بهشهر- دبيرخانه همايش معنويت واخلاق-آذر 1387

 

فهرست:                                                                                     صفحه

1- مقدمه...............................................................................................................          1                      

۲-راههاي شناخت دين............................................................................................         2                   

3- نقبي به گودال سياه بهاييت..............................................................................           5

4- وهابيت دشمن توحيد.......................................................................................           8

5- يك ميدان دو هجوم..........................................................................................          10

6-  حكم غنا ومسيقي  حرام ...................................................................................       11

 

                                 اهميت علم دين و علمای ديني

قران كريم: اِنّما يخشی الله مِن عبادِهِ العُلَماءُ (فاطر28): در ميان بندگان الهی، فقط علماء (دانايان) هستند که خشيت الهی و تقوا در آنان راه دارد.وخداوند درآيه اي ديگر ميفرمايد: شَهِدَ اللهُ اَنّهُ لا اله الا هُوَ والملائکهُ و اولوالعلم (آل عمران 18): خدا بر وحدانيت خود گواهی می دهد و نيز فرشتگان و دانشمندان گواهند که جز خدا معبودی نيست.

پيامبر اکرم (ص) : مَن يرد الله به خيراً يفَقِّهُهُ فی الدّين: کسی که خداوند خير و سعادت او را خواهان است او را از بينش دينی و درک و فهم حقائق الهی برخوردار می سازد. (اصول کافی 1/39 ) و امام علی (ع) مي فر مايند : مردم هشيار باشيد؛ کمال دين داری و اوج ايمان شما عبارت است از دانش آموختن و انطباق و هماهنگی رفتارتان بر طبق موازين علمی. دانش اندوختن از ثروت اندوزيهای مادی لازمتر و ضروری تر است و منزلت عالم والاتر از کسی است که با کوشش، روزها را به روزه و شبهارابه عبادت و شب زنده داری صرف کند. (منيه المريد: ص 62و 63)[1] .         

                                                          

 

                                                               مقدمه

  ارزشهای انسانی، شاخصه اصلی و ویژگی جدا کننده او از دیگر موجودات هستی است و فضیلتهای انسانی به آن بستگی دارد. زیرا بدون آن قابلیت ها و استعدادهای ما تلف میشود و  نمی توانیم رسالت الهی خویش را بدرستی انجام دهیم. یکی از این اداء امانت ها، واگذاری ساعتی از افکار جوانان امروز، در کلاس درس، بدست ماست. در اولین ندای آسمانی قرآن، علم و دین با هم مطرح شده است: اقراء باسم ربک الذی خلق( 1-بخوان ؛علم و دانش 2- با نام خدا همراه باشد؛دین) .بنابراین تعلیم و در کنارش تربیت دینی جوان ، از ما دبیران دینی سلب نشده، بلکه وظیفه اي اساسی در راه هدایت جوانان، شیوه صحیح و درست تربیت اسلامی است. نوجوانان بزهکار  اغلب از قشر بی اعتقاد و ناآشنا با ارزشهای دینی و هستند. اگر اعتقادات دینی درست صورت گیرد، پناهگاه روحی بی نظیری است که می تواند کشتی طوفانزده نوجوان را از خطر واژگونی نجات دهد و ایمان دینی او در فرو نشاندن اضطرابها و ناآرامی های روحی اش کمک باشد.[2] در این زمینه: ما، همکاران درس دین و زندگی علاوه بر تدریس کتب درسی، به جهت وظیفه و اداء امانت، در درجه اول غفلت از یاد خدا را از خود و سپس از دانش آموز بزداییم و با روح قرآن به عنوان الگوی مکتوب الهی کمک گیریم. وجدان پاک نوجوان با شنیدن کلمات وحی، چنان مجذوب ميشود که دیگر رها کردنی نيست و از او مسلمانی پاکباخته و تلاشگر در راه تعالی فرهنگ قرآن میسازد. ن روژه گارودی میگوید: قرآن بینشی بین خدا با انسان و جهان پدید می آورد که همه ابعاد زندگی، در زمینه اسلام را از لحاظ هنر، دانش و کردار را در بر می گیرد.[3] راه هدایت از طریق قرآن بر دوش ما که شغل انبیاء را داریم کاری ناشدنی نیست، بلکه نوجوان نیاز به همیاری و همراهی ما در این زمینه دارد.چرا که : بقول مايكل كردا ؛ شرط وصول به موفقیت این است که ابتداباورکنیم که میتوانیم موفق شویم.   

                                                    راه های شناخت دين

 هر گونه رفتار مطابق با دین نیازمند آگاهی به دین و احکام آن است. بحث «معرفت دینی» از مسائل کلامی و فلسفۀ دین است که از آن به «قرائت در دین یا فهم متون دینی» نیز تعبیر می شود و به رغم پیشینۀ دیرین آن، در این عصر با رویکرد جدید و چالش برانگیزی روبه رو شده است. كه مادر اينجا به يك نمونه آن خواهيم برداخت.

         نظریۀ قبض و بسط تئوریک شریعت و ادعای عدم امکان شناخت دین : از مسائلی که از سوی برخی روشنفکران و نویسندگان داخلی در حوزۀ «معرفت دینی» مطرح شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته، موضوع «قبض و بسط تئوریک شریعت» است. مدعیان این نظریه معتقدند که به دلیل عدم امکان دسترسی به فهم اصل دین و معرفت دینی اصیل و واقعی، هر کس میتواند به نوعی با ذهنیت و انتظارات پیشینی خود به سراغ دین برود و فهم دلخواه و مورد انتظار خویش را از دین داشته باشد. به همین دلیل امکان فهم ها و معرفتهای متعددی از دین وجود دارد. آنها می گویند اصل دین چون امری قدسی و آسمانی است، دست بشر به آن نمی رسد و درک و فهم بشر از دین، صرفاً درک و معرفت بشری است نه دینی، در بیان علت عدم دسترسی بشر به فهم واقعی دین می گویند: «چون متون دینی صامت و ساکت است نه سخنی و پیامی از پیش تعیین شده دارد و نه مقصود و مرادی در الفاظ وحیانی آن نهفته است.» از این رو، بشر باید با درخواست ها و انتظارات خود که از راه آشنایی با علوم دیگر به دست آورده، به سراغ دین برود و آن را بفهمد. بنابراین هر گونه تغییر یا پیشرفتی که در یکی از علوم حاصل شود، در فهم دینی نیز اثر می گذارد. و«مجموعه دانش بشري در هرعصر ي بايد ميزان ومعيار او درشناخت قرآن وسنت باشد وآنچه راكه فقهاوومفسران ومحدثان ميفهميدند ومبناي كارشان بود بايد به متد امروز درآيد.بنابراين يك عالم ديني وفقيه نبايد بر امور تعبدي تكيه زندودر فتوا وتفسير خود مراعات احتمال مراحل عاليه  اي كه بدان دست يافته راكرده وقران وسنت را برمحورتعبديات بگذارد وبايد هرچه علم امروز بدان دست يافته را محل تكيه واعتماد گذاشته وپويايي علم فقه همين است .بنا براين ديگر ما نه قراني ونه سنت ونه فقه وتفسيري داريم ‘زيرا اگر بناشود علوم متغير بشري رادرغايات(ازعقايدو اخلاق وافكارو...)دخالت دهيم دين وشريعت هيج ثباتي نخواهد داشت وهرروز با پيدايش قانون ونظريه تازه بايه آنرا تفسير ودرنتيجه بانسخ علوم قبلي هرروز نسخ دين وشريعت ميشود. درحالي كه دين وشريعت حق ازجانب خداست و داراي اصالت وواقعيت وتعبديات آن  هزار برابر منهيات وامريات آن است ودين چيزي جزآ نچه ازعلم مطلق الهي برانساني كه علمش نسبي وناقص است نميباشدوهرروز ازدرجه قابليت به فعليت ميرود.وبشر با تمام علومش هرگز نميتواند دست به عالم ربوبي زده واسرار خلقت رابه تمامي احاطه كند وتعبد را ازميان بردارد مگرآنكه بكويد:ماصاحب علم مطلقيم؟!...بنابراين نظر‘علم تجربي منكر فرشته وجن است چون وسيله دسترسي به آنرا ندارد ونميتواند آنرا آزمايش وتجربه كند ولي قران ‘پيامبران وامامان وعارفان واولياي خاص  مارا بر آن مطلع كرده وقران شرط يقين ورستكاري را ايمان به غيب ميداند ذلك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين -الذين يومنون بالغيب ويقيمون الصلوه وممارزقناهم ينفقون- والذين يومنون بما انزل اليك وماانزل من قبلك وبالاخره هم يوقنون .بقره 2تا4» .کار این ها به جایی رسید که گفتند، حتی انبیا الهی که دارای فهم بشری هستند، معرفتشان نسبت به دین، تابع ذهنیات و پیشداوری هایشان نسبت به علوم طبیعی و اجتماعی است، حتی اگر قبول کردیم که خداوند چیزی را بر پیامبرش وحی کرده است، فهم پیامبر (ص) ضرورتاً نمی تواند مطابق با واقع باشد، زیرا فهم او از وحی، تفسیری است از علم حضوری به وسیلۀ علوم حصولی. ذهنیات پیامبر (ص) حاصل معلومات رایج در آن عصر بوده و حتی پیامبر (ص) در فهم وحی اشتباه میکرده است و چه بسا دانشمندی که پس از چهارده قرن آمده است، وحی را بهتر از پیامبر (ص) می فهمد، زیرا این ذهنیت که به واسطۀ اکتشافات علمی پس از چهارده قرن به وجود آمده است، زمینۀ مناسب تری برای ادراک دارد. چنان که ملاحظه می کنید این نظریه به این نتیجه منجر میشود که ما نمیتوانیم به نصوص و به ویژه نصوص سنت تمسک کنیم و نمی توانیم یقین پیدا کنیم که آیه ای از آیات الهی را فهمیده ایم، زیرا تمام این ها در معرض خطا و اشتباه و متغیر هستند. صاحب این نظریه میگوید: من ادعا نمی کنم که دین تغییر میکند، حقیقت و گوهر دین در نزد خدا موجود است و علم ما به آن احاطه پیدا نمی کند، ولی پیامبر (ص) آنچه را به عنوان دین بر او القاء شده است با فهم بشری خودش فهمیده است و لذا ممکن است که اشتباه باشد و به همین ترتیب و به طریق اولی فهم دانشمندان دینی هم ممکن است که اشتباه باشد و هیچ ضمانتی برای صحت این فهم وجود ندارد.اما بايد گفت:«اتقان احكام الهي درآنست كه ابدي وجاويد باشد ومعاني ومفاهيمش (مفاهيم اساسي)در وزش بادهاي الحاد وشبه هاستواربماندوغبار نفوس شيطاني و... برچهره اش گرد نسخ نپاشد. » و« علم ودين درعين ارتباط واحتياج به يكديگر لازم است استقلالشان حفظ شود زيرا مطالب ديني هرقدر با بصيرت علمي بيشتر شناخته وفهم گردد بهتر است ولي علم قهراَ ومستمراَ درحال اصلاح وتكميل است ونميتواند ملاك قاطع دين باشد ودين را نبايد در قالب تنگ معلومات زمان اسير وميخكوب كرد ». خلاصه اين نظر آنست که: هر کسی دین را با فهم شخصی خودش فهمیده و هیچ کس حق ندارد با دیگری مناقشه  و نظرش را رد کند ‘زیرا هر کسی دین را بر حسب ذهنیت خویش میفهمد و هیچ کدام از فهم ها بر دیگری برتری ندارد. شیعه بر سنی و سنی بر شیعه و بالاتر از آن، موحدان بر مشرکان برتری ندارند، زیرا همگی تابع ذهنیات خویش هستند که علوم عادی، عرف و عادات و ... برایشان ساخته است و بالنتيجه: باید فاتحۀ تمام دين ‘شريعتها و اسلام را خواند.

خاستگاه این گونه تفاسیر از دین:این گونه تفاسیر از دین و فهم متون دین، رهاورد تفسیر هرمنوتیکی از دین بوده و بر اساس نظریۀ «پلورالیسم قرایی» (تکثر قرائت دینی) و مشروع دانستن هر نوع برداشت از دین و ضابطه مند نبودن فهم دین می باشد و نوع افراطی و پیشرفتۀ هرمنوتیک فلسفی می باشد که توسط برخی از پژوهشگران غربی نظر شلایر ماخر، گادامر، پوپر و ریکور مطرح شده و از آن برای تفسیر متون مقدس مسیحی (اناجیل اربعه و ...) که متونی دست نوشته، غیر وحیانی و تحریف شده است، استفاده کرده اند و در واقع راه نجاتی برای جلوگیری از افول و مرگ تدریجی کتب مقدس آنان است که نه پیام روشن و نه اعتبار وحیانی دارد، آن گونه که قرآن کریم بدون هيچ تحريف وهدايتكري روشن داراست.

   پیامدهای منفی نظریۀ قبض و بسط تئوریک شریعت:چنین تفسیری از دین و معرفت دینی شاید در جهان غرب و در رابطه با متون دینی مسیحی قابل قبول باشد، اما در حوزۀ تفکر اسلامی، به هیچ وجه مورد پذیرش دین داران راستین و عالمان و متکلمان اسلامی نیست؛ زیرا این ادعا که متون وحیانی اسلام (همچون متون دست نوشته و بی روح دینی مسیحی) صامت و ساکت بوده و پیام روشنی ندارد، صد در صد با آنچه خود قرآن دربارۀ خودش تصریح کرده است منافات دارد؛ سراسر خطابات قرآنی با انسان سخن می گویند و تعابیری از قبیل: «یا ایها الذین آمنوا، یا ایها الناس» و مانند آن، همگی انسان را مخاطب قرار داده و در صدد انتقال پیام روشنی به انسان است. خداوند آیاتی می آورد که در آنها انسان هایی که گوش شنوا نداشته و در برابر پیام های روشن الهی و قرآنی چشم و گوش بسته می گذرند، کر و لال معرفی کرده و حتی بدترین جنبندگان روی زمین به شمار آورده است! اكنون به بخشی از پیامدهای منفی نظریۀ قبض و بسط اشاره می نمائیم :                    1- پذیرش تفسیر به رای، که در اسلام به شدت از آن نهی شده است. 2- اعتبار بخشیدن به تمام فرقه ها و مسلکهای منحرف از دین؛ چون همۀ آنها مدعی تفسیر و فهم درست از دین هستند و هیچ گونه ملاکی هم برای اثبات انحراف و نادرستی باورها و تفسیرهای آنها از دین و مذهب وجود ندارد. 3- رواج نسبی گرایی در تفسیر دین و معرفت دینی؛ در حالی که دین داران راستین باید به فهم درست و ثابت از دین که مورد نظر شارع است، دست یابند. 4- عدم امکان دسترسی به مراد شارع مقدس، که در متون دینی نهفته است. این عدم امکان، مستلزم لغو بودن ارسال رسل و انزال کتبی است که حاوی پیام الهی میباشند. 5- بی معنا شدن هدایت الهی جهت رستگاری انسان ها؛ زیرا هدایت الهی در صورتی محقق میگردد که پیام های متضمن آن قابل فهم و شناخت باشد. که آن هم طبق فرض نظریه پردازان قبض و بسط، ممکن نیست.  6- لغو شریعت و مراجعه به کتاب و سنت؛ بر اساس مقالات قبض و بسط، اصلاً نزول شرایع و مراجعه به کتاب و سنت بی دلیل و لغو است. بر اساس این نظریه، تشخیص نیازهای فردی و جمعی بشر با علوم اجتماعی است و معارف مربوط به کتاب و سنت، جزء علوم مصرف کننده است که مطالب خود را وامدار علوم مولد همچون ریاضی، فیزیک، شیمی و فلسفه و ... می باشد. اگر علوم اجتماعی نیازهای ما را تشخیص میدهند و علوم مولد بشری، همۀ انواع فهم کتاب و سنت را در قبضه گرفته  اند، پس کتاب و سنت به چه کاری می آید و رجوع به آن چه ضرورتی و بلکه چه توجیهی دارد؟ این که معارف دین سرا پا مصرف کننده اند و علوم بشری دیگر مثل ریاضی و فیزیک مولدند کاملاً خطا و نادرست می باشد. 7- یکی از توالی نظریۀ قبض و بسط، ترویج شکاکیت تمام عیار است. وقتی همۀ فهم ها نقدپذیر باشد و این که هیچ فهمی مقدس نباشد و همۀ فهم ها در تحول باشند، پس جای هیچ گونه فهم یقینی در هیچ مورد وجود ندارد. 8- سست نمودن پایه های اجتهاد و تقلید در احکام؛ بر پایۀ این نظریه اجتهاد مجتهدانی که طبیعت شناس، جهان شناس و انسان شناسی خود را منقّح نکرده اند، قابل اعتماد نیست، و به دلیل این که هیچ فقیهی یافت نمی شود که در همۀ علوم طبیعی و فلسفه و عرفان به نظریات منقّحی رسیده باشدبنابراین فتاوی آن ها قابل اتباع و اعتماد نیست.[4]       

                                              نقبي به گودال سياه بهاييت

استفاده از مذهب و علائق دینی مردم برای ایجاد تغییرات گسترده سیاسی و اجتماعی حکم شمشیر دو لبه را دارد؛ زیرا هم میتواند از جانب مصلحان دلسوز و صادق در جهت بهبود اوضاع به کار گرفته شود و هم ميتواند ابزاری فریبنده در اختیار استعمارگران باشد تا در پوشش آن به اهداف خود جامه عمل بپوشانند. تأسیس فرقه ضاله بهائیت در سده اخیر نمونه ای کوچک از بازیچه قرار گرفتن دین به دست استعمارگران برای تحقق اهداف شومشان است .ریشه بهایی گری: بهایی گری از بابیت و بابیت خود از شیخی گری سرچشمه گرفته است. بابیه را شخصی به نام سیدعلی محمد شیرازی بنیان نهاد. وی در سال 1235 قمری در شیراز به دنیا آمد. در دوران کودکی پدرش را از دست داد، به همین سبب تحت کفالت دایی اش قرار گرفت و در کنار او به کسب و کار در «کمپانی ساسون» پرداخت که به کار تجارت تریاک اشتغال داشت. وظیفه وی در آغاز این همکاری، انجام کار بسیار دشوار «تریاک مالی» بود. او وظیفه داشت تا هر روز بیش از ده ساعت در زیر آفتاب سوزان بندر بوشهر و اغلب بر روی بام کاروانسراها به این کار بپردازد. بسیاری از کارشناسان بر این عقیده اند که حداقل روزی ده ساعت کار در زیر آفتاب سوزان بندر بوشهر به مشاعر وی آسیب رسانده و از او موجودی «مالیخولیایی» ساخته بود که ادعای تصرف در ماه و ستارگان را داشت! این نکته در خاطرات دالگورکی سفیر کبیر روسیه در ایران نیز آمده است. بابی ها و بهایی ها سیدعلی محمد شیرازی را صاحب «علم لدنّی» می دانند و در این باره به شدت مبالغه می کنند. او شش مرتبه ادعای خود را تغییر داد. در مرتبه اول ادعای «ذکریت» کرد. در مرتبه بعد ادعای «بابیت» نمود و خود را باب امام زمان (عج) و واسطه خیر و فیض بین او و مردم نامید. در مرتبه سوم خود را مهدی موعود دانست. در مرتبه چهارم ادعای «نبوت» کرد، در مرتبه پنجم ادعای «ربوبیت» و در مرحله ششم دعوی «الوهیت» نمود! ادعاهای پی در پی باب ادامه داشت تا این که شورش بابی ها در سال های اولیه سلطنت ناصرالدین شاه موجب شد تا او را به جوخه اعدام بسپارند.

جانشینی باب و اختلاف پیروان: باب یک سال پیش از اعدام، میرزا یحیی نوری ملقب به «صبح ازل» را به جانشینی خود برگزید. اما صبح ازل، همه کارها را به برادرش میرزا حسینعلی بهاء سپرد. پس از مدتی به دلیل ادعاها و جاه طلبی بهاء اختلاف شدیدی میان این دو برادر بروز کرد، به گونه ای که میرزا حسینعلی برادر خود را حرامزاده خواند و مدعی شد که با همسر دوم باب روابط نامشروع داشته است و به همین سبب به همسر باب لقب «ام الفواحش» داد. میرزا یحیی همچنین از جانب بها و بهائیان به القاب خر، گاو نر، گوساله، مار، مگس، سوسک و ... مفتخر گردید. در این میان، ازلیان هم بیکار ننشستند و علاوه بر گفتن مسائل زشت اخلاقی در مورد بها خطاب به او گفتند: جناب ایشان (بهاء الله) را نشاید که پیش از درمان رعشۀ دست! و باد فتق خود به علاج دردهای بشریت بپردازند و کوس نبوت یا الوهیت زنند و ... . پس از این که اختلاف بابیان به قتل یکدیگر انجامید، دولت عثمانی تصمیم به جدایی آنان گرفت؛ در نتیجه میرزا یحیی صبح ازل را به جزیره قبرس و میرزا حسینعلی بهاء الله و هوادارانش را به «قلعه عکا» در خاک فلسطین تبعید کردند. میرزا حسینعلی پس از رسیدن به عکا به صورت کامل و علنی دست از ادعای نایب باب بودن برداشت و به طور رسمی خود را پیامبر نامید و فرقه «بهائیت» را بنیان گذاشت. دولت استعماری روسیه این فرقه را به عنوان دین به رسمیت شناخت و همه گونه امکانات در اختیار آن ها گذاشت. این دولت در نخستین اقدام، مرزهای خود را به روی بهائیان گشود و اولین معبد این فرقه را به نام             « مشرق الاذکار» در شهر عشق آباد بنا نهاد. میرزا حسینعلی در دوران سرکردگی فرقه ضاله ادعاهای گوناگونی مطرح کرد و به فرستادن نامه (الواح) برای سلاطین و رهبران دینی و سیاسی جهان پرداخت! بارزترین مقام ادعایی وی ربوبیت و الوهیت بود. او خود را خدای خدایان، آفریدگار جهان، کسی که «لم یلد و لم یولد» است، خدای تنهای زندانی، معبود حقیقی، رب ما یری و ما لا یری نامید. پیروانش نیز پس از مرگ او همین ادعاها را درباره اش ترویج کردند و قبرش را قبله خویش گرفتند! پس از مرگ میرزا حسینعلی، پسر ارشد او عباس افندی که عبدالبها لقب گرفته بود، جانشین وی شد. عبدالبها ادعایی جز پیروی از پدر و نشر تعالیم او نداشت و به منظور جلب رضایت مقامات عثمانی، با التزام تمام در مراسم دینی از جمله نماز جمعه شرکت می کرد و به بهائیان نیز سفارش کرده بود که در آن دیار از سخن گفتن درباره آیین جدید بپرهیزند.با روی کار آمدن شوقی افندی تشکیلات بهائیت ساختار حزبی پیدا کرد و در هر شهر محفل ویژه بهائیت به وجود آمد و در بسیاری از کشورها این محافل بهائیان به صورت محافل مذهبی و یا شرکت های تجاری به ثبت رسید. روحیه ماکسول، همسر شوقی افندی، در این باره می نویسد: «میل مبارک آن است که ... محفل را به اسم جمعیت دینی، اگر نشد به عنوان هیأت تجارتی تسجیل نمایند.» به اعتقاد کارشناسان اگر بهائیت توانسته است تاکنون برپا بماند، به سبب همین نظام کنترل اجتماعی بود. در زمان شوقی افندی هر کس بر خلاف اراده آنها مرتکب عملی می شد، ابتدا از این تشکیلات اخراج می گردید. به این مرحله «طرد اداری» می گفتند و اگر آن شخص در مخالفت خویش ایستادگی می کرد، او را از جامعه بهائیت طرد می کردند که آن را «طرد روحانی» نام گذاشته بودند. البته بهائیان در کنار این طردها، نسبت به جامعه پیروان خود بسیار حساس بودند و به عنوان پشتیبانی همیشه در صحنه، در تمام زمان ها و مکان ها حضور داشتند .تعالیم انحرافی: بهائیت نیز مانند دیگر فرقه های جعلی، دارای آموزه هایی بی مبنا است که اشاره به برخی از آن ها خالی از لطف نیست: 1- واجب است انهدام و نابودی تمام ابنیه و بقاع روی زمین از کعبه و قبور انبیا و ائمه و تمام مساجد و ... هر بنایی که به نام دیانت ساخته میشود. 2- واجب است بر سلاطینی که به دین باب روی می آورند، خانه علی محمد باب در شیراز را که در آن تولد یافته و زندگی کرده، به گونه ای خاص بنا کنند که از بیرون نود و پنج درب داشته باشد و از میان نود درب ‘و آنقدر وسعت داشته باشد که تمام شیراز را در بر گیرد و زمانی که اهل دنیا به حج بابیگری می روند گنجایش آن را داشته باشد. علاوه بر آن خانه شیراز که «کعبه» می شود، هیجده بقعه رفیع دیگر بر قبر هیجده حروف حی که مؤمنین او هستند بنا نمایند ... . 3- حج کعبه شیراز بر تمام مردان پیرو باب واجب است و نیز بر همه مردان و زنان شیراز. 4- سال 19 ماه، ماه 19 روز، روزه 19 روز و روز عید فطر اول نوروز است. 5- ازدواج با محارم غیر از زن پدر، حلال می باشد! 5- معاملات ربوی آزاد و حلال است. 6- حجاب زنان ملغی می باشد. 7- دخالت در سیاست ممنوع است.8- ايام متبركه 9روزاست ويكي از آنها25 جمادي الاولي است كه درشبآ آن دوساعت ويازده دقيقه ازغروب گذشته عليمحمد باب خودرامبعوث دانسته.  9- دركيش باب درس خواندن ودرس دادن درهررشته علمي حرام است مگرآنجه خود باب نوشته ويا درترويج امر بابيت بنويسند.10- بهاء ميكويد مرتكبين زنا اگر 9مثقال طللا به بيت العدل بدهند ‘بخشيده ميشوند. 11-.بهاءالله آزادي را حماقت ميداند ومبارزان راه آزادي راجاهل . وبسياري تعاليم جاهلانه وگاه خندآور....  غرق در منجلاب فساد: بهائیان ازدواج با همه محارم را جز با زن پدر جایز می شمرند (ازدواج با خواهر، خاله، عمه، خواهرزاده، برادرزاده و ... همگی جایز است!) و این از کثیف ترین دستورالعمل هایی است که برای حفظ و ازدیاد نسل خود به آن تن داده اند. قره العین، زن بی عفتی که با گفتار و رفتار فاسدش نقش مؤثری در معرفی و جذب افراد منحرف به این فرقه داشت، خطاب به پیروان بابیگیری می گوید: «ای اصحاب! این روزگار از ایام فترت شمرده میشود، امروز تکالیف شرعیه به یکباره ساقط است و این صوم (روزه) و صلوه (نماز) و ثنا و صلوات کاری بیهوده است.[5]

                                             « وهابيت دشمن توحيد»

 میزان در توحید و شرک:  وهابیان با دیدگاه خاصی که در میزان شرک و توحید دارند، بسیاری از اعمال مسلمین؛ از قبیل تبرک، استعانت از ارواح اولیای الهی و ... را شرک می دانند، و عاملان به آن را مشرک می خوانند، و به تبع آن، خون و اموالشان را حلال می شمرند. آنان تا آنجا پیش می روند که ذبیحۀ آنان را حرام می دانند. ولی در مقابل، مسلمانان عالم با مبانی خاصی که از راه عقل و قرآن و ورایات معتبر کسب کرده اند این مصادیق و اعمال را نه تنها شرک ندانسته، بلکه مستحب و در راستای توحید می دانند. برخي فتاوی وهابیان در مصادیق شرک: 1- شیخ عبدالعزیز بن باز، مفتی وهابیان در عصر خود می گوید: «دعا از مصادیق عبادت است، و هر کس در هر بقعه ای از بقعه های زمین بگوید: یا رسول الله، یا نبی الله، یا محمد به فریاد من برس، مرا دریاب، مرا یاری کن، مرا شفا بده، امتت را یاری کن، بیماران را شفا بده، گمراهان را هدایت فرما، یا امثال این ها، با گفتن این جمله ها برای خدا شریک در عبادت قرار داده و در حقیقت پیامبر (ص) را عبادت نموده است ...». 2-  «صدا زدن مرده و استغاثه به او و طلب مدد از وی، همگی از مصادیق شرک اکبر است، آنان همانند عبادت کنندگان بت ها در زمان پیامبر (ص) از قبیل: لات، عزی و مناتند ...». گویا وهابیان تنها خود را اهل توحید خالص می دانند و معتقدند: بقیه- که اکثریت مسلمانان را تشکیل می دهند- مشرکانی اند که خون، ذریه و اموالشان احترام ندارد، و خانه هایشان نیز خانۀ جنگ و شرک است ...  .برخي ازملاک های شرک نزد وهابیان: 1- اعتقاد به سلطۀ غیبی برای غیر خداوند:شيخ  بن باز میگوید: «اگر کسی به پیامبر یا غیر از او از اولیا استغاثه کند به اعتقاد این که او دعایش را می شنود و از احوالش با خبر است و حاجتش را برآورده می کند، این ها انواعی از شرک اکبر است ...». پاسخ: اعتقاد به این نوع سلطه و قدرت غیبی اگر با این اعتقاد همراه باشد که تمام این امور به خداوند متعال مستند است، شرک نخواهد بود. حضرت یوسف (ع) پیراهن خود را به برادرانش می دهد تا به چشمان پدرش یعقوب انداخته، بینا شود. قرآن در ظاهر رجوع بصر به یعقوب را، مستند به ارادۀ یوسف (ع) میداند، ولی این فعل ناشی از اراده و قدرت و مشیت الهی است. همچنین خداوند متعال به حضرت موسی (ع) امر می کند عصایش را به سنگ بزند تا از آن آب بجوشد. 2- تأثیر مرگ در تحقق مفهوم شرک: محمد بن عبدالوهاب در بحث توسل به انبیا و اولیا می گوید: «این امر در دنیا و آخرت جایز است، ولی بعد از وفات آنان جایز نیست». 3- دعا نوعی عبادت است: محمد بن عبدالوهاب در استدلال بر عدم جواز توجه به غیر خداوند و شرک بودن استغاثه و استعانت از غیر خدا، میگوید: «عبادت مخصوص خداوند متعال است و کسی در آن حقی ندارد و دعا نوعی از عبادت است که کوتاهی کردن از آن مستوجب عذاب است، لذا تقاضا از غیر خدا، انحراف از عبادت خدا و شریک قرار دادن غیر او در عبادت با خداوند است». پاسخ: درخواست حاجت از غیر خداوند به دو شکل صورت می پذیرد: یکی این که با اعتقاد به استقلال در تأثیر واسطه است که این مشکل شرک را دارد. دیگر این که توجه به غیر خدا دارد و از او حاجت طلب می کند، لکن با این اعتقاد که او تنها واسطۀ خیر است و همۀ امور به دست خداوند متعال است، این عمل نه تنها اشکالی ندارد بلکه در راستای توحید است. و آیه شریفۀ: «اُدعُونِی أستَجِب لَکُم إنَّ الَّذِینَ یَستَکبِرون.... – غافر 60». خواستن همراه اعتقاد استقلالي درتاثير شرك است نه مطلق خواستن وتوجه چنانچه قران به صراحت سخن از واسطه به ميان آورده ومردم را به طلب وواسطه قرار دادن دعوت كرده :يا اَيّها الذينَ امنوا اتّقوالله وابتغوا اليهِ الوسيله.... (مائده 35.) همچنين در باب توسل به دعاي پيامبران در قران آمده ؛ برادران يوسف بعد از پشيماني از گناهشان از پدرشان تقاضاي دعا كردند:قالوا يا ابا نا استغفر لنا ذنوبنا انا كنا خاطئين ؛(يوسف )97. وخدا در مذمّت منافقان عصر پيامبر ميگويد: واِذا قيلَ لهم تعالوا يَستغفر لكم رسولالله لوّوا روسهم ورايتهم يَصدّون وهم مستكبرون؛( منافقون 5).پيامبر به شخصي دستور داد چنين بخواند:اللهم اني اسئلك  واتوجه اليك بنبيّك (الرسائل والمسائل ،ج1،ص13) در حاليكه وهابيان توسل به پيامبر را خصوصا پس از رحلت شرك ميدانندو شيعه وعلماي قديم وجديد اهل سنت آنرا قبول داشته ومستندات بسيار زياد از صحابه‘علما ومحدثان بر آن ارائه ميكنند كه مجال بيان آن در اينجا نيست .(رجوع شود به فتاوي علماي اهل سنت در اين زمينه كتاب توسل  از علي اصغر رضواني) غلوّ محمد بن عبدالوهاب در تکفیر: از جمله خصوصیات وهابیان و در رأسشان رئیس آنان محمد بن عبدالوهاب، غلو و افراط گری در تکفیر است. او معتقد به کفر تمام مردم قبل از خودش و دعوتش بوده است، و تنها او بوده که توحید را آورده است. و قبل از دعوت او به توحید، هیچ کس معنای کلمۀ توحید را نفهمیده است. حیات برزخی: یکی دیگر از مسائل مورد اختلاف بین مسلمین و وهابیان، حیات برزخی است. این مسأله منشأ اختلاف در مسائل دیگر؛ از قبیل: استعانت از ارواح اولیای الهی، و استغاثه به آنان، توسل به اولیای الهی بعد از وفاتشان و ... شده است. عموم مسلمین قایل به حیات برزخی و زندگی اموات؛ خصوصاً اولیای الهی در عالمی مابین عالم دنیا و آخرت به نام برزخند، بر خلاف وهابیان که به حیات برزخی ولو برای اولیای الهی، اعتقادی ندارند؛ از همین رو استعانت از آنان، استغاثه و توسل به آنان را جایز ندانسته بلکه از مظاهر بارز شرک  می دانند. تحجّر وهابیان: وهابیان از آن جهت که فکر متحجرانه و بسیط دارند در صدد برآمده اند تا مفهوم «بدعت» را توسعه داده و آن را شامل هر امری که حادث شده و در زمان رسول خدا (ص) نبوده است نیز بنمایند، و این کار را تحت عنوان حرص بر محافظت شریعت انجام میدهند؛ در حالی که نمی دانند با این عملکرد خود دین را از سهل و آسان بودن خارج کرده و مردم را در مشکلات بسیاری قرار می دهند. آنان گمان می کنند که برای هر امر شرعی باید نصّی خاص از جانب شارع رسیده باشد، وگرنه داخل در مفهوم «بدعت» می شود. آنان گمان میکنند که شریعت اسلامی عقیم بوده و در بردارندۀ ضوابط عمومی و قوانین نیست تا بتواند پاسخ گوی مصادیق حادث بوده و با شرایط زمان و مکان منطبق باشد. [6]                                                 

  ديدگاه امام خميني(ره) درباره وهابيت : مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه های مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتل عام زائران خانه خدا [کشتار دردناک حاجیان ایرانی در سال 1366 هـ .ش] را فراموش می کنند؟! مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون های فتنه و جاسوسی مبدل شده اند که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلت و نکبت و در یک کلمه اسلام امریکایی را ترویج می کنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش، امریکای جهان خوار می گذارند؟! مسلمانان جهان نمی دانند این درد را به کجا ببرند که آل سعود و خادم الحرمین [!؟] به اسرائیل اطمینان می دهد که ما اسلحه خودمان را علیه شما به کار نمی بریم و برای اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه می کنند. ديدگاه مقام عظماي ولايت ورهبري درباره وهابيت :امریکا وهابیت را علیه وحدت مسلمین تجهیز کرده است. با مردم هم صریح حرف بزنید. امروز، آن دستی که امریکا علیه وحدت تجهیز کرده، عبارت از همین دست پلید وهابیت است .از اول، وهابیت را برای ضربه زدن به وحدت اسلام و ایجاد پایگاهی- مثل اسرائیل- در بین جامعه مسلمان ها به وجود آوردند. همچنان که اسرائیل را برای این که پایگاهی علیه اسلام درست کنند، به وجود آوردند، حکومت وهابیت و این رؤسای نجد را به وجود آوردند تا داخل جامعه اسلامی، مرکز امنی داشته باشند که به خودشان وابسته باشد و می بینند هم که وابسته اند و ابایی ندارند و آن را پوشیده نمی دارند.                 

                                       يك ميدان و دو هجوم  «تهاجم فرهنگي »     

نه مرز ، تنها مرزآ ب وخاكي است، نه حمله، تنها حمله زميني وهوايي ونه هجوم،  فقط نظامي است. «تهاجم فرهنگي »  خطرناكترا زهجوم نظامي است.درهجوم نظامي طمع به خاك است وزمين، درشبيخون فرهنگي، طمع به اخلاق است ودين . آن ترسناك ونفرت آفرين است ،واين فريبنده است وجذاب. آن حمله، افرادرا به دفاع واميدارد واين به پذيرش واستقبال. كشته آن شهيد است ومرده اين پليد. درحمله نظامي، سفير اولين گلوله همه را متوجه خطرميسازد امادر تهاجم فرهنگي گاهي تا آ خرين گلوله دشمن‘ هنوز عده اي شبيخون دشمن را باور نمي كنند. درآنجا زميني ازدست ميرود اينجا شرف ودين.درميدان حمله، مقروخطوط وخاكريزها بمباران ميشود ودر تهاجم فرهنگي، مدرسه ها دانشگاه هاو مطبوعات ،انديشه ها وعقايد. اسيران آن ميدان آزاده ا ند واسيران اين ميدان ، معتاد وآلوده.تشيع جنازه يك شهيد به يك شهر روح ميبخشد ولي آلودكي نسلي به ابتذال ،روح جامعه را افسرده ميسازد.بكوشيم ازمجروحان اين جبهه نباشيم واكر تركش خورده ايم به درمانگاه توبه برويم .آيا  سلامت روح باندازه سلامت جسم مهم نيست.

  غنا و موسیقی حرام در نگاه قرآن ، روايات وفقها:  لقمان آیه 6: من الناس من یشتری لهوالحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم ... بعضی از مردم «لهوالحدیث» خریداری میکنند تا مردم را از روی جهل و نادانی گمراه سازند و آیات الهی را به استهزا و سخریه گیرند برای آنها عذایی خوار کننده مهیاست. (لهوالحدیث: غنا و موسیقی، اشعار عاشقانه، داستانهای خرافی)1- امام صادق (ع): در خانه ای که موسیقی (غنا) نواخته شود دعا مستجاب نمی شود و فرشتگان داخل آن نمی گردند و چنین خانه ای از بلای ناگهانی در امان نیست (فروع کافی، ج 6، ص 433) 2- امام صادق (ع): موسیقی (غنا) سبب ایجاد حالت نفاق و دوروئی در شخص میگردد و آدمی را به فقر و تنگدستی گرفتار میسازد. (وسائل الشیعه، ج 17، ص 309) .پیامبر اکرم (ص): غنا زمینه ساز زنا است.  پرسش1 : چرا مراجع موسیقی و غنا را کلاً تحریم نمی کنند، به جای انداختن مردم در حیرتِ تشخیصِ موسیقی لهوی و غیر لهوی و واقع شدن در شبهات آن ؛زیرا بیشتر جوانان در تشخیص موسیقی لهوی سرگردانند. پاسخ: به خاطر اینکه مراجع شأنشان نیست که تشریع احکام الهی از جانب خودشان کنند فقط وظیفه آنان است که آنچه از ادله احکام فهمیده اند (از قرآن و سنت) را بیان نمایند و آنچه از آن دو فهمیده اند؛ فقط حرمت غنا و موسیقی لهوی است. (صراط النجاه، آیه الله العظمي خوئی و تبریزی، ج 2، ص 924). پرسش 2:آیا صحیح است آنچه گفته     می شود که برای موسیقی ریشه هایی در اسلام است و با موسیقی وصول الی الله ممکن است؟ (موسیقی عرفانی) پاسخ: موسیقی و آهنگ از طریق وصول به خداوند متعال و کشف عظمت عالم هستی و رسیدن به معرفت خالق متعال نیست، و از طریق موسیقی نمی توان به آن رسید. (اجوبه الاستفتاعات، آیت الله خامنه ای، ج 2، ص 27، س 64) - تذکر: در ج 17 تفسیر نمونه ذیل آیه 6 و 7 لقمان بحث مبسوطی پیرامون غنا و موسیقی مذکور است همچنین آیات72 فرقان،  31 حج، 3 مؤمنون از سخنان باطل و غنا و خوانندگی حرام و شرکت در مجالس آن نهی میفرماید.                  التماس دعا        



[1]- منیه المرید فی آداب المفید و المستفید از شهید ثانی،  (آداب تعلیم و تعلم در اسلام) ترجمه: دکتر سید محمدباقر حجتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی- خرداد 59 .

 

1 - شیوۀ برخورد با جوان (محمد علی سادات)

2-پر وفسور       .Roger Garoady

[4] - كتاب دين شناسي ‘ص79 الي 88 وكتاب نگرشي بر مقاله بسط وقبض شريعت دكتر سروش، مولف علامه محمد حسين حسيني طهراني،،موسسه ترجمه ونشر علوم اسلامي،1415 ه.ق.

1-[5]بركرفته ازكتاب خاتميت‘اميرپور ‘علي و مجله بويا ‘ نشريه دانشجويي دفترپز وهش هاي فرهنكي‘ش 7.

 

[6] - كتاب مبانی اعتقادی وهابیان، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمكران،1386، قم وكتاب توسل ،علي اصغر رضواني . 

ویژه نامه همایش گروه دین وزندگی

                                                        بسمه تعالی                             

                                    ويژه نامه همايش «معنويت واخلاق»

فرهنگيان ،فرهيختگان  وهمكاران محترم  گروه دين وزندگي ضمن ارج نهادن بر حضورتان دراين  سايت  علمي وديني برآن هستيم در اين ويژه نامه با ارائه  مباحثي كوتاه از حوزه  دين ،معارف اسلامي و چالشهاي پيش روي جامعه كنوني در حوزه معنويت و علوم ديني درمسيررشد معنوي و ارتقاءمعرفت ديني وعلمي كه رسالت  نظام تعليم وتربيت ماست ، گامي كوچك برداريم. اميد است؛ مورد تاييد حضرت ولي عصر(عج)وموجب بهره ورضايت  عزيزان قرارگيرد.                                           «گروه دين وزندگي آموزش و پرورش بهشهر»

                                                                               دبيرخانه همايش –  آذر 1387

                                 سايت كروه دين وزندگي بهشهر:     www.marefbeh.blogfa.com

گزاررش برپایی همایش معنویت واخلاق  ( گروه دین و زندگی بهشهر )

 

                                                 باسمه تعالي

همايش معنويت و اخلاق با عنايت خداوند متعال و همكاري و مساعدت مسئولين محترم اداره ي آموزش و پرورش شهرستان بهشهر با تلاش گروه آموزشي رشته ي دين و زندگي در روز پنجشنبه 7/9/87 با حضور مدعوين و مسئولين و سرگروه هاي دين و زندگي شهرهاي همجوار و مربيان پرورشي ودبيران معارف اسلامي و مديران و همكاران فرهنگي و بسيجيان فرهيخته ( دانشجويان و دانش آموزان و طلاب ) در كانون شهيد هاشمي نژاد بهشهر با موفقيت و حضور گسترده ي آنان  برگزار گرديد .

همايش با تلاوتي چند از آيات قران كريم و پخش سرود جمهوري اسلامي راس ساعت 10/9 دقيقه آغاز و با خير و مقدم آقاي گرجي مديريت محترم آموزش و پرورش شهرستان ادامه يافت . سپس دبير همايش وسرگروه دين و زندگي خانم افتخاريان به تبيين اهداف كلي همايش پرداختند .

 در ادامه جناب حجۀ الاسلام و المسلمين  آقاي دكتر غلامرضا ادبي  ( عارف جليل القدر و استاد حوزه و دانشگاه ) ضمن تجليل از بسيجيان رابطه ي اخلاق و معنويت را بيان نموده و مكانيزم وجود انسان را تشريح كردند...

بعد از سخنراني ايشان مداح اهل بيت آقاي عسگري در آستانه شهادت امام جواد (ع) به ذكر مصائب پرداختند . بعد از پذيرايي  جلسه ي پرسش و پاسخ با حضور دكتر ادبي و استقبال گرم مدعوين انجام گرديد كه   الحمد الله بسيار مفيد واقع گرديد .

طبق نظر سنجي بعمل آمده از بين 220 نفر از شركت كنندگان همايش اكثريت مطلق رضايت كامل  از كيفيت و اجراي همايش داشتند وخواستار اجراي مجدد چنين برنامه هايي در سطح شهرستان بودند.

     درپایان از کلیه ی عزیزانی که در برگزاری همایش ما را یاری نمودند کمال تشکر را داریم .                                                                                                                             

                                                                                                   

                                    والسلام عليكم و رحمۀ الله و بركاته

دبیر همایش و سرگروه دین و زندگی - سکینه افتخاریان با همکاری خانم یعقوبی