طرح درس

بسمه تعالی

طرح درس ساختارگرایی              نام درس : دین وزندگی ( 2)                 درس سوم – پایه دوم                موضوع : سرمایه های انسان  صفحات 32 تا 41

سال تحصیلی 90-89                  نام آموزشگاه : دبیرستان توحید              نام دبیر : افسانه رحمانی            تاریخ تدریس : 21/7/89

 

 

هدف کلی : دانش آموزان با ارزشهای وجودی انسان آشنا و به جایگاه خود در میان موجودات دیگر پی می برند.

اهداف درس

مفاهیم

وسایل آموزشی

فعالیت های یاددهی و یادگیری

فعالیت

ارزشیابی

دانستنیها و مهارتها :

1-ارزش و کرامت انسانی را می فهمند .

2-به جایگاه انسان در نظام آفرینش پی می برند .

3-براساس آیات و سوره درس سرمایه های وجودی انسان را نامگذاری می کنند.

4-عوامل گمراه کننده انسان را تشخیص می دهند.

5-عوامل رشد وگمراهی انسان را با هم مقایسه می کنند .

6-آیات قرآنی درس را به طور صحیح قرائت و ترجمه می نمایند .

نگرشها :

1-آیاترا به دقت گوش داده و برای ترجمه همکاری می کنند.

2-با هم به سوالات کتاب پاسخ می دهند .

3-برای نامگذاری راههای رشد و گمراهی انسان فعالیت می کنند .

4-نسبت به شناخت شیطان و راههای فریب آن علاقه مندند.

1-کرامت انسانی

2-ارزش و جایگاه انسان

3-سرمایه های وجودی انسان

4-راههای هدایت

5-عوامل گمراه کننده

6-دلیل بهشتی و جهنمی بودن انسان

1-گچ و تخته

2-دفتر حضور و غیاب

3-کتاب درسی

4-کتاب قرآنی و نوار آموزشی

5-مطالبی از مجلات و سایت های مختلف در مورد شیطان

1-روش تلفیقی

2-توضیحی

3-پرسش و پاسخ

4-فعالیت گروهی

5-معرفی بعضی از کتب و سایت

1-انجام امور مقدماتی

مانند : سلام و احوالپرسی ، حضور و غیاب و . . .

2-پرسش از درس گذشته

3-ایجاد انگیزه و آماده سازی

4-انجام ارزشیابی

5-ارائه درس جدید

6-بحث گروهی(هدایت ، کنترل ، راهنمایی )

7-نتیجه گیری دانش آموزان و تکمیل توسط معلم

8-ارزشیابی پایانی

9-دادن تکلیف و تحقیق به دانش آموزان

الف :

تشخیص: (ارزشیابی تشخیصی )

1-ما با موجودات دیگر چه تفاوتی داریم

2-چرا بعضی به جهنم و بعضی به بهشت می روند

3- شیطان چیست و چه تأثیری در زندگی ما دارد ؟

ب :ارزشیابی پایانی :

1-سرمایه های وجودی انسان را نام ببرید ؟

2-نفس اماره را توضیح دهید ؟
3-شیطان از چه راههایی انسان را گمراه می کند ؟

 

طرح درس

بسمه تعالي

طرح درس ساختارگرايي:

درس: دين و زندگي                                                                پايه: دوم                                                 موضوع: نظارت همگاني                                           درس: 14                                                سال تحصيلي: 89-90

 

هدف كلي: دانش آموزان با امر به معروف و نهي از منكر و مراحل و شرايط آن آشنا مي شوند                         نام آموزشگاه: دبيرستان دخترانه شاهد بهشهر                                    نام دبير: ام كلثوم محسن زاده

اهداف درس:

مفاهيم

وسايل آموزشي

فعاليتهاي ياددهي و يادگيري

فعاليتها

ارزشيابي

الف) دانستنيها و مهارتها:

1-     آيات درس را صحيح قرائت مي كنند .

2-     آيات درس را صحيح ترجمه مي كنند.

3-   امر به معروف و نهي از منكر را تعريف مي كنند و نمونه هايي را مثال مي زنند.

4-     شرايط امر به معروف و نهي از منكر را توضيح مي دهند.

5-     مراحل امر به معروف و نهي از منكر را بيان مي كنند.

6-   احاديث مختلف در مورد اهميت امر به معروف و نهي از منكر از بزرگان دين را بيان مي كنند.

7-   توصيه هاي موثر امر به معروف و نهي از منكر امام خميني «ره» بيان مي نمايند.

ب) نگرشها:

1- نسبت به آيات قرآن درس علاقه بيشتري نشان داده و در مورد آن اطلاعات بيشتري كسب مي كنند.

2- مي توانند در آيات درس تدبر كرده پيامهايي از آن استخراج كنند.

3- نسبت به احكام امر به معروف و نهي از منكر و شيوه هاي بزرگان دين در اين زمينه احساس مسئوليت بيشتري نشان داده و وظايف خود را در زمان و شرايط مناسب انجام مي دهند.

4- با هم در مورد امر به معروف و نهي از منكر همكاري مي كنند و هنگام امر به معروف و نهي از منكر به شرايط و مراحل آن توجه مي كنند.

 

1- معناي امر به معروف و نهي از منكر

2- شرايط امر به معروف و نهي از منكر

3- مراحل امر به معروف و نهي از منكر

4- اهميت امر به معروف و نهي از منكر در زندگي

1- دفتر حضور و غياب

2- گچ سفيد و رنگي

3- كتاب درسي و غير درسي

4- تخته كلاس

5- مقواهاي آموزشي

6- كتاب قرآن مجيد

7- نوار قرآن و ضبط صوت

8- استفاده از صورت زيباي دانش آموزان قاري قرآن

9- معرفي كتب در رابطه با امر به معروف و نهي از منكر

1- روش تلفيقي

2- فعاليتهاي گروهي

3- پرسش و پاسخ

4- سخنراني

5- فهرست سايتهاي قرآن و مفاهيم آن براي آشنايي دانش آموزان

6- استفاده از داستانهايي از سيره بزرگان دين و علما كه امر به معروف و نهي از منكر مي كردند

7- تحرير و تقرير

1- انجام امور مقدماتي مانند سلام و احوالپرسي و حضور و غياب

2- چند پرسش از درس گذشته

3- ايجاد انگيزه و آماده سازي براي شروع درس جديد

4- نوشتن عنوان درس

5- توضيح درس

6- تشكيل گروهها

7- تحقيق و مطالعه در تفسير آيات

8- استفاده از نظرات دانش آموزان در مورد درس

9- خلاصه و نتيجه گيري توسط دانش آموزان

10- انجام سوالات مناسب و پاسخ
دانش آموزان به سوالات

الف) ارزشيابي تشخيصي:

چند سوال از پيش دانسته هاي دانش آموزان

دختر خوبم:

1- امر به معروف و نهي از منكر را تعريف كن

2- چرا بايد امر به معروف و نهي از منكر كرد؟

3- در مورد اهميت امر به معروف و نهي از منكر بگو

4- امر به معروف و نهي از منكر چه شرايطي دارد؟

ب) ارزشيابي پاياني:

1- چرا دعوت به خير و نيكي قبل از امر به معروف و نهي از منكر است؟

2- مراحل امر به معروف و نهي از منكر را بگو

3- چهار توصيه امام خميني «ره» در مورد امر به معروف و نهي از منكر را بگو

4- دعوت به خير و نيكي در جامعه چه تاثيراتي دارد؟

5- چه نتيجه اي از درس مي گيريد؟

 

 

 

یاعلی رفتم بقیع اما چه  سود                 هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود

یاعلی قبرپرستو یت کجاست                    گل صد برگ خوشبویت کجاست

         شهادت ام ابیها وبانوی دو عالم بر تمام شیعیان تسلیت باد.                                              

بهاییت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ویژه نامه بهائیت

 

 

 

فروردین 1390

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بسمه تعالی

      یکی از شگرد های دستگاههای اطلاعاتی نظام سلطه غرب فرقه سازی در بین مسلمانان بود. استعمارگران با ایجاد حمایت ، تبلیغ و        سرمایه گذاری بر روی فرقه های تحریف شده در صدد حذف یا کمرنگ جلوه دادن مبانی اصیل اسلامی و دخالت در مسائل سیاسی و اجتماعی بودند. آنها با برجسته کردن ظواهر دین توسط این فرقه ها و ایجاد شبهات متعدد در مبانی دینی به طراحی مدلهای بدلی و فرعی در مقابل اسلام ناب محمدی (ص) پرداختنددر درون مذهب تشیع نیز فتنه تشکیل بابیّت و بهائیت را بوجود آوردند . جاسوسان سرویسهای اطلاعاتی استعمارگران پس از سالها مطالعه و بررسی عناصر ضعیف النفس ، بی ایمان جاه طلب و ساده لوح را شناسایی و به طرز ماهرانه ای تحریک نمودند تا منافع استعماری خویش را بدینوسیله تضمین کنند . فرقه ضاله بهائیت یکی از دست پرورده ی استعمار است که همواره نه تنها در برابر تشیع که در برابر کل جهان اسلام قرار دارد. و در طول قرن اخیر شاهد برخورد کوبنده علمای شیعه و اهل تسنن با این فرقه بودیم. ( ماهنامه هدایت – شماره 83)

      انگیزه های پیدایش بابیّت و ادعاهای رهبران این فرقه عبارتند از : 1- ثروت اندوزی 2- توهم 3- جاه طلبی 4-شهوترانی  5-  مسائل سیاسی و تفرقه در صفوف ملت مسلمانان ( فرهنگ نامه مهدویت – خدا مراد سلیمانیان ص 69 )فرقه ی ضاله بهائیت همواره مواضعی ضد دینی و ماهیت وابستگی به استعمار خارجی داشته و مورد انزجار و طرد و تکثیر تمامی مسلمین بود. بهائیت انشعابی از فرقه های ضاله ازلیت ،بابیت و شیخیه می باشد و همواره بعنوان عامل و حامی روسیه و انگلیس و اسرائیل وآمریکا و سایر استعمار گران عمل کردند در قداست زدایی و مقابله با احکام نورانی اسلام گوی سبقت را از مستکبران ربودند.

      خاندان و نوادگان بهائیت با روسیه تزاری وصلت و خویشاوندی برقرار کردند . در همه مراحل فعالیت مورد حمایت سفارت روس بودند .آثار بهائیان توسط کاپیتان تومانسکی از روسیه ترجمه و منتشر شد . اولین مرکز تبلیغاتی بهائیان  در خاورمیانه توسط روسها در عشق آباد ساخته و حمایت شد در سفارت خانه و بانک استقراض روسیه در ایران مشغول کار بودندو حسینعلی بهاء توسط دالگوروکی سفیر روسیه در ایران از زندان آزاد و مورد حمایت سفارت روس قرار گرفت . در دوران قاجار سفارتخانه های اروپاییی در ایران توسط بهائیان مدیریت می شد منابع مالی بهائیان در ابعاد تبلیغی و مبارزه مسلحانه و زندگی  شخصی و تجارت از سوی روسیه تامین می گردید و بسیاری از آنان با زنان یهودی از روسیه ازدواج         می کردند . بهائیت در اواخر جنگ جهانی اول احساس کرد دولت روسیه به چشم زائد به آنها نگاه می کند. عباس افندی رهبر بهائیت از مدتها قبل در خط ارتباط با غرب بود بعنوان قبله سیاسی جدید به سمت لندن گرایش یافت . او از سلطه بریتانیا برفلسطین به گرمی استقبال کرد و سلطه غاصبان انگلیس بر آن را برپاشدن خیمه های عدالت شمرد و از سوی امپراطور انگلیس لقب سِر و نشان نایت هود گرفت . عباس افندی مورد عنایت و حمایت آشکار چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس ) هربرت ساموئل ( کمیسر عالی بریتانیا در فلسطین) و رونالد استوز( فرماندار حیفا و توابع ) قرار داشت او در جنگ جهانی اول برای شکست امپراطوری عثمانی به انگلیس کمک کرد . فرقه بهائیت در دوران حکومت پهلوی و پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد حمایت امریکا بود.

      دکتر ولایتی در مصاحبه ای می گوید آقای دولمرت نخست وزیر اسرائیل می گوید: ما به خاطر بهائیان به ایران حمله نمی کنیم . حسینعلی بهاء موءسس بهائیت از زندان عکای فلسطین مژده تجمع و عزت یابی یهودیان در ارض موعود را مطرح می سازد. بهائیان در کودتای انگلیس در سوم اسفند 1299 دخالت آشکار و موءثر داشتند. در دو دهه آخر سلطنت پهلوی به بالاترین مقامات سیاسی واقتصادی و فرهنگی و نظامی ایران دست یافتند.در سرکوب نهضت  امام خمینی (ره) از سوی رژیم طاغوت نقش زیادی داشتندو پس از انقلاب اسلامی همواره و با همه توان در خدمت صهیونیسم بودند.

      « روحیه ماکسول از رهبران بهائیت (همسر شوقی افندی )  تصریح می کند که من ترجیح می دهم که جوان ترین ادیان (بهائیت ) از         تازه ترین کشورها ی جهان ( اسرائیل ) نشو نما نماید و در حقیقت باید گفت آینده ی ما بهائیت و اسرائیل  چون حلقات زنجیر بهم پیوسته است        «اخبار امری ارگان بهائیان ایران ش 10 »

جمال پاشا فرماندار کل قوای عثمانی در منطقه فلسطین به کشتن عبدالبهاء به عنوان جاسوس بریتانیا تصمیم گرفت .مقامات انگلیس در مراسم تشییع جنازه عبدالبهاء با تشریفات کامل شرکت جستند. «  ماهنامه هدایت ش 83»

اگر زعمای بهائیت به حقانیت ادعای خود یعنی ارائه یک دین جدید و برحق به بشریت ایمان داشتند چه دلیلی دارد که با کشورهای استعمارگر نهایت همکاری را داشته و مورد حمایت و پشتیبانی آنها قرار گیرند. فرقه ای که هیچ پایه و اساس اصولی و منطقی و الهی برخوردار نبوده و به هیچ وجه قادر به اقناع اندک مخاطبان نیست و هیچ نقطه اتکایی نداردلاجرم برای ادامه حیات در دامن بیگانگان قدرتمندبه عنوان جایگاهی که بتواند در درون آن نشو و نما  کند قرار می گیرد و به این ترتیب نوعی تعامل و روابط دو جانبه عمیق میان بهائیت و استعمارگران شکل گرفته و آنها امکان حیات این فرقه و رهبرانش را فراهم کرده و در مقابل از خدمات و کارکردهای دست اندرکاران بهائیت بهره مند گردیدند.(کنکاش در بهائی ستیزی )

 

 

باب

      سید علی محمد باب موءسس طایفه بابیه در محرم سال 1235 هجری قمری در شیراز متولد شد. او در شیراز به تحصیل فارسی سپس در اوان بلوغ به بوشهر رفت و مقدمات صرف و نحو زبان  عربی را آموخت . در آثار او اغلاط صرفی و نحوی و عبارات ناپخته وجود دارد.پیروان باب سعی می کنند وی را درس ناخوانده (امّی ) و دارای علم موهوبی بدانند . پس از دو سال تحصیلات مقدماتی بکار تجارت پرداخت. در این ایام ذوق ریاضت و ذکر و فکر مراقبه که شیوه دراویش و صوفیه بود در سرش افتاد و به و به ریاضات شاقه و طاقت فرسا مشغول شد اغلب روزها بربام خانه بالا می رفت  در هوای گرم بوشهر در مقابل آفتاب سوزان سر برهنه به ذکر و دعا می پرداخت . مداومت در این امور اعتدال مزاج و حواس او را بهم زد و اختلالی در افکارش پدیدار گردید و دست از کسب و کار کشیدو به کربلا رفت در این اوقات عقائد شیخ احمد احسائی که مبتکر طریقه جدید در حکمت و عرفان بود و به عقیده خودش استظهار این عرفان را از احادیث و اخبار می نمود قوت گرفت و گروهی در محضر درس شاگرد و و مروج طریقه او سید کاظم رشتی حاضر شده و از او استفاده می کردند و سید باب در سلک شاگردان سید در آمد .

       شیخ احسائی مکتب جدیدی در فلسفه و عرفان تاسیس نمود که با مبانی فلسفه و عرفان اسلامی نمی ساخت و مخالف رویه اخباریین و محدثین شیعه بود آیات و روایات را بدون هیچ دلیل و ملاکی توجیه و تاویل کرد که مورد انتقاد شدید فقها و محدثین شیعه و طایفه اخباری قرار گرفت و ضربتی بر قرآن و حدیث وارد کرد . رشته بافندگی از شیخ شروع شد و به سید باب ختم گردید و میرزا حسینعلی بها همان مطالب       سید باب را تلخیص نمود و با اسلوب دیگری که نزدیکتر به تصوف باشد بنام ظهور جدید اظهار نمود . شیخیه در معارف دینی فقط به چهار رکن معتقدند : 1- توحید 2- نبوت 3- امامت 4- اعتقاد به شیعه کامل (رکن  رابع ) یعنی نیابت خاصه امام علیه السلام که مخصوص شیعه خاص       می باشد و معتقدند که باب نیابت خاصه پس از نوّاب اربعه بر خلاف اعتقاد فقهاء و محدثان شیعه مسدود نشده و همچنان مفتوح است و احکام را بلاواسطه از امام می گیرد . به اعتقاد شیخیه آن حضرت در عالم وهمی بنام هور قلیا  زیست می فرماید آنگاه که پروردگار اراده فرماید از آنجا نزول نموده و به وظیفه ی اصلاح عالم از مفاسد قیام نماید .

      سید کاظم در اغلب اوقات شاگردان خود را به قرب ساعت ظهور مهدی (ع) خبر می داد . بطوریکه انتظار فرج امام (ع) در بین اطرافیان آنان قوّت گرفت هر دم مترصد قائم (ع) بودند. پس از مرگ سید کاظم رشتی میرزا علی محمد شیرازی خود را لقب باب می خواند (شیعه کامل ) . او ابتدا به عنوان باب واسطه بین امام غائب و شیعیان بود . ولی طولی نکشید که از این درجه قدم به بالا نهاده و ادعّا نمود که خود همان قائم موعود و مهدی منتظر و امام ثانی عشر است . و مقام مهدویت را که باز به اعتقادعلما و محدثان شیعه مقام وصایت و تابعیت بود به مرتبه شارعیت و اصالت تبدیل نمود و مدعّی وحی و کتاب جدید و شریعت جدید و دین تازه گردید و گفت خداوند کتاب بیان را بر او نازل کرد و آیات اول سوره الرحمن درباره اوست و قران و اسلام را منسوخ اعلام کرد و علی محمد دعوت خود را به عنوان بابیت آغاز کرد . و حتی قدم بالاتر نهاد ، زمزمه ربوبیت و الوهیت نمود و خود را ذکر اکبر و رب اعلی نامید . ازاز کلمات اوست : لا اله الا انا الاحد الاحید ،لا اله الا انا الصماد الصمید ، لا اله الا انا السراج السریج و لا اله الا انا القدام القدیم .... وی در جایی خود را اعظم از کل انبیاء و رسل نامید و اوّل من سجدنی محمد گفت.

      سید علی محمد از کربلا عازم ایران شد. در بوشهر  به اغوای مردم ساده لوح پرداخت و هر کس دعوت او را می پذیرفت ریاست و حکومت یکی از بلاد ها را که بعد ها به دست او مفتوح گردد وعده می داد.پس از اینکه دعوت باب اشتهار یافت دستگیر شد و علماء حکم به ارتداد و کفرش دادند و قتل او را واجب شمردند منتهی چون گمان جنون وی می رفت خواستند در مسجد وکیل شیراز بر فراز منبر ادعای خود را تکذیب نماید و توبه کند و چنین کرد و در زندان محبوس گردید . 28 ماه در زندان چهریق بود . در زندان دست از دعوت مردم بر نداشت و پیروانش در اطراف مملکت بنای شورش و فتنه را گذاردند و دولت امیر کبیر تصمیم بر قتل او گرفت . در 27 شعبان 1266 قمری در سن 32 سالگی در میدان تبریز بدار آویخته شد . مدت دعوت او 6 سال بود . کتب بیان فارسی و عربی و شئون الحمرا و احسن القصص از معروفترین آثار اوست .

 بهاء :  میرزا حسینعلی نوری فرزند میرزابزرگ نوری ملقب به بهاء الله در اوا ئل شوال 1233 قمری تولد یافت . در 27 سالگی دعوت باب  را شنید به او گروید و و او تحصیلات فارسی و مقدمات عربی به شکل ناتمام و ناقص داشت . و اغلاط موجود در نوشته هایش این معنی را تایید می کند . ادعای امّی بودن از طرف خودش و پیروانش دروغ محض است . پس از قتل باب بهاء به همراهی برادرش میرزا یحیی (ازل) به تبلیغ پرداخت چون وصی منصوص باب میرزا یحیی برادر بهاء بود در ابتدا افکار پیروان باب متوجه او بود . بهاء بابیه را به سوی  برادرش می خواند تا سال 1280بهاء مروج طریقه باب و مطیع برادرش بود . در اواخر سنه 1280 بهاء در حین خروج از بغداد ( تبعید بود) از اطاعت برادرش ازل سرباز زد و مردم را مستقیماً بخودش دعوت نمود و خویش را موعود نقطه بیان و من یظهره الله معرفی کرد . با آنکه سید باب خطاب به ازل طلوع من یظهره الله را قریب دو هزار سال پس از خود داشته است .زیرا به عقیده او عمر عالم از زمان حضرت آدم الی عصر خود 12210 سال بود و هر هزار سال از عمر عالم معادل است با یک سال از عمر ظهورات و نمو آنها بصورت کمال.

     پس از جدائی دو برادر و مخالفت و منازعه آنها با یکدیگر دولت عثمانی ازل و تابعینش را از ادرنه به قبرس و بهاءالله را به عکّا تبعید نمود . از سال 1285 این طایفه به دو دسته ازلی و بهائی تقسیم شدند. ( کتاب خاتمیت – علی امیر پور )

بها مریدان خویش را اغنام الله و مخالفین خویش را ذئاب نامید. بهاء سپس دعوی من یظهری و رجعیت حسینی سپس رجعت مسیح و مدتها بعد ادعای ربوبیت و الوهیت کرد و گفت انبیاء در من ساجدند و همه خدایان مخلوق من می باشند .( کتاب بهائیت چگونه پدید آمد – نورالدین چهاردهی )

      در اعترافات وزارت مستعمرات انگلیس آمده است که میرزا حسینعلی بهاء وقتی به رهبری بهائیت رسید ابتدا ادعای پیامبری و سپس ادعّای الوهیّت نمود در آن هنگام بازار خدایی رواج پیدا کرد و هر که از پیروان صبح از خانه بیرون می آمد هوس خدایی می کرد .  بهاء می گوید تمام خدایان از ترشح امر من خدا شدند و همه پروردگاران از دمیدن حکم من پروردگار گردیدند. ( اعترافات وزارت مستعمرات – عطایی اصفهانی ج2 ص 437 )

   بهاء به بیماری رعشه دست وفتق مبتلا بود و در سنه 1309 ه.ق در عکا پس از گذراندن بیماری زحیر که 22 روز بطول انجامید در گذشت . پس از بهاء پسر ارشدش عباش افندی ملقّب به عبدالبهاء جانشین وی گردید .عبدالبهاء جز ادعای پیروی از پدر و نشر تعالیم او نداشت . از مهمترین رویدادهای زندگی عبدالبهاء سفر به اروپا و آمریکا بود که نقطه عطفی در ماهیت بهائیت محسوب می شود. در واقع فاصله گرفتن رهبران بهائی از ایران و مهاجرت به استانبول و بغداد و فلسطین در نهایت ارتباط با غرب عملاً سمت و سوی این آیین را تغییر داد و از اسلام دور کرد عبدالبهاء در سفرهای خود تعالیم باب و بهاء را با آنچه در قرن 19 در غرب تحت عناوین روشنگری و مدرنیسم و اومانیسم متداول بود آشتی داد ، ترک تقلید ، ترک تعصبات ، الفت و محبت میان افراد بشر(بدون هیچ قید و شرطی ) تساوی حقوق مرد و زن ، تحریم جنگ و بسیاری از شعارهای فریبنده و جذاب دیگر ، حاصل اندیشه های غربزده عبدالبهاء است . عبدالبهاء در یکی از الواح خود نوشته: تعصب دینی و تعصب سیاسی و اقتصادی و وطن هادم بنیان انسانیت است . بعد از بهاء پیروان عباس افندی را ثابتین و معتقدان برادر عبدالبها را ناقضین نامیدند. عبدالبهاء مدت 7 سال در عکا زندانی بود .در 28 نوامبر 1921 میلادی در گذشت .

      پس از عبدالبهاء ، شوقی افندی فرزند ارشد دخترش جانشین او شد  او برخلاف اجدادش تحصیلات رسمی داشت و در توسعه تشکیلات اداری و جهانی بهائیت و ساخت معبدهای قاره ای بهائی موسوم به مشارق الاذکار نقش اسا سی داشت و از تاسیس دولت اسرائیل حمایت نمود.شوقی در سال 1336 با بیماری آنفلوانزای آسیایی در لندن در گذشت. شوقی افندی عقیم بود و پس از او همسر  امریکائیش روحیه ماکسول و یک گروه 27 نفری منتخب شوقی ریاست بهائیت را به عهده گرفتند.اکنون از این تعداد روحیه ماکسول و 2 تن دیگر زنده اند .( نفوذ نرم فرقه های دروغین ص16)

  در بابیت و بهائیت خرافات و انحرافاتی وجود دارد که عقل را متحیر و قلم را از نگارش شرمسار می سازد .

  نمونه هائی از احکام باب :

1- در کیش باب درس خواندن و درس دادن در هر رشته و علمی تحریم گردیده مگر آنچه خود باب نوشته و یا در ترویج امر بابیت بنویسند . (بیان فارسی ص 130) 2- باب تحریم مسکرات و افیون ، استعمال دارو را نیز حرام کرد. ( بیان عربی ص 42 ) 3- خرید و فروش صادرات خراسان حرام است (بیان فارسی ص 322 )  4- باب تجویز می کند اگر کسی نتوانست همسر خود را باردار کند اذن دهد که از دیگری باردار شود مشروط به آنکه شخص ثالث ایمان به باب داشته باشد . بیان فارسی ص 298 ) 5-باید به دستور باب کلیه کتب علمی جهان در هر رشته بکلی از بین برده شود جز کتبی که در ترویج امر او بنویسند. بیان فارسی ص 198 ) 6-باب دستورمی دهد هرگاه از پیروان او کسی به سلطنت رسید احدی غیر از موءمنین به او روی زمین نگذارند. ( بیان فارسی ص 262 ) 7- استمناء در شریعت باب جایز است . (بیان عربی ص 35 ) 8-کودکان ما را روی صندلی یا کرسی یا تخت بنشانید که از عمرشان حساب نشود و به هر چه خشنود شوند آزادشان گذارید و به آنها خط شکسته بیاموزید . (بیان عربی ص 26 ) 9- ما تخم مرغ را رزق اولی ( علی محمد باب ) قرار دادیم شاید شما شکر گزار ی کنید . 10 بدستور باب هر شخص بابی حق ندارد بیش از 19 جلد کتاب داشته باشد و اگر تخلف ورزید 19 مثقال طلا جریمه باید بدهد. 11- باب دستور می دهد تمام آثار او را مالک شوند و لو اینکه چاپی باشد . (بیان عربی ص 42 ) 12- باب دستور می دهد اموالی و هرچه را که منسوب به غیر موءمنین به اوست در هر کجا قدرت دارند مصادره کنند. ( بیان عربی ص 18 ) 13- باب دستور می دهد که از مدفوع حیوانات پرهیز نکنید. ( بیان عربی ص18 ) 14- باب دستور می دهد از سگ و غیر ان پرهیز نکنید . (بیان عربی ص 44 )  15- در شریعت باب واجب است که هر نفسی برای وارثان خود19 ورق کاغذ سفید لطیف ارث باقی گذارد . (بیان فارسی ص 274 ) 16- در آئین باب تزویج دو خواهر در یک زمان و ازدواج خواهر و برادر جایز است .در کتاب هشت بهشت در آیین باب تاریخ بابیّه ص 189 سطر دوم و سوم می نویسد :از احکام نکاح اینکه جمع ما بین اختین در شریعت بیان جایز است .  نکاح اخت (خواهر) مادام که برادر او را از هنگام ولادت روءیت نکرده باشد جایز است . (خاتمیت – علی امیرپور- ص 64-70)  17- هر 200 سال یک  مرتبه تمام کتب پیشین را از بین ببرند و کتابهای تازه بنویسند. (ماهنامه هدایت شماره 83 )

      در مرام و مسلک بابیّه مشحون از تعارضات و ابهامات و اشتباهات فاحش و حیرت آور دستوری و ادبی است که جای هیچ گونه تعجبی ندارد.

نمونه هائی از احکام بهاء : 1- سارق را باید اول تبعید نمود و سپس محبوس و با رسوم علامتی از آهن بر پیشانی او بنهند . برای دفعات بعد در بهائیت حکمی نیست . ( کتاب اقدس آیه 109 )  زن بهائی اگر دزدی کند حکمی ندارد. 2- تراشیدن سر حرام ولی تراشیدن ریش جایز است . (ماهنامه9هدایت شماره 83 ) 3- ازدواج موقت را خدا حرام کرده و مردم را از هواپرستی منع کرده است . ( ماهنامه هدایت ش 83 ) 4- درست است که پیغمبر اسلام فرمود :لا نبی بعدی  ولکن نفرمود که بعد از من ظهوری و کتابی نخواهد بود. بهاء می گوید پیغمبر از ظهور من خبر داد زیرا اسم من « لا » است و حضرت هم فرمود : لا ، نبی بعدی  . ( کتاب بررسی عقائد و ادیان – آیت الله مصطفی نورانی ص 422 )

5- نفی جنگ و جهاد بطور مطلق ( ماهنامه هدایت ش 83 ) 6- زیادتر از دو زن حرام است . ( ماهنامه هدایت ش 83 ) « 7- حق ازدواج پسر و دختر در سن 15 سالگی است و رضایت  والدین دو طرف  عروس و داماد و مدت نامزدی بیش از 95 روز حرام است .  8- مهریه در شهر ها از 19 الی 95 مثقال طلا  که هر مثقال 19 نخود باشدو در دهات بهتر  است که 19 مثقال نقره باشد و فی المجلس مهریه را بپردازد.  9- در طلاق زن و شوهر یکسال صبر کنند و طلاق با اطلاع شهود باشد و مرد به زن نفقه بدهد. 10 بخشش بر گدا حرام است . 11- گدائی حرام است .

 12- هر بهائی هفته ای یکبار حمام کند و ناخن بچیند. 13- در تابستان روزی یک مرتبه و در زمستان سه روز یکبار پاهای خود را بشوید .

 14- از سن 15 سالگی نماز و روزه بر هر بهائی واجب است . 15 -نماز جماعت حرام است مگر نماز میّت جایز است . 16- روزی یک مرتبه با وضو رو به مزار بها نشسته 95 بار بگوید الله ابهی  17- نماز در شبانه روز سه مرتبه صبح و ظهر و شام وضو گرفته رو به قبله (عکا ) مزار بهاء ایستد اگر آب نیافت 5 مرتبه بگوید بسم الله الاظهر الا طهر . 18- هر بهائی مستطیع باید بیت شیراز محل بعثت باب و بیت بغداد محل اقامت بهاء مراسم حج بجا اورد و زنان  از اجرای حج معاف می باشند.0(کتاب بهائیت چگونه به وجود آمد – نورالدین چهاردهی ص 66-93 )

19- کسیکه عمداً خانه کسی را بسوزاند( ولو خانه پوشالی و حصیری ) باید خود او را بسوزانند . ( آیین اقدس آیه 140 )  20 بهاء همه چیز را پاک می داند از روزی که خودش بر جهان تجلی کرد . (کتاب اقدس آیه 246 )    21- در بهائیت حکمی برای منع ازدواج با محارم جز حرمت ازدواج با زن پدر وجود ندارد . ( اقدس ایه 253)  22- همچنین منعی از عمل شنیع لواط نشده زیرا بنص کتاب اقدس بهاء خجالت کشیدند که حکم آنرا بیان کند.( اقدس –آیه 253)  23- بهاء آزادی را حماقت می داند و کسانی که در راه آزادی مبارزه می کنند را جاهل و نادان می شمارد . اقدس آیه 281)   24- در قانون ارث بهائیت خانه مسکونی و لباس مخصوص متوفی اختصاص به ارشد اولاد ذکور داردو سایر وراث از انها  محرومند . ( اقدس – آیه 57 )« کتاب خاتمیت از علی امیرپور »

بهائیان 12 روز از ایام اقامت بهاءالله در باغ نجیب پاشا (بغداد) که پیش از تبعید به اسلامبول بود بنام عید رضوان جشن می گیرند آن ایام را ایام بعثت او میدانند. در مسلک بابیه و بهائیه ماه 19 روز و سال 19 ماه است مجموع ایام سال 361 روز می شود و چون عید نوروز و عید فطر و روز اول سال بهائی است . مازاد از سال را جزء روزهای سال محسوب نمی کنند  و آن 5 روز را ایام هاء می نامند و برای ماه نامی و برای هر روز هفته اسم مخصوص قائلند. « خاتمیت (نقد بهائیت) علی امیرپور» 

  9 روز سال کارکردن حرام است سه روز به مناسبت ولادت و بعثت و شهادت باب و سه روز اول و نهم و دواردهم عید رضوان به مناسبت اظهار امر بهاء و ولادت و صعود بهاء و روز دیگر عید نوروز است از کار کردن اجتناب کنند . « بهائت چگونه پدید آمد»

- برای وضو دست و رو شوید و در هر نماز تجدید کند. (گنجینه حدود و احکام از اشراق نادری )

- صلاه کبیره روزی یکبار کافی است و از دو نماز دیگر معاف می شود .

- در شهر العلا 19 روز به عید مانده روزه گیرد و وقت روزه از طلوع آفتاب تا غروب از خوردن و آشامیدن خودداری کند.تاریخ بهائیت اول بعثت سید باب است که تاریخ بدیع نامند.

هنگامی که از بهاء پرسیده می شد شما که خود را خدا می دانی چرا بعضی موقع می گویی «ای خدا» و در بعضی از نوشته های خویش از او استمداد می طلبی پاسخ می دادباطن من ظاهر من را می خواند و ظاهر م باطنم را . در جهان معبودی غیر از من نیست لکن مردم در غفلت آشکارند . ( کتاب مبین نوشته بهاء ص 405 )

فرقه سازی یکی از شیوه های جنگ نرم استعمار گران برای نفوذ در میان مسلمانان و تسلط ارام بر کشور های اسلامی و غیره است . طبق فرمایش مقام معظم رهبری دشمن شناسی و درک صحیح قضایا و اینکه دشمن چه برنامه و دستورکاری  را دنبال می کند از وظایف ماست و باید درست دید و درست سنجید و درست محاسبه نمود و در تشخیص اشتباه نکرد و حضور بموقع در صحنه داشت. مهمترین نقش، بصیرت و ولایت پذیری است  باید سعی نمود دین اسلام را درست شناخته و به وظایف خود عمل کرده و تابع محض ولایت الهی و امام زمان(عج) و ولی فقیه بود و با شناسایی فرقه ها و عرفانهای کاذب و مطلع کردن دیگران جلوی توطئه ها را گرفت شاید مورد  لطف الهی وامام زمان (عج) قرارگیریم ودل امام خمینی(ره)وشهداء راشاد کنیم   .   اللهم عجل لوليك الفرج                           تهیه کننده: ام کلثوم محسن زاده

-------------------------------------------------------------

منابع : 1- کتاب بهائیت چگونه پدید آمد . نورالدین چهاردهی انتشارات آفرینش               2- کتاب خاتمیت ، علی امیرپور

         3- ماهنامه هدایت  شماره 83       4-  ماهنامه هدایت    شماره 46         5-  فرهنگ پویا نشريه دانشجویی دفتر پژوهشهای فرهنگی

         6 – کنکاش در بهائی ستیزی ، دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران

وهابیت

بسمه تعالی

در هر جامعه­ای مذهب، دین و فرقه­های مذهبی در بوجود آوردن تحولات اعم از سیاسی، اجتماعی و... تأثیرات فراوان دارد و می­تواند به راحتی در اقشار جامعه تأثیر گذار و نفوذ پذیر باشد. تمامی نهضتها و جنبشهای اجتماعی با استفاده از قوه مذهب و تعصب پا می­گیرد و افراد حاضرند در این راه حتی جانشان را نیز فدا کنند و تا زمانی که به پیروزی نهایی نرسند از پا نمی نشینند و مبارزه را ادامه می دهند. در چنین موقعیت حساس اگر زمام بدست نااهلان و دشمنان بیفتد به راحتی می توانند مقاصد پلید خویش را با استفاده از حس تعصبی و مذهبی افراد جامعه به هدف برسانند این امر مخرّب ترین عامل برای ناامنی و بهم ریختن تعادل جوامع و بوجود آمدن قتل و کشتار خواهد شد. وهابیت فرقه ای است که با دسیسه استعمار و جاه طلبی و کج اندیشی برخی عناصر افراطی موجب انحراف و خشونت در جهان اسلام گردیده و هر روز غائله ای را در گوشه و کنار جهان می آفریند. استعمار انگلیسی در دستورالعمل خطاب به جاسوسانش در مناطق اسلامی تبلیغ عقاید و مذاهب ساختگی را گامی در جهت ایجاد جو تکفیر و اختلاف و بد بینی در بین امت اسلامی دانسته و جاسوسانش را تشویق به نشر و تبلیغ مذاهب جعلی در مراکز مختلف اسلام می نماید تا از این راه اختلافات و منازعات شدیدی بین این فرقه ها برپا گردد تا بدانجا که هر فرقه خود را مسلمان واقعی و دیگران را مرتد و کافر واجب القتل بداند (وهابیت ایده استعمار ترجمه سید احمد علم الهدی از خاطرات مستمر همفر ص80) جاسوسان و ایادی وابسته به استعمار با عنایت به این دستورالعمل و دهها دستورالعمل مشابه آن با مطالعه و دقت و شناخت موقعیتهای اجتماعی سیاسی و فرهنگی جوامع اسلامی و گرایشهای افراطی و تفریطی اهل مذاهب به ایجاد فرقه های سیاسی با پوشش اسلامی دست زده تا در نهایت به اهداف ارباب خود یعنی تسلط هر چه بیشتر بر منافع و منابع جوامع و ممالک اسلامی و بهره وری هر چه بیشتر از آن جامه عمل بپوشانند[1]. بدین ترتیب وهابیت با هدف ایجاد تفرقه بین مسلمانان توسط مستر همفر جاسوس معروف بریتانیا ایجاد و بعدها با هدف تجزیۀ امپراطوری عثمانی با کمک انگلیسی ها در عربستان به قدرت رسیده و در مرحله بعد توسط آمریکا و سیا با هدف مقابله با شوروی در راستای رقابت دو بلوک شرق و غرب در دوران جنگ سرد تجهیز و حمایت شد و در مرحله بعد پس از فروپاشی شوروی وهابیت در شکل طالبانی آن با حمایت همه جانبه آمریکا از افغانستان به قدرت رسید تا به عنوان رقیب اهرم فشار و تهدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران باشد امروزه ظاهراً به یکی از دشمنان آنان تبدیل شد. امروزه وهابیت به دنبال بدست گیری قدرت در کشورهای اسلامی است[2]. امام خمینی(ره) مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون های فتنه و جاسوسي مبدل شدند که از یکطرف اسلام اشرافیت ، اسلام ابوسفیان، اسلام آمریکایی را ترویج می کنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش آمریکای جهان خوار می گذارند ( صحیفه امام ج21 ص 80) مقام معظم رهبری از اول وهابیت را برای ضربه زدن به وحدت اسلام و ایجاد پایگاهی مثل اسرائیل در بین جامعه مسلمانان به وجود آوردند.[3]

وهابی

مسلک وهابی منسوب به شیخ محمد فرزند عبدالوهاب نجدی است، این نسبت از نام پدر او عبدالوهاب گرفته شد. شیخ محمد در سال 1115 هجری قمری در شهر عُیینه از شهرهای نجد تولد یافت. پدرش قاضی بود. شیخ در کودکی به مطالعه کتب تفسیر و حدیث و عقائد سخت علاقه داشت « او در آغاز کار به مطالعه زندگی نامه مدعیان دروغین نبوت مانند مسیلمه کذّاب ، سجاج ، اسود عنبسی و طلیحۀ اسدی علاقه ویژه داشت «کشف الارتیاب ص 12 به نقل از خلاصه الکلام از کتاب وهابیت از منظر عقل و شرع» فقه حنبلی را نزد پدر خود که از علماء حنبلی بود آموخت وی ازآغاز جوانی بسیاری از اعمال مذهبی مردم نجد را زشت می شمرد در سفری که به زیارت خانه خدا رفت بعد از انجام مناسک به مدینه رهسپار شد در آنجا توسل مردم را به پیامبر(ص) در ترد قبر آن حضرت انکار کرد، سپس به نجد رفت و از آنجا به بصره و شهر زبیر که نزدیک بود از شدت گرما و تشنگی و پیاده روی هلاک  شود اما مردی چون لباس روحانیت او را دید  نجاتش داد. در سال 1139 پدرش عبدالوهاب از عیینه به حریمله انتقال یافت، شیخ محمد ملازم پدر شد کتابهایی را نزد او فرا گرفت و به انکار عقاید مردم نجد پرداخت میان او و پدرش نزاع و جدال در گرفت.[4] پدر و برادرش و استادانش از گفتار و رفتار او پی بردند که در آینده باعث گمراهی مردم می شود او را توبیخ کرده و مردم را از ارتباط با وی برحذر داشتند. برادرش شیخ سلیمان کتابی به نام الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه نوشت و برای برادرش شیخ محمد به نجد فرستاد و در آن تمامی ادّعاهای او را رد کرد.[5] همچنین بین او و مردم نجد منازعات سختی در گرفت و چند سال دوام یافت تا سال 1153 پدرش از دنیا رفت وی پس از مرگ پدر به اظهار عقاید خود و انکار قسمتی از اعمال مذهبی مردم پرداخت .[6] «بارها بدین خاطر دستگیر و زندانی و تحت تعقیب قرار داشت و یا مسلمانان  در صدد قتل او بر می­آمدند و جمعی از مردم حریمله از او پیروی کرده و شهرت یافت. وی از حریمله به عیینه رفت، عبدالوهاب برای اینکه توسط حاکم عیینه کشته نشود به درعیه فرار کرد در آنجا با محمدبن مسعود حاکم درعیه و جدّ آل سعود ملاقات کرد قرار شد محمد بن مسعود او را یاری کند در عوض او نیز حکومتش را تأیید و مشروعیت ببخشد»[7].وزارت مستعمرات انگلیس تصمیم می گیرد از نظر سیاسی هم در جزیره العرب دست بکار شود به همین منظور بدنبال مقتدرترین آنها محمد بن سعود امیر درعیه رفت پس از جذب وی ایشان را به همکاری با محمدبن عبدالوهاب مأموریت می دهد و نماینده محرمانه ای نزد شیخ محمد عبدالوهاب فرستاده و هدف و نقشه بریتانیا را برای وی روشن می سازد و بر لزوم همکاری و مشارکت محمدين تأکید می نماید محمدبن سعود پس از گرایش به محمدین عبدالوهاب با تمام قوا به گسترش عقاید وی همّت گماشت پسرش عبدالعزیز هم مانند پدر به تحکیم ارکان وهابیت پرداخت با گرویدن ابن سعود به محمدبن عبدالوهاب از یک طرف بازوی نظامی و اقتصادی وهابیان قوی و از طرف دیگر حمایت محمدبن عبدالوهاب از ابن سعود تحت پوشش مذهب وجهۀ مذهبی به جدّ سعودیان بخشید خلاصه تلفیق این دو نیز توانست قلمرو وهابیه را گسترش دهد .از آن طرف وزارت مستعمرات بریتانیا یعنی ایدئولوگ این تئوری هم پول می فرستاد و هم برنامه می داد و هم رهبری عملیات را به عهده داشت.[8]  مستر همفر جاسوس انگلیسی می گوید محمدبن عبدالوهاب جوانی سخت مغرور و متکبر و عصبی مزاج بود برای پیروان مذهب چهارگانه اهل سنت ارزشي قائل نبود و می گفت این مذاهب چهارگانه مدرکی از طرف خدا ندارند. این جوان مغررو در فهم قرآن و سنت از درک خویش پیروی کرده و آراء ونظریات بزرگان مذاهب را ترک می کرد بلکه حتی ابی بکر و عمر، در صورتیکه از کتاب و سنت چیزی خلاف نظر آنان می یافت آراء آنان را هم به دیوار می زد و می گفت پیامبر(ص) گفته من در میان شما کتاب و سنت را بر جای می گذارم و نگفته من در میان شما کتاب و سنت و صحابه و مذاهب اربعه را به جای می گذارم، من گمشده خود را در محمدبن عبدالوهاب یافتم زیرا پایبند نبودن او به ضوابط مذهبی روح غرور و خودپسندی و تنفری که از علماء عصر خود داشت و استقلال نظرش حتی به خلفای راشدین اهمیتی نمی داد تنها به نظر خودش در قرآن و سنت اتکاء می کرد از بارزترین نقاط ضعفی بود که می توانستم از این راهها در او نفوذ کنم با او محکمترین ارتباطها را برقرار ساخته و مرتب به او می گفتم تو خیلی از علی و عمر با استعدادتر و با کفایت تری و اگر در زمان رسول خدا(ص) بودی حتماً تو را به جانشینی انتخاب می کرد. نه عمر نه علی(ع) مرتب به او می گفتم من امید بسیاری دارم که روزی اسلام به دست تو تجدید شود زیرا تو تنها نجات دهنده ای هستی که امید است بوسیله تو اسلام از این سقوط نجات یابد. با محمد قرار گذاشته در تفسیر قرآن طبق افکار خودمان بحث کرده کار به افکار مذاهب و بزرگان اسلام نداشته باشیم منظورم این بود محمد را به دام اندازم و برای پیاده کردن نقشه هایم زمینه سازی کنم. سپس به سراغ یکی از زنان مسیحی که از طرف وزارت مستعمرات دوره دیده بود رفته جریان را برایش تعریف کرده نام صفیه را برای او تعیین کردم با شیخ محمد آشنا کرده و به عقد محمد درآمد. من از خارج و صفیه در داخل مرتب شیخ را بسوی هدف خودمان توجیه می کردیم تا صفیه عقل و هوش از سر محمد ربود و مزۀ مخالفت با دستورات شریعت را زیر پوشش اجتهاد و بازنگری احکام اسلام چشید و مزۀ استقلال در رأی و بی قید بودن را متوجه شد من و صفیه تسلطی کامل بر شیخ داشته و با احکام اسلامی مخالفت نموده و استدلالهایی را می آوردم مثل شراب حرام نیست جهاد واجب نیست روزه واجب نیست و مستحب است نماز واجب نیست ... و دیگر به نمازش اهمیت نمی داد. گاهی نماز می خواند و گاهی نمی خواند.[9] مستر همفر سه زن یهودی و مسیحی فاسد و بسیار زیبا را که جاسوس انگلیسی بودند یکی پس از دیگری به صیغه عبدالوهاب درآورد و بدین صورت او را به نقض حرمت صیغه در میان اهل سنت وادار کرد وبه بهانه اینکه معاویه و یزید و بسیاری از خلفاء بنی امیه شراب می خوردند پس حلال است او را به شرابخواری و بسیاری از مفاسد دیگر آلوده کرد.[10] یکی از بزرگترین نقاط ضعف برنامه زندگی شیخ این بود که با مسلمانانی که از عقائد کذائی او پیروی نمی کردند معامله کافر حربی می کرد و برای جان و ناموس آنان ارزشی قائل نبود وگرنه خون و مالش مانند کفار حربی حلال و مباح بود جنگهائی که وهابیان در نجد، یمن ، حجاز و اطراف سوریه و عراق .... می کردند بر همین پایه استوار بود هر شهری را که با جنگ بر آن دست می یافتند برایشان حلال بود اگر می توانستند جزو متصرفات و املاک خود قرار داده والا به غنائمی که به دست آورده اکتفا کرده و کسانی با عقاید او موافقت می کردند باید بیعت می نمودند اگر به مقابله برخاسته باید کشته شده و اموالشان تقسیم می شد. شیخ محمد عبدالوهاب در سال 1206 درگذشت پس از وی پیروان او همین روش را ادامه داده و امیر سعود وهابی با سپاهی به شهر کربلا حمله کرده آنها آنچنان رسوایی در کربلا به بار آورده که به وصف نمی گنجد. سپس امیر سعود به خزینه های حرم امام حسین(ع) متوجه شد هرچه یافت به غارت برد.[11] وهابی ها دست به کشتار مسلمین زده چه نفوسی را که کشته و چه خانه ها و قبوری که منهدم کردند، چه اماکنی را طعمه حریق ساخته و چه فسادهایی میان مردم و شهرها به راه انداختند و چه مصائب و دهشت ها که از ناحیه آنها به مسلمانان رسید. وهابیها در این مدت نه تنها افراد خارج از دین خود را به قتل رساندند بلکه تمام مقتولین به دست آنها مسلمانان موحّدی بودند که گواهی به یگانگی خداوند داده حضرت محمد(ص) را پیامبر خود دانسته تنها گناه آنها این بود که مذهب تازه اختراعی محمد بن عبدالوهاب را نپذیرفته و عقیده به آن نداشتند.[12] محمدبن عبدالوهاب از شیعه متنفر بود اکثر مسلمانان حتی اهل سنت به جزء حنبلی ها را مشرک و واجب القتل می دانست. با پیدایش نفت و سرازیر شدن ثروتهای بیکران و اهمیت استراتژیک منطقه وهابیان و سعودی ها توانستند ایده های خود را در سراسر جهان گسترش دهند و یکی پس از دیگری سلطنت و پادشاهی را بصورت موروثی دست بدست بگردانند و هنوز هم به گسترش بدعتها و تعمیق اختلافات مذهبی و قومی و نژادی و همکاری با استعمارگران غربی ادامه می دهند.

جریان شناسی وهابیت: می توان وهابیون را به سه طیف افراطی ، سنت گرا و میانه رو تقسیم نمود.1- طیف افراطی وهابیت از یکسو شیعیان را کافر می دانند و برای مقابله با آنها به خشن ترین شیوه ها دست می زنند و از سوی دیگر سایر فرقه ها و علماء اهل سنت و نیز خاندان سلطنتی سعودی را فاسد و بی لیاقت می پندارند مثل شیخ بن جبرین، شیخ عبدالمحسن العبیکان، شیخ الهذیفی و بسیاری از جوانان وهابی از این جمله اند .2- علمای سنت گرای نسل قدیم مثل شیخ بن باز شیخ محمد بن عثیمن شیخ صفار الحوالی تشکیل می دهند و دیدگاههای جدلی دارند و با اخراج شیعیان از کشور و قتل آنان مخالفند بلکه معتقدند باید شیعیان را به ترک عقاید و اعمال خود ترغیب نمود.3- روشنفکران وهابی مانند عبدالله حمید- عبدالله صبیح، عبدالعزیز الخدر هستند که ایده های ترقی خواهانه و سازشکارانه را ترویج می کنند گرچه حضورشان در عرصه دینی و اجتماعی چندان پررنگ نیست ولی گرایش آنان به سرعت در حال گسترش است و اینان تکفیری ها و افراطیون را سرزنش می کنند و بر این باورند که اسلام بر دو رکن اساسی عدالت و آزادی استوار است و حکومتهای عربی و جنبش های سلفی معاصر وارث امویان و عباسیان هستند و شیوه آنان را در پیش گرفتند.[13] وهابیون از جریانهای مختلف تاریخی تأثیر عمیق پذیرفته است از جمله الف) خوارج: وهابیون از نظر روحیه ها و خط مشی ها بسیار شبیه جریان خوارج صدر اسلام است هر چند گاهی به ظاهر با آن مخالفت می کنند اینان مانند خوارج از کلمه حق لا حکم الا الله اراده باطل می کنند. ب) اهل حدیث: وهابیون از نظر آراء و عقاید مذهبی از جریان اهل حدیث پیروی می کنند، در مقابل اصحاب رأی و اجتهاد که به عقل و قیاس و استحسان توجه می کنند مخالفت کرده و به ظواهر قرآن و حدیث تکیه دارند . ج) حنبلی ها : وهابیون از لحاظ فقهی خود را تابع و مقلد حنبلی می دانند لکن در بسیاری از موارد القائات ذهنی خود را دنبال می کنند. د) اندیشه های ابن تیمیه و ابن قیم : این تفکرات دستمایه اصلی افکار محمد بن عبدالوهاب است. هـ) غربگرائی : وهابیون همانطور که در تأسیس به استعمار غرب گره خوردند در استمرار و بقاء نیز به آنان وابسته اند و دسیسه های غرب را در جهان اسلام دنبال می کنند.[14]

ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه از علماء حنبلی در سال 728 هجری قمری درگذشت چون عقائد و آرائی بر خلاف معتقدات عموم فرقه های اسلامی اظهار می داشت پیوسته مورد مخالفت علمائ دیگر قرار داشت به عقیده محققین همین عقاید ابن تیمیه است که بعداً اساس معتقدات وهابیان را تشکیل داده است وقتی ابن تیمیه عقائد خود را آشکار ساخت و در این زمینه کتابهایی را منتشر نمود از طرف علماء اسلام و در رأس آنان علماء اهل سنت در جهت جلوگیری از انتشار فساد دو کار صورت گرفت. الف) نقد عقاید و آراء او که در این مورد کتابهائی منتشر شد ب) مراجع فتوی در عصر او از اهل تسنن به تفسیق و گاهی به تکفیر او برخاسته و بدعت گذاری او را فاش ساختند. غائله ابن تیمیه با مرگ او در سال 728 در زندان شام فروکش کرد و شاگرد معروف او ابن القیم هر چند به ترویج افکار استاد خود پرداخت ولی در زمانهای بعد اثری از چنین افکار و آراء نبود ولی آنگاه فرزند عبدالوهاب تحت تأثیر افکار ابن تیمیه قرار گرفت. « منطقه نجد بی بهره از تمدن و فرهنگ و فاقد شخصیت های علمی بود که جهت مبارزه با افکار انحرافی محمد بن عبدالوهاب به پاخیزند و در میان قبایل منطقه نجد برسر حکمرانی منازعات شدیدی بود و محمد بن عبدالوهاب از این موقعیت استفاده کرد «کتاب وهابیت از منظر عقل و شرع» و آل سعود برای تحکیم پایه های امارت خود در منطقه نجد به حمایت از او برخاستند بار دیگر عقائد موروثی از ابن تیمیه در مغز برخی از مردم نجد جوانه زد به دنبال تعصب های خشک ومتأسفانه به نام توحید سیل خون تحت عنوان جهاد با کافران و مشرکان به راه افتاد و هزاران هزار مرد و زن و کودک قربانی آن شدند و بار دیگر فرقه جدیدی در جامعه مسلمین پدید آمد [15] و پشتیبانی قدرت استعمار بویژه مستشاران نظامی بریتانیا در گسترش فرهنگ وهابیت نقش فعال داشت.[16]

اندیشه ها و انحرافات وهابیون

محمد جواد مغنیه در کتاب هذی فی الوهابیه با استناد به کتب محمد بن عبدالوهاب و آثار دیگر وهابیان می نویسد به نظر وهابیها هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر اینکه امور معینی را ترک نماید از جمله آنها . 1- بوسیله هیچ یک از انبیاء و اولیاء خدا به خداوند تعالی توسل نجوید و هرگاه چنین کند و بگوید ای خدا توسط پیامبرت محمد(ص) به تو متوسل هستم که من را مشمول رحمت خود قرار دهی چنین کسی به راه مشرکان رفته و عقیده اش شرک است.    2- به قصد زیارت به قبر پیغمبر(ص) نزدیک نشود و بر آن دست نگذارد و در آن جا دعا نخواند و نماز نگذارد و بر آن بنا و مسجد نسازد و برای آن نذر نکند.      3- از پیامبر (ص) طلب شفاعت نکند اگر چه خداوند حق شفاعت را به پیامبر(ص) اسلام عطا کرده است ولیکن از طلب آن نهی فرموده است. بر مسلمانان جایز است که بگوید یا الله اشفع لی محمداً . محمد(ص) را شفیع من قرار ده ولی روا نیست بگوید یا محمد اشفع لی عندالله ای محمد (ص) نزد خدا برای من شفاعت کن کسی از پیامبر (ص) طلب شفاعت کنند مانند این است که از بتان شفاعت خواسته باشد.  4- باید هرگز به پیامبر(ص) سوگند نخورد و او را ندا و یا محمدا نکند و آن حضرت را با لفظ سیدنا توصیف نکند و الفاظی از قبیل بحق محمد، یا محمد، سیدنا محمد(ص) بر زبان جاری نسازد.    5- نذر برای غیر خدا و پناه بردن و استغاثه به غیر خداوند شرک است.   6- زیارت قبور و ساختن گنبد و بنا بر آنها و تزئین قبور و سنگ و کتیبه نهادن بر آن و چراغ و شمع گذاشتن بر آن شرک است.[17] «در ماهنامه هدایت ش 80  1387 علی مرادزاده می نویسد» 7- صدور حکم تکفیر و انکار توسل : محمد عبدالوهاب همه مسلمانان را اعم از شیعه و سنی بدون استثناء تکفیر می نمود به اتهام اینکه آنان متوسل به پیامبر اسلام (ص) می شوند و برای قبور اولیاء خود گنبد و بارگاه می سازند.  8- کشتار و خشونت تنها راه پیشبرد اهداف وهابیان.  9- انهدام میراث فرهنگی : مظاهر تمدن و میراث فرهنگی و سرمایه های معنوی جهان اسلام را منهدم ساختند .     10- آتش زدن کتابخانه های بزرگ : دردناکترین فتنه وهابیت آتش زدن کتابخانه بزرگ المکتبه العربیه بود که بیش از 60 هزار عنوان گرانقدر کم نظیر و بیش از 40 هزار نسخه خطی منحصر بفرد داشت که در میان آنها برخی از آثار خطی دوران جاهلیت و قرار داد یهودیان با کفار قریش علیه رسول اکرم (ص) وجود داشت .آثار خطی حضرت علی (ع) و برخی اصحاب پیامبر(ص) در همین کتابخانه، انواع سلاحهای رسول اکرم(ص) و بتهایی که هنگام ظهور اسلام مورد پرستش بود  بر اثر آتش سوزی وهابیان به بهانه کفریات به خاکستر تبدیل شد. ( بررسی وهابیت و ریشه های تاریخی وهابیگری احمد علی خسروی ص 94)    11- تخریب آثار بزرگان مدینه، آل سعود در سال 1344 هـ .ق که تسلط کامل بر حجاز پیدا کرد تمام آثار صحابه را در مدینه نابود کرد مانند زادگاه امام حسن (ع) و امام حسین(ع) در مدینه، قبور شهدای بدر- بارگاه ائمه بقیع(ع) بیت الا حزان و ...     12- حرمت رفتن به زیارت قبور اولیای الهی. 13- حرمت نماز و دعا خواندن در کنار قبور اولیاء الهی .     14- حرمت و شرک دانستن تبرک به آثار انبیاء و اولیاء و تعمیر قبور آنان ( آئین وهابیت)     15- حرمت  کمک خواستن از اولیای الهی بعد از مرگ آنان و شرک دانستن آن 16- حرمت قسم خوردن به غیر خدا مانند پیامبر (ص) یا امامان(ع) یا کعبه و شرک دانستن آن    17- حرمت برپایی مراسم عزاداری یا جشن در اعیاد و موالید انبیاء و اولیاء (ع)     18 - حرمت اقامه عزا و مجالس فاتحه   19- مبارزه و مقابله بی رحمانه با کتابها و آثار و افکار شیعیان    20- ترویج اتهامات بی اساس بر ضد شیعه    21- تربیت و توجیه مبلغ و اعزام به سراسر جهان (آئین وهابیت آیت ا... جعفر سبحانی)      22- عمل به ظواهر آیات و انکار تأویل و توجیه و قائل شدن به جسم برای خدا ( فرهنگ فرق اسلامی دکتر محمد جواد مشکور ص 459)      23- تکذیب حدیث مؤاخاه و حادثه عقد اخوت پیامبر (ص) با علی (ع) و تکذیب حدیث رد الشمس و ...      24- اعتراض به حزن حضرت زهرا(س) و نیز به شکوه های آن حضرت واعتراض به قهر حضرت زهرا(س) با ابوبکر و اعتراض به وصیت به دفن شبانه حضرت ( ماهنامه هدایت  ش 80     1387)      در کتاب  وهابیت از منظر عقل و شرع دکتر سید محمد حسینی قزوینی می­نویسد   25- تکفیر مسلمین و جهاد با آنان : محمد بن عبدالوهاب می گوید همانا هدف آنان وسیله تقرب به خداوند ،شفیع قرار دادن پیامبران ، فرشتگان و صالحان است به همین جهت خونشان حلال و قتلشان جایز است.      26- اطلاق مشرک ،کافر ، بت پرست به مسلمانان: محمد بن عبدالوهاب در رساله کشف الشبهات بیش از 24 بار مسلمان را مشرک خواند 25 بار کافر و بت پرست، مرتد، منافق، منکر توحید ، دشمن توحید، دشمنان خدا مدعیان اسلام، اهل باطل، نادان و شیاطین دانسته و هم گفته که کافران نادان و بت پرستان از این مسلمانان داناتر می باشند و شیطان پیشوای ایشان، سر سلسلۀ آنهاست.       27- شهادت به کفر مسلمانان شرط ورود به آئین وهابیت       28- تطبیق آیه اکمال بر آئین وهابیت ( تاریخ وهابیان ص 107)        29- اعلام رسمی جهاد علیه شیعه از شیخ عبدالرحمن برّاک از مفتیان سعودی استفتاء شد آیا امکان جهاد میان اهل سنت و شیعه وجود دارد؟ جواب داد اگر اهل سنت دارای دولت مقتدری باشند و شیعه بدعت ها و برنامه های شرک آمیز وعقاید خود را اظهار نمایند( مانند اعتقاد به وصایت علی (ع) بعد از پیامبر گرامی (ص) و مراسم عزاداری برای امام حسین(ع) و توسل به امیرالمومنین(ع) و حسین(ع) در این صورت بر اهل سنت واجب است که علیه شیعه اعلام جهاد نموده و آنان را به قتل برسانند. عین همین فتوا از شیخ عبدا... بن جبرین نیز صادر شد ( سایت talal-sm. Mak toobbloy.com)    30- درود بر رسول اکرم(ص) قبل و بعد از اذان بدعت است ( بن باز مفتی اعظم سابق سعودی)   31- اهداء ثواب نماز به اموات بدعت است لجنۀ دائم افتاء سعودی می نویسد هدیه نمودن ثواب نماز به میّت بدعت محسوب می شود. ( فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیّه و الافتاء ج 4 ص 11 فتوی 7482     32- در کتاب فرقه وهابی علامه سید محمد حسن قزوینی مي نويسدمحمد بن عبدالوهاب عقیده دارد که خداوند واقعاً بر عرش جلوس کرده و دارای دست و پا و ران و پهلو و چشم و صورت و ابرو و زبان و جان است و با حرف وصوت سخن می گوید. او معتقداست که خدا جسم است چیزی که عموم مسلمانان آن را کفر می دانند.   33- او معتقد است قبر مقدس پیامبر اکرم(ص) بت بزرگ است ( مشاهد مشرفه و قبوری که در آنجاست به منزلۀ بت هستند) در کتب محمد بن عبدالوهاب در رساله کشف الشبهات و قواعد اربع تصریح می کند که شرک مسلمانان غلیظ تر از شرک بت پرستان است چون مشرکین و بت پرستان در حال خوشی و رفاه بت می پرستیدند و موقع گرفتاری اخلاص می ورزیدند ولی مسلمانان مشرك در هر دو حال خوشی و ناخوشی مشرکند بت پرستان و مشرکین بعلاوه خدا و با او، مردم مقرب و درختان یا سنگهایی را می پرستیدند اما مسلمین مشرک بدکارترین مردم را با خدا می خوانند. احمد زینی دحلان در خلاصه الکلام می نویسد محمد بن عبدالوهاب کسانی را که از مذهب او پیروی می کردند و فریضه حج را انجام داده بودند وا می داشت که دوباره حج کنند به آنها می گفت حج اول تو در حال شرک بود باطل و مقبول نیست و همچنین به کسانی به او می گرویدند پس از ادای شهادتین می گفت شهادت سومی را بر زبان جاری کنید و بگوئید که قبلاً کافر بودیم و پدر و مادرمان نیز در حال کفر از دنیا رفته اند اگر آنها این شهادت سومی را بر زبان جاری نمی ساختند دستور قتل آنان را می­داد و بطور آشکار می­گفت مسلمانان600 سال کافر بودند و غیر از پیروان خود بقیه مردم  مشرک و کافر و خون و مالشان را حلال و مباح می دانست ( کتاب وهابیها ترجمه کشف الارتیاب ص 163) زینی دحلان در جای دیگر کتابش می نویسد از کارهای زشت او منع مردم از زیارت قبر پیامبر(ص) است جمعی از مردم احساء به زیارت رسول(ص) رفتند وقتی شیخ محمد خبر یافت و شنید که عبور آنها از درعیه مقر اوست دستور داد ریش زوار احسائی را تراشیدند و در فاصله درعیه تا احساء آنها را وارونه سوار بر مرکبهای خود نمودند. وی از صلوات بر پیامبر(ص) نهی می کرد از شنیدن آن نارحت می شد صلوات فرستنده را اذیت می کرد و به سخت ترین وجه مجازات می نمود و بسیاری از کتب مربوط به صلوات پیامبر(ص) را مانند دلائل الخیرات تألیف محمد بن سلیمان جز ولی را سوزاند و همچنین کتب زیادی از فقه و تفسیر و حدیث را که مخالف معتقدانش بود به آتش کشید و به هر یک از پیروانش اجازه می داد قرآن را مطابق فهم خود تفسیر کند ( کتاب وهابیان ص 253) وهابی ها فرقه ای ویرانگر هستند و شعار آنها تخریب ، نابودی، قساوت و وحشیگری است .آنها هر چه در اختیار دارند برای پیکار با مسلمانانی که شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر(ص) اکرم (ص) می دهند و نماز می گزارند و به حج خانه خدا می روند بکار می برند. هدف آنها دشمنی با مسلمانان است زیرا آنچه آنها به مسلمانان غیر از خود نسبت می دهند و ظلمی که به آنها روا می دارند نه در قرآن مجید و نه در سنت شریف نبوی وجود دارد، در حقیقت بر خلاف کتاب و سنت است.[18]      34- شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی وهابیان ؛ ذبح برای غیر خدا منکری عظیم و شرک اکبر است خواه برای پیامبر (ص) باشد یا ولی یا ستاره یا بت .   35- او می گوید در نماز اقتدا به مشرکان جایز نیست از جمله کسانی که به غیر خدا استغاثه می کنند و از او مدد می خواهند زیرا استغاثه به غیر خدا از اموات و بت ها و جن و غیر آنها از انواع شرک به خداست [19]

رابطه وهابیت و سلفی گری: سلفی ها در اصطلاح جدید شاخه ای از اصلاح طلبان سنت گرای نوین سنی هستند که اواخر قرن 19 ابتدا در مصر شکل گرفت و سپس به کشورهای دیگر گسترش یافت این عده با استناد به آیه 56 سوره زخرف و حدیث نبوی که فرمود بهترین نسل نسل معاصر من و پس از آن نسل بعدی و سپس نسل بعد از آن است معتقدند سلف صالح عبارت از سه نسل اول مسلمانان یعنی صحابه – تابعین و تابعین تابعین بارزترین شخصیت این نحله محمد عبده است اما به لحاظ تاریخی نخستین بار گروهی از حنابله در قرن چهارم خود را سلفی نامیدند با مخالفت اشاعره  که خود را سلفیان واقعی می­دانستند و هم با مخالفت معتزله که در تفسیر و تأویل قرآن و سنت جنبه­های عقلی و فلسفی را مد نظر داشتند مواجه شدند. بر خلاف ادعای وهابیان سلفی گری نه در معنای قدیم و نه در معنای جدید با وهابی گری منطبق نیست بسیاری از مسمانان ( همانند ابوالاعلی مودودی و دیگران) خود را سلفی می دانند در حالیکه وهابی نیستند و حتی به شدت با تنگ نظری ها آنان مخالفند در واقع سلفيه جنبشی ناهمگون و فراگیر است که طیف های مختلفی را با افکار متفاوت در بر می گیرد و جریانی انقلابی و غیر متعصب به رهبری محمد عبده است که کوشیده جنبه های خردگرایانه اسلام را به دیگران معرفی کند در حالیکه وهابیت یک جنبش محافظه کار افراطی خرد ستیز و متعصب است بسیاری از دانشمندان از همان زمان ابن تیمیه که مدعی سلف گرائی بود تا به امروز تلاش کردند تا تضادهای فاحش افکار و اعمال این گروه را با سلف صالح نه حتی در مسائل کم اهمیت بلکه در مهمترین اصول اعتقادی همانند توحید ، تشبیه ، تجسیم ، تأویل ، تفویض ... بیان نمایند. 1

وهابیان امروز از اطلاق عنوان وهابی برخود پرهیز می کنند و درصدد تعویض آن به سلفیه برآمدند می گویند ما تابع یک شخص ( محمد بن عبدالوهاب ) نیستیم بلكه تابع یک خط فکری بنام سلفی گری هستیم سلف در لغت یعنی کسانی که در گذشته اند و بر زمان گذشته دلالت دارد و به معنی تقدم زمانی است. وهابیون در داخل جزیره العرب همان وهابیون حنبلی هستندو در خارج خود را سلفی معرفی می کنند. وهابیون سلفی معاصر ادعا می کنند نظراتشان مذهب سلف است، تا بتوانند ذهن عوام مردم را بفریبند. آنان می گویند آنچه ما می فهمیم همان فهم سلف صالح است در حالیکه تمامی دیدگاههای اینان با صحابه در تعارض است مانند اختلاف در مسئله خلق قرآن ، اختلاف در اینکه پیامبر(ص) در شب معراج خداوند را مشاهده کرده است، اختلاف در مسئله امکان رؤیت خداوند در روز قیامت، اختلاف در معنای میزان روز قیامت ...  ( سلفی گری و پاسخ به شبهات ص 31 در ماهنامه هدایت ش 80   1387)

با گذشت زمان و آمیختن سلیقه ها و افکار شخصی به مسائل مذهبی و گرایشهای مختلف به مکتب های انحرافی و دراز شدن دست مفسده جویان به سوی مفاهیم آسمانی اصالت پاره ای این قوانین از دست می رود و دست خوش تغییرات زیان بخش می گردد. این آب زلال که از آسمان وحی نازل شده با عبور از مغزها ی این و آن به تدریج تیره و تار گشته صفای نخستین خود را از دست می دهد. این نور پر فروغ با عبور از شیشه های ظلمانی افکار تاریک کم رنگ تر می شود. خلاصه با آرایش ها و پیرایش ها کوته بینانه افراد و افزودن شاخ و برگ های تازه به آن چنان می شود که گاهی انسان در بازشناسی مسائل اصلی دچار اشکال می گردد. شاعری خطاب  به پیامبراكرم(ص) می گوید.  

شـــرع تــــــو را در پی آرایشــــند                              دیــــن  تـــو را از پی پیرایشــند

                                                         بـــس که فزودنــد بر آن برگ و بر                             گــر تـــو ببینی نشـــناسی دگـــر

پس لازم است در میان جمع مسلمانان کسی باشد که مفاهیم فنا ناپذیر تعالیم اسلامی را به شکل اصلی اش حفظ و برای آیندگان نگه داری کند 2    با این حال آیا ضروری نیست دست به دعا برداشته همه با هم بگوئیم اللهم عجل لولیک الفرج و برای ظهور منجی عالم نهایت تلاش را نموده و مردم را از فتنه های آخرالزمان آگاه کرده ودر خود سازی و جامعه سازی دست بدست هم داده و کمک حال ولی فقیه و علماء بزرگوار باشیم.  ودل معمار انقلاب حضرت امام  خميني (ره)وشهداء راشادكنيم.                                                                              کاری از گروه دین و زندگی شهرستان بهشهر

                                                                                               تهیه کننده : ام کلثوم   محسن زاده

 

1- ماهنامه هدایت ش 44   -1383

2-  گزیده راهنمای حقیقت    آیت ا... شیخ جعفر سبحانی

 

 


منابع:

 1- کتاب وهابیت از منظر عقل و شرع    دکتر سید محمد حسین قزوینی انتشارات تحسین

2- کتاب فرقه وهابی و پاسخ شبهات آنها از علامه فقیه سید محمد حسن قزوینی ترجمه مرحوم عباس علی دوانی انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

3- گزیده اهنمای حقیقت آیت الله جعفر سبحانی نشر مشعر

4-  کتاب آئین وهابیت  آیت الله جعفر سبحانی نشر دارالقران الکریم

5-  کتاب مبانی اعتقادی وهابیان علی اصغر رضوانی انتشارات مسجد مقدس جمکران

6-  کتاب خاطرات مستر همفر ترجمه علی کاظمی نشر اخلاق

7- ماهنامه هدایت ش 84 -  1387 

8- ماهنامه هدایت ش 80-  1387

9- ماهنامه سراج بسیجی ش 59  - 1387    

10- ماهنامه هدایت ش 44   - 1383

11- نشریه اندیشه بسیجی  ش 23

 



[1] . ماهنامه سراج بسیجی 5  -   وهابیت از چگونگی پیدایش تا نفوذ استعمار – احمد اسلامی ذونجالی

[2] . ماهنامه هدایت ش 44 - 1383

[3] . وهابیت از منظر عقل و شرع   دکتر سید محمد حسین قزوینی .

[4] - کتاب آئین وهابیت    آیت ا... جعفر سبحانی

[5] - کتاب فرقه وهابی وپاسخ به شبهات آنها    علامه سید محمد حسن قزوینی

[6] - کتاب آئین وهابیت   آیت ا... جعفر سبحانی

[7] - ماهانه هدایت 80   -  1387   علی مراد زاده

[8] - ماهنامه سراج بسیجی ش 59-  1387   احمد اسلامی ذونجالی

[9] - خاطرات مستر همفر     ترجمه استاد علی کاظمی

[10] - اعترافات عطائی اصفهانی   ج2 ص 235    از ماهنامه هدایت ش 80   - 1378

[11] -کتاب آئین وهابیت    آیت الله جعفر سبحانی  

[12] -کتاب فرقه وهابی وپاسخ به شبهات آنها   علامه سید محمد حسن قزوینی

[13] - ماهنامه هدایت ش 80  - 1387   علی مرادزاده

[14] -ماهنامه هدایت ش 8 -  1387   علی مرادزاده

[15] - کتاب آئین وهابیت   آیت ا... جعفر سبحانی

[16] - كتاب وهابیت از منظر عقل و شرع   دكتر سيد محمد حسيني قزويني

[17] - نشریه اندیشه بسیج ص 23     مجید غلامرضا

[18] - کتاب فرقه وهابی و پاسخ به شبهات آنها   علامه سید محمد حسن قزوینی ترجمه علی دوانی

[19] - مبانی اعتقادی وهابیان    علی اصغر رضوانی

مهدویت

بسمه تعالي

در عصر كنوني  كه دشمنان بشريت افكار و عقايد انحرافي را در جامعه جهاني ترويج مي كنند و منجي موعود واقعي را براي حيات و قدرت پوشالي كاخ عنكبوتي خود خطرناك مي دانند در صدد ايجاد انحراف فرهنگي بر آمده و با پوچ گرايي جامعه بشري و اخلاق و رفتار نيكو را مورد تعرض قرار مي دهند نكند ما در خواب غفلت فرو رفته و انواع و اقسام زينت هاي دنيوي دل ما را ربوده و پنجاه يا شصت سال است كه گندم به انبار جان خود مي ريزيم از نماز و روزه و حج و ... وقتي به انبار قلب خود سر مي زنيم آثاري از آن گندم كه در آن ريخته ايم از نورانيت و معنويت در آن نمي بينيم و شرمنده در نزد خالق بي همتا و امام زمان (ع) شرمنده هستيم .

ما در اين انبارگندم مي كنيم                گندم جمع آمده گم مي كنيم

گر نه موش دزد در انبار ماست                 گندم اعمال چهل ساله كجاست

اول اي جان دفع شر موش كن          بعد از آن در جمع گندم كوش كن

لازم است در عصر ظهور معرفت صحيح از دين و آرمان هاي اصيل اسلامي داشته در خود سازي و دگر سازي و فراهم آوردن بستري براي ظهور حضرت مهدي (ع) در جامعه نهايت تلاش را نموده و با اطاعت كامل از خالق هستي و مولاي خود و اخلاص در نيات و اعمال در آزمايشات مختلف الهي پيروز بوده و با بصيرت و حضور به موقع در صحنه و تعهد و احساس مسئوليت و تشخيص درست وظيفه در شرايط مختلف  و اطاعت از رهبر ارزشمند انقلاب و شناخت توطئه هاي دشمن و برنامه ريزي دقيق در برابر توطئه ها و جذب اكثريت و تبليغ درست دين و امر به معروف و نهي از منكر با شيوه هاي درست و جذاب و تحمل سختي ها و خسته نشدن از تلاش و كوشش و اميد مداوم به لطف الهي و ياري امام زمان (ع)و هرگز مايوس نشدن در زندگي مورد توجه مان باشد به اين خاطر در صدد بر آمديم ويژه نامه اي در ابن باره تهيه نموده و به بعضي شبهات پاسخ دهيم :

ايمان به حتميت ظهور منجي عالم در فكر عموم انسان ها وجود دارد منشاء اين فكر يك رشته اصول قوي و متين است كه از سرشت و فطرت اصيل انساني سرچشمه گرفته زيرا بشر فطرتاً طالب رسيدن به كمال در تمام زمينه هاي مربوط به خود است و او مي داند كه اين كمال تنها در سايه حكومت  عدل توحيدي تحقق مي يابد .

شهيد صدر (ره) مي فرمايد : اعتقاد به مهدي موعود تنها نشانه يك باور اسلامي با رنگ خاص ديني نيست بلكه افزون بر آن عنواني  است بر خواسته ها و آرزو ها ي همه انسان ها با كيش ها و مذاهب گوناگون و نيز بازده الهام فطري مردم كه با همه اختلاف هايشان در عقيده و مذهب دريافتند كه براي انسانيت در روي زمين روز موعود خواهد بود كه با فرا رسيدن آن هدف نهايي و مقصد بزرگ رسالت هاي آسماني تحقق مي يابد (بحث حول المهدي ص 7-8).

منشاء انحرافات بشر تنها ناداني نيست تا با پيشرفت علم و تكنيك انحرافات برطرف شود بلكه عوامل ديگري نيز منشاء انحرافات است كه نه تنها در بشر امروزي  باقي مانده بلكه بيشتر هم شده اين عوامل عبارتند از : غرايز و تمايلات مهار نشده شهوت و غضب افزون طلبي و جاه طلبي و لذت طلبي و بالاخره  نفس پرستي و نفع پرستي كه همه اينها در بشر امروز موجود است علم امروز به صورت بزرگ ترين دشمن بشر در آمده است علم گر چه چراغ روشنائي است ولي استفاده از آن بستگي به موارد استعمال آن دارد و علم ابزاري براي هدف است نه تشخيص دهنده هدف .

ويل دورانت مي گويد : ما از نظر ماشين توانگر شديم از نظر مقاصد فقير لذات فلسفه بخش دعوت علم نتوانسته به انسان آزادي از هواي نفس را بدهد . علم نتوانسته ماهيت هيتلر ها را تغيير دهد بلكه علم دست آنها را دراز تر كرده و شمشير را تبديل به بمب اتم كرده است      « يا ايها الذين امنوا اطيعو الله  و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم » نساء 59

حقيقت انتظار چيست  ؟

انتظار كيفيتي روحي است كه موجب به وجود آمدن حالت آمادگي است براي آنچه انتظار دارند و ضد آن يأس و نا اميدي است هر چه انتظار بيشتر باشد آمادگي بيشتر است اگر انسان مسافري داشته باشد كه چشم به راه آمدن اوست هر چه زمان رسيدن او نزديك تر گردد آمادگي براي آمدنش بيشتر مي شود حالت انتظار گاهي به جايي مي رسد كه خواب از چشم مي گيرد . چنان كه درجات انتظار متفاوت است همچنين از نظر حب و دوستي نسبت به آن چه را انتظار دارد تفاوت دارد  . هرچه عشق به منتظر زياد تر شود آمادگي براي رسيدن محبوبش زياد تر مي گردد . و دير آمدن و فراق محبوب درد ناك مي شود تا بدان جا كه انسان منتظر از خود بيخود مي شود و درد ها و سختي ها  و مشكلات سخت خود را در راه رسيدن به محبوب حس نمي كند هر انسان زنده اي كه در انتظار هاي خويش به تداوم حيات مي انديشد و بقاي خويش را انتظار دارد تمام حركت و سكون خود را در راستاي اين انتظار و در جهت متناسب با تداوم حيات قرار مي دهد لذا در روايات اسلامي انتظار فرج از افضل اعمال امت پيامبر(ص) شمرده شده است و پيروان امام مهدي (ع) به كوشند تا خود را به امام شان نزديك كنند و مانند امام خود بينديشند و امت با امام در انتظار بسر برند زيرا امام نيز در انتظار ظهور خود به سر مي برد در حال انتظار بهترين شيوه و پيوند همسوئي و هم دلي با امام نهفته است انتظار ظهور منجي هيچ گاه به حقيقت نمي پيوندد مگر در صورتي كه سه عنصر  اساسي در آن محقق گردد :1- عنصر عقيدتي :شخص منتظر بايد ايمان راسخي به حتمي بودن منجي و نجات بخش او داشته باشد 2- عنصر نفساني : زيرا شخص منتظر بايد در حالت آمادگي به سر برد 3- عنصر عملي و سلوكي : شخص منتطر بايد به قدر استطاعت خود در سلوك و رفتارش زمينه هاي اجتماعي و فردي را براي ظهور منجي فراهم نمايد و با نبودن هر يك از اين سه عنصر حقيقت انتظار معنا پيدا نمي كند .

انتظار نخست  يك آرمان و عقيده است و سپس در عمل وعينيت آشكار مي گردد و انسان منتظر به مرز باني و پاسداري از حوزه جغرافيايي و فرهنگي و ايدئولوژي خود و هم كيشان و هم مسلكان خويش مي پردازد . و همواره در موضع ديده باني است و هوشيارانه و تيز نگرانه به افق هاي دور و نزديك مي نگرد و هر تحرك و تحول و نقل و انتقال را در اردوگاههاي دشمن زير نظر مي گيرد و در سنگر دفاع ايدئولوژيكي و زميني و جغرافيايي دشمن را از پيش روي باز ميدارد و در صورت فهرام بودن زمينه به تهاجم نيز دست مي يابد .

امام صادق (ع) در تفسير آيه « يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلكم تفلحون » آل عمران 200

فرمودند : اصبروا علي المصائب و صابرو ا علي الفرائض و رابطوا علي الائمه در برابر مشكلات شكيبايي ورزيد و در انجام تكليف ها و مسئوليت ها پايدار و با امامان رابطه برقرار كنيد . تفسير علي بن ابراهيم جلد 1 ص 129

در روايت ديگر امام صادق فرمودند رابطوا به معناي حضور نزد امام است . الغيبة نعماني ص199

دوران انتظار دوران هجوم فتنه ها و مشكلات و گرفتاري هاست و آنچه مي تواند آرامش قلبي و قدرت روحي به شيعه منتظر  بدهد ياد منجي حي و حاضر است از نتايج انتظار تلاش فكري مومن منتظر و بصيرت و آگاهي اوست و فتنه ها علاوه بر آن كه غفلت مي آورد شبهه ها و ترديد و تزلزل را نيز در افكار جامعه ايجاد مي كند اين منتظر واقعي است كه چون به هوشياري فكري رسيده و بيدار است و به شبهات پاسخ مي گويد در اهميت انتظار همين بس كه دشمنان آن را مانع تسلط خود بر مسلمانان بر شمردند .

ميشل فوكر و كلر برير  كه در بحث  مبارزه با تفكر مهدي باوري ابتدا قيام امام حسين (ع ) و بعد انتظار                 امام زمان ( عج )  را دو عامل پايداري شيعه معرفي مي كند در كنفرانس تل آويو افرادي مثل برنارد لوئيس ،‌مايكل ام جي  ،‌مارتين كرام و ...  بر اين نكته تكيه فراوان داشتند آنان در توصيف شيعه گفته اند شيعيان به نام امام حسين قيام مي كنند و به اسم امام زمان (عج) قيام شان را حفظ مي نمايند . (مجله بازتاب انديشه خرداد سال 80 ص193)

ماربين محقق آلماني مي گويد از جمله مسائل اجتماعي بسيار مهمي كه موجب اميد واري و رستگاري شيعه مي باشد اعتقاد به وجود حجّت عصر و انتظار ظهور است . (سياست اسلام اثر ماربين ص49-50).

اگر امام ولايت تكويني دارد پس چرا در مواقع ضروري از آن استفاده نمي كند ؟

1- چه بسا اموري گمان مي كنيم براي ما ضرر دارد در حالي كه خير محض است و نيز به عكس چه بسا اموري كه گمان مي كنيم  براي ما خير است در حالي كه براي ما شر محض است . ما اين را نمي دانيم هر كه را خداوند خواسته او را از علم غيب مطلع ساخته و از آن اطلاع دارد لذا نبايد به ظاهر امر قضاوت كرد كه چرا امام اين مصيبت را از خود دور نكرد واين منفعت را براي خود به دست نياورد

2- امام از آنجا كه تسليم تقديرات الهي است در هر كاري دست به تصرف تكويني نمي زند و خلاف اراده و تقدير و مشيت الهي گام بر نداشته  و اقدام عملي انجام نمي دهد .

3- اراده حتمي خدا بر آن است كه در اين تكليف هر كاري به روال طبيعي و از روي اختيار انجام و حتي الامكان از معجره خرق نظام طبيعت استفاده نشود

4- هرگز انسان معصوم در نظام تكوين به جهت مصالح شخصي اقدام و تصرفي بر خلاف مقدرات الهي انجام نمي دهد و اگر معجزه و اعمال ولايتي كند به جهت مصالح نوع بشر و عالم است كه اين هم مطابق خواست و اراده و مشيت خداوند است .

با وجودي كه حضرت عيسي (ع) پيامبر است چرا رياست حكومت جهاني براي حضرت مهدي(عج) است ؟

1- حضرت مهدي(عج) وارث شرعي طرح كاملي است كه پيامبر اسلام در اين امت به جاي گذاشته و او آخرين وصي از اوصياي پيامبر آخر الزمان است .

2- حضرت مسيح پيامبر امتي غير از امت اسلام است و وظيفه مردم تا روز قيامت متابعت و پيروي كردن از دين اسلام و پيامبر اكرم (ص) اوصياي اوست .

اگر در عصر ظهور عقل ها كامل مي گردد ديگر چه احتياجي به امام مي باشد ؟

اگر هنگام ظهور عقل ها كامل مي گردد اين طور نيست كه از روي جبر و تكوين باشد بلكه به لحاظ اسباب طبيعي آن است گه همان وجود امام عصر و حضور حضرت در ميان مردم است يعني با وجود حضرت مردم از بركاتش استفاده كرده و به كمال عقلي خواهند رسيده و گرنه با نبود امام مردم دوباره به جاهليت بازگشت خواهند كرد .     (از كتاب پاسخ به شبهات موعود شناسي اثر علي اصغر رضواني )

از جمله سوال هاي رايج در باره امام زمان(عج) مسئله فائده وجود امام غائب است همگي مي دانيم اثر بارز وجود امام هدايت و رهبري است اكنون سوال ايجاد مي شود امامي كه از نظر ها غائب است چگونه هدايت مي كند ؟(وجعلنا هم ائمه يهدون بامرنا ) انبيا 73

پاسخ : وجود رهبر مايه بقاي مكتب است محاسبات عقلي و اجتماعي ثابت مي كند كه اعتقاد به وجود چنين امام در طول مدت اثر عميقي در اجتماع شيعه داشته است . اصولا هر جامعه اي كه براي خود تشكيلات و سازمان دارد و براي بقاي تشكيلات و ادامه كار سازمانها و افراد در تعقيب هدف وجود رئيس لازم است هر گاه اين رئيس در دل اجتماع باشد وجود چنين رهبر و مداخله او در رهبري امت و گردش تشكيلات و سازمان ها لازم و ضروري خواهد بود  ولي هر گاه به عللي رهبر زنداني يا تبعيد باشد و جود او براي پي گيري افراد كافي است زيرا مردم به اميد آن رهبر دست به دست هم داده و كار ها را ادامه مي دهند و در طول تاريخ در ميان ملل زنده كه قيام و نهضت هايي داشتند  و براي اين مطلب گواهايي فراوان وجود دارد كه نشان مي دهد كه رهبري كه زنده بود هر چند از نزديك موفق به رهبري نمي شد تشكيلات اين گروه پايدار باقي مي ماند اما لحظه اي كه حيات و زندگي او به پايان ميرسيد تفرقه و دو دستگي تشتت نيروها و پراكندگي و نابساماني در ميان جمعيت حكم فرما مي گرديد هنگاميكه گاندي از طرف دولت استعمار دستگير و زنداني شد نهضت عدم همكاري با شدت تمام ادامه مي يابد مردم هند گاندي را در ميان خود نمي ديدند ولي نهضت اورا ادامه دادند در جنگ داخلي اسپانيا قبل از جنگ جهاني دوم تازماني كه رهبران جمهوري خواهان در زندان فرانكو بسر مي بردند نبرد در سراسر جبهه هاي جنگ ادامه داشت ولي زماني كه چند تن از آنان به جوخه اعدام سپرده شدند  شكست در لشگر جمهوري خواهان پديد مي آمد هرگاه جمعيتي معتقد شود كه رهبر آنان در قيد حيات وزندگي بوده و پيوسته مترقب فرمان الهي است كه از پس پرده غيب بيرون آيد بطور مسلم نا اميد نشده و وحدت كلمه خود را از دست نداده در حفظ مكتب خويش كوشا مي باشد و پيوسته براي هدف قوه و نيرو توليد و تربيت مي كند .

اما در مورد اينكه چرا خداوند امام را در موقع ظهور خلق نكرد بايد گفت اگر چنين بود اصولا  عنوان انتظار ظهور مصلح واقعيت خارجي پيدا نمي كرد زيرا انسانها مي توانند در انتظارفردي باشند كه به زنده بودن او معتقدند والاّ نمي توان انساني را به اين دلخوش داشت كه چند سال بعد ممكن است كسي بدنيا آيد كه نقش منجي را ايفا خواهد كرد . در جهام متلاطم و پر اضظراب در حالي كه انسان به يأس مطلق مي رسد و فلسفه پوچي را به عنوان راه زندگي خويش مي شناسد . انسان در شناخت دقايق و ظرايف حيات وبراي آنكه در مسير تكامل به پيكار برخيزد لازم است كه از وجود رهبري زنده حتي اگر غائب باشد الهام گيرد .

پاسخ 2:  امام علي(ع) در نهج البلاغه  خدا دو نوع حجّت معرفي مي كند يكي حاضر و آشكار و ديگري غائب و ناپيدا كه مي فرمايد پروردگارا روي زمين هيچ گاه از حجّت ها توخالي نمي ماند حجّت هايي كه  گاهي  مرئي و آشكار و از بيم مردم پنهان است تا دلايل آيين الهي محو و نابود نشود گروهي ار اولياء الهي كه غائب بودند با اين حال هدايت مي كردند و يا اين كه به صورت استتار و با پوشش خاصي به سازند گي افراد اشتغال داشتند و با اين كه نبي و ولي بودند ولي منتظر آن بودند كه فرمان حق برسد سپس انجام وظيفه كنند اين گروه عبارت اند از

1-                 معلم موسي(ع) كه به نام خضر (ع) معرفّي شد

2-                 پيامبر اكرم (ص) كه سه سال از طريق فرد سازي هدايت مي كرد

3-                 حضرت موسي (ع) در مدت غيبت 40 روزه

4-                 حضرت يونس (ع) كه مدت ها در شكم ماهي پنهان از ديدگان به سر مي برد

5-                 حضرت مسيح (ع) در دوران كودكي نبي بود ولي پس از كه پس از 30 سال به امر هدايت قيام نمود بر هر فرد بي غرضي لازم است كه شيوههاي هدايت نوح(ع) و حضرت موسي (ع) و حضرت مسيح(ع) را در زندگي امام زمان (عج) پياده كند . آيت الله جعفر سبحاني (بقاء مكتب در پرتو وجود رهبر)

چه نيازي به رهبري و نظام امامت و ولايت است ؟ اما اصل نياز جامعه به رهبري و مديريت يك امر بديهي است چون هيچ جامعه اي بدون رهبر و هيچ كارواني بدون كاروان سالار و هيچ لشگري بدون فرمانده بقاء و دوام نخواهد يافت نظام همه امور در گرو وجود مديريت صحيح است لذا هر جمعيتي و قتي بخواهند تشكيل شوند در بين خود رئيس و رهبر انتخاب مي نمايند و اين مسئله عملاً‌ مورد اتفاق همه ملل بود ه و هست اگر چه در نوع و شكل آن و فردي يا گروهي بودن آن تفاوت ها و نظرات مختلف دارند . اما نياز به نظام امامت و ولايت براي اين است كه نظامات ديگر هيچيك مقاصد را كه بشر از يك نظام سالم و عدل انتظار دارد برآورده نمي كند از هيچ يك از آنها اصل حكومت اصلح و افضل و اصل نفي استعضاف و عدم تجاوز به حقوق ديگران مراعات نمي شود نظاماتي  كه در طرف و  افراط و تفريط قرار دارند يا فقط جنبه حيواني بشر را ملاحظه مي نمايند و حكومت و سازمانهاي آن مانند يك موسسه دامداري مدرن و برآورنده نيازهاي حيواني بشر مي باشند كه اگر راست بگويند و به اين مقدار تعهد خود عمل كنند در برابر  كار و زحمت و فرمان براي انسان ها در كار خانه و سازمان هاي كشاورزي خوراك و پوشاك گاهي به آنها مي دهند يا چنانآنها را آزاد مي سازند كه به اسم آزادي هر عمل ضد شرف و انسانيت را مرتكب شوند و براي ثروت اندوزي به هر جنايت و خيانت دست زنند اين حكومت ها دنيا را سرگردان و بشر را از زندگي نا اميد و در امواج نگراني ها و خطرات و ناآرامي غرق ساخته كه محصول آن تمدن منهاي  انسانيت كنوني است امروز با اين تحولات بزرگ كه پس از چهار ده قرن از ظهور اسلام در دنيا واقع شده و مكتب هاي سياسي و اجتماعي گوناگون كه عرضه شده نواقص و معايب اين نظام ها بيشتر ظاهر گشته و معلوم شده كه اينها دردهاي واقعي بشر را  درمان نخواهند كرد و يگانه وسيله رفع اين نا آرامي ها و دلهره ها و تبعيضات رفتن به پناه نظام الهي است بنا بر اين حاجت به اين نظام هر روز محسوس تر مي شود و ناكامي ها و بي عدالتي ها با اين نظام در حدي كه ممكن است پايان مي پذيرد يقيناً بشر از اين نظامات مأيوس شده و همه را آزمايش كرده و به سوي نظام امامت روي خواهد آورد نظامي كه نمونه آن  حكومت متواضع و روش حضرت علي (ع) و زندگي حق پرستانه و عدالت خواهانه و تقوا و شجاعت و پايداري و فداكاري اوست نظامي كه شرط رهبري آن عصمت و صلاحيتي است كه هر كس از جانب خدا و پيامبر به رهبري آن منصوب شد و واجد آن صلاحيت است و بدون معرفي خدا و پيامبر كشف و تشخيص آن بر مسائل ديگر قابل اعتماد نيست بلكه اكثراً خلاف واقع عمل مي شود .

( كتاب نور مهدي (ع) نشر آفاق – كتاب نظام امامت و رهبري آبت الله صافي گلپايگاني )

                                 «اللهمّ عجّل لوليّك الفرج»

تهيه كننده : ام كلثو م محسن زاده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تبریک

با سلام . هفته ی گرامیداشت مقام معلم را به جامعه ی فرهنگیان و دلسوزان تعلیم وتربیت تبریک عرض می نماییم.

 

تبريك

 

ميلاد خجسته خو شبو ترين گل گلستان خلقت هستي  پيامبر اكرم (ص)و ششمين گوهر  امامت و     

ولايت  امام جعفر صادق (ص)  را به امام عصر(ص) و مقام معظم رهبري وتمامي همكاران مبارك باد.

پيامبر اكرم (ص)    خدا وند دوستدار جواني است كه جواني اش را به اطاعت خدا مي گذراند.      

پيا مبر اكرم (ص) خوشا به حال كسي كه سخن بي جا نگويدو با مردم منصفانه رفتارنمايد.

امام صادق (ص) قران عهد وپيمان خداوند است با بندگان.

ویژه نامه عاشورا

 

 ویژه نامه عاشورا

 السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين

کاری از گروه دین و زندگی بهشهر

 

 

 

 

 

 

کاری از گروه دین و زندگی شهرستان بهشهر

 

 

 

آذر 89

ویژه نامه عاشورا

 

 

 

کاری از گروه دین و زندگی شهرستان بهشهر

 

 

 

آذر 89

ویژه نامه عاشورا

السلام علیک یا اباعبدالحسین(ع)

انحراف جامعه در عصر امام حسین (ع)

گذشته چراغ راه آینده است گذشته را باید آیینه فرداها کرد تا اشتباهات و لغزش های پیشینیان تکرار نشود "فاعتبروا یا اولی الابصار" چرا و چگونه بخصوص کسانی که مدتها در محضر امیر موئمنان علی (ع) بودند واز تعالیم ایشان بهره مند شده اند و نیز کسانی که خود امام حسین (ع) را برای تصدی امر ولایت و حکومت دعوت کرده در برابر سیدالشهدا شمشمیر بستند و با آن وضع فجیع ایشان را به شهادت رساندند. برای پاسخ به این پرسش باید از واقع عاشورا قدری به عقب باز گردیم و وضع جامعه صدر اسلام را بخصوص از زمانی که بنی امیه در شام قدرت را به دست گرفته اند بررسی نمایم .

زمینه های اجتماعی انحراف جامعه :

1.      پایین بودن سطح فرهنگی:

 اگر چه چند دهه از بعثت پیامبر اکرم (ص) می گذشت و مرز های اسلام تا مناطق دور دست گسترده شده هنوز فرهنگ و باورهای اسلامی از مدینه به دورترین نقاط سرزمین های اسلامی از جمله شام نرسیده و ایمان به قلب های مردم آن بلاد راه نیافته بود.

2.      روح زندگی قبیله ای :

 زندگی قبیله ای اقتضاء می کرد اگر رئیس قبیله ای در کاری پیش قدم می شد همه افراد قبیله یا دسته کم اکثریت آنان به راحتی از او پیروی می کردند.

3.      ضعف ایمان :

عوامل گوناگون دست به دست هم داده تا طی نیم قرن پس از رحلت پیامبر (ص) زمینه رشد دین و دین داری در جامعه تضعیف شود و از شمار افراد دین باور کاسته گردد. امام حسین (ع) فرمودند مردم بردگان دنیا هستند دین مانند لیسه ای بر زبان شان است مادامی که دنیا و معاش شان دایر باشد. از دین داری دم می زنند هنگامی که امتحان آنان را جدا می کند دین داران اندک می شوند.

ابزارها و عوامل انحراف جامعه :

معاویه در زمینه های یادشده از ابزارها و عواملی چند برای پیشبرد اهداف خویش بهره جست. معاویه این عوامل را به خوبی می شناخت و با شیوه استفاده از آنها به خوبی آشنا بود این عوامل عبارتاند از :

1. تبلیغات : همه سیاست مداران می کوشند به مدد تبلیغات اذهان و افکار مردم را به جهتی که می خواهند سوق دهند . ازجمله ابزارهای تبلیغاتی مورد استفاده در آن زمان . هنر ، ادب به ویژه شعر بود. شعر در میان عرب های آن عصر جایگاهی بس مهم داشت معاویه می کوشید شاعران معروف و برجسته را به کار گیرد تا اشعاری در مدح او و مذمت مخالفانش بسرایند در میان مردم منتشر کنند در میان مومنان و متدینان قرآن و حدیث از هر چیز دیگری اهمیت بیشتری داشت از این رو معاویه سعی داشت تا کسانی را برای جعل حدیث گرد آورد و همچنین معاویه از کسانی قراء نامیده می شدند بهره می گرفت قاری در آن زمان بسیار پر ارج بود او تنها به قرائت قرآن با لحن و تجوید نمی پرداخت بلکه در آن عصر علمای بزرگ دین را قاری می نامیدند. ایشان کسانی بودند که قرآن را به خوبی می خواندند و آن را تفسیر می کردند و غالباً حافظ قرآن بودند.

2. تطمیع : معاویه کسانی را که نمی توانست فریب دهد با ابزار تطمیع مسخر خویش می ساخت او روسای قبایل  از طریق وعده پست و مقام و اعطاء هدایا و جوایز سنگین به سوی خود جذب می کرد کمتر افرادی مقاومت می کردند.

3. تهدید : یکی از ابزار های مهم معاویه برای اجرای اغراض شیطانی اش بود کارگزاران معاویه به محض اطلاع از مخالفت عده ای آنان را دستگیر و زندانی و شکنجه می کردند و در نهایت می کشتند. این تهدید ها در باره طرفداران اهل بیت (ع) با قساوت و شقاوت بسیار همراه بود یکی از سوژه های تبلیغی معاویه پس از شهادت امام علی (ع) در دوره بیست ساله حکومتش در عراق به ویژه در کوفه این بود که حضرت علی (ع) و حکومت 5 ساله اش را مقصر اصلی عقب ماندگی اقتصادی و ریخته شدن خون ها و یتیم شدن کودکان و... جلوه دهد. این ترفند تبلیغی در زمان خود حضرت نیز به اجرا در می آمد شگرد معاویه این بود که حرف غلطی را که نادرستی آن بدیهی بود آنقدر تکرار می کرد تا مردم رفته رفته آن را بپزیرند.

علل رویایی مردم با امام حسین تحولاتی را در رفتار انسان رخ می دهد به عواملی بستگی دارد این عوامل در شکل دهی رفتار های اختیار انسان موثرند عبارتند از :

1. عوامل فکری و نظری:  بدین معنا که انسان بیش از انجام هر کاری به خصوص امور پیچیده اجتماعی و سیاسی ضروری است در باره آن فکر کند و مبانی و مبادی و غایت آن را تشخیص دهد به فراخور بضاعت فکری خود مسائل را تجزیه و تحلیل می کند.

2. عواملی که در رفتار انسان دخالت دارند که از دایره اعتقاد ، تفکر و بینش انسان خارج اند : بدین معنا که گاه انسان به برخی از امور علاقه و تمایل دارد و آنها را انجام می دهد از نظر فکری آن کارها را زشت و ناپسند بداند می گویند عوامل دسته اول به عقل و عوامل دسته دوم به عشق باز می گردد. به عبارت علمی تر عوامل دسته اول به شناخت و عوامل دسته دوم به گرایش ها و امیال مربوط است این عوامل به طور کلی در رفتارهای صحیح و نا صحیح انسان موثرند. در ریشه یابی حادثه کربلا عوامل  زیر دخالت داشته اند.

1- تقلید ناروا از نیاکان و گذشتگان

2- انحراف ها در شناخت ها و گرایش ها: اگر تفکر انسان صحح باشد و کشش های باطنی او در مسیر درست قرار گیرد دنیا بهشت می شود مشکلات زندگی اجتماعی که به رفتار انسان مربوط می شود گاه ثمره ی اشتباه در مبانی فکری یا به تعبیری دیگر نادانی انسان است. گاه مسئله ای به درستی برای او حل نمی شود اما تصور می کند آن را به خوبی فهمید گاه مسئله را به درستی می فهمد اما تمایلی ندارد آن را عمل کند گاه می داند کار مبنای عقلائی نداشته برای اجتماع زیان آور است برای ارضای هوی و هوس خود بدان دست می یازد در صدر اسلام واژه فتنه بر چنین وضعی دلالت داشت. امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند منشاء فتنه ها هوی و هوس های پیروی شده و احکام و نظرهای بدعت آمیزی اند که در آنها با کتاب خدا مخالفت شده است براساس آنها بعضی از مردم بعضی دیگر را بر مبنای غیر دین خدا دوست می دارند پس اگر باطل با حق مخلوط نمی شد بر حقیقت جریان  ترسی نبود و اگر حق از مشتبه شدن بر باطل مصون می ماند زبان معاندان از آن دور می ماند ولی بخشی از این گرفته می شود و بخشی از آن، در این هنگام شیطان بر دوستانش چیره می شود و تنها کسانی نجات می یابند که رحمت خدا شامل حالشان شده است .(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج3 ص 240 )

 طبق فرمایش امام علی (ع) فتنه های اجتماعی دو منشاء دارند :

 1- هوس هایی که در افراد بشرپیدا می شوند اگر مردم هوس ها را کنترل در مسیر صحیح سوق دهند در عمل به آنها جانب اعتدال را نگه دارند چنین فتنه هایی پدید نمی آمد.

2- مسائلی به نام دین مطرح می شود در حالی که ارتباطی با آن ندارند به منظور اغفال مردم ساده دلی است که باور کنند این امر جزو دین اند. در حالی که چنین نیست در چنین موقیتی با قرآن مخالفت شده زمانی این آراء جدید به نام دین عرضه می شود قرآن متروک می گردد و ارتباط های اجتماعی به امور ضد دین بدل می شود. اگر عده ای به دنبال باطل می روند به این دلیل است که فتنه گران عناصر حقی را در مجموعه باطل گنجانده اند .

3- مفاهیم متشابه ترفندی برای فتنه انگیزی:

کسانی قصد دارند در جامعه فتنه ایجاد کنند حق و باطل را با یکدیگر می آمیزند تا زمینه اشتباه را در جامعه فراهم سازند شعارهای زیبا و فریبنده ای مطرح کرده و همزمان سخنان ناحقی را نیز به آنها پیوند می زنند در این موارد از الفاظ متشابه غیر شفاف و چند معنایی استفاده می شود.

 امام علی (ع) فرمودند که نام شبهه را بدین دلیل شبهه گذاشتند که به حق شباهت دارد(وسائل الشیعه ج 27 ص 161 ) اگر باطل به حق شباهت نداشت و تشخیص آنها از یکدیگر آسان بود دیگر فتنه ای پدید نمی آمد کسانی که در عصر امام حسین (ع) از حاکمان بنی امیه فریب خوردند نیز ار تبلیغات ابهام آلود و سخنان دوپهلو آنان تاثیر پذیرفتند.

 

 

4- تحمیل رای خود بر قرآن:

 امیر مومنان علی (ع) می فرماید: دیگری که عالم نامیده می شود در حالی که عالم نیست کتاب خود را به رای خود تفسیر کرده و حق را با هوای خود منطبق ساخته پس ظاهر او شکل انسان است ولی قلب و باطنش حیوان، نه حق و راه هدایت را می شناسد که از آن پیروی کند و نه گمراهی را که از آن باز گردد این مرده ی زنده هاست.( شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید  ج 1 ص 381)

امام علی (ع) از دست چنین افرادی می نالد زیرا باعث شدند مردم سطحی نگر که درک درستی از مسائل ندارند و فریفته آنان شدند به خصوص با تعبیرات  زیبای ادبی آراسته شود . این افکار و مطالب شبهه ناک در جامعه گسترش یابد سطح معلومات یقینی و اعتقادات ثابت در جامعه اسلامی تنزل می یابد مخصوصاً این افراد عالم شناخته می شود، در این شرایط مردم دچار تردید می گردند از خود می پرسند کدام یک از این سخنان متضاد را باید پذیرفت رفته رقته اعتقادات آنان سست شده به ضعف فکری و اعتقادی مبتلا می شوند.

5- شرایط متغیر اجتماعی: در زمان امام حسین(ع) شرایط به گونه ای بود در جامعه زیربنای فکری ثابتی باقی نمانده تا مردم بتوانند به آنان اتکاء کنند، ارزش های ثابتی برجای نمانده تا بتوانند به ان اعتماد نمایند همه ی باورها و ارزش ها ضعیف شده بود.

6- تطمیع و نفاق عوامل کلیدی فاجعه کربلا: اگر وعده هایی که به امثال عمربن سعد داده شده در کار نبود هرگز کسی ماننند او به جنگ با امام دست نمی یازید چگونه مردم حاضر شدند امام حسین (ع) را بکشند برخی با پول خریداری شده گروهی دیگر تهدید و از ترس کشتارهای قساوت آمیز و در نهایت توده ی مردم تحت تاثیر تبلیغات و شگردهای شیطانی معاویه فریب خورده بودند در چنین شرایطی مجالی برای انتخاب آگاهانه ی مردم باقی نمی ماند.

 

از کتاب آذرخش کربلا، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، انتشارات موسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

تعریف خواص:

 در هر جامعه ی افرادی هستند که اهل شناخت و تجزیه و تحلیل بوده براساس بصیرت نسبت به وقایع اتفاقی موضع گیری می کنند در حقیقت سردمداری جریان های اجتماعی به دست آنهاست. این دسته بسیار کمند.

 مقام معظم رهبری: خواص، کسانی که از روی فکر و فهمیدگی و آگاهی و تصمیم گیری کار می کنند یک راهی را می شناسند و به دنبال آن راه حرکت می کنند.، وقتی عملی انجام می دهند موضع گیری می کنند راهی را انتخاب می کنند از روی فکر و تحلیل است می فهمند و تصمیم می گیرند و عمل می کنند ( سخنرانی در جمع فرماندهان لشکر 27 حضرت رسول (ص) 20/3/75)

تعریف عوام:

 عوام در هر جامعه ی اکثریت را تشکیل می دهند و معمولا پیرو بوده به بالادستی ها نگاه کرده و مطابق مشی آنها عمل می کنند، اینها تجزیه و تحلیل مسائل را ندارند پیرو موج اند و مرعوب جو.

ویژگی های خواص خوب:

1-  اهل فهم و تجزیه و تحلیل اند .

 2- بصیرت: چراغی همواره روشن گر و نجات بخش انسان از گمراهی هاست، بصیرت روشن بین و روشن دلی است.

3- انتخاب گری: در بین خواص هم هدایت شده و هم گمراه وجود دارد ولی هر دو گروه آگاهانه راه هدایت یا گمراهی را پیش گرفته اند.

4- جانبداری از حق: خواص هیچگاه بی طرف نبوده و نیستند.امام صادق (ع) : حقیقت ایمان آن است که حق را بر باطل ترجیح دهید هر چند حق به زیانت باشد و گرایش باطل تو را سود رساند. بی طرفی در برابر حق همسنگ ستیز با حق است . از دیدگاه قرآن بی تفاوتان و معصیت کاران هر دو به بیراهه می روند.

5- استقامت: خواص حامی حق اند و تمامی مشکلات را در این راه به جان می خرند و با آغوش باز به استقبال پیامدهای دفاع از حق می روند در برابر دشمن سر تسلیم فرود نمی آورند در موضع خویش ثابت قدم و استوارند.

6- ایمان راستین: از دیدگاه قرآن ایمان های موسمی و مقطعی بی ارزش است ایمانی ارزشمند است که برخواسته از صمیم جان بوده و ریشه در وجود او داشته باشد.

7- قیام: خواص خوب و حق مدار به مقتضای پیمان الهی انسانی خویش برای ادای وظیفه قیام کرده و نسبت به کجروی ها ، ستم ها و تجاوز گری ها واکنش نشان می دهند مثل اصحاب کهف.

8- تحمل آزار و شکنجه در راه خدا: خواص حق در طول تاریخ همواره مورد آزار و شنکجه، تبعید و تحقیر و قتل قرار گرفته ولی خداوند ایمان آنان را حفظ وآ نها را حمایت نمود و از شر دشمنان نجات شان داد.

از کتاب جام عبرت ها، از سید حسین اسحاقی، چاپ پنجم، موسسه بوستان کتاب.

خواص گروه های مرجع و شاخص دیده می شوند عموم مردم به آنها توجه داشته و اقتدا می کند و ممکن است مرجعیت قابل تایید نباشند، در مقابل مرجع عوام داریم ممکن است عوام آدم های کم بها ، بی خبر و کم سواد نباشند و عقل گرا باشند ولی مرجع آنها چنین نباشد. اقبال مردم مرجع می سازد خواه حق یا باطل. عوام در برابر خدا مسئول اند و مرجعیت بخش و حجیت بخش و اعتبارزا هستند. عوام باید مراقب باشند پشت سر چه کسی می ایستند، حسین (ع)یا یزید. باید بین حسین (ع) و یزید فرق گذاشته شود عوامی که حق را نمی شناسند فریب باطل را می خورند به معاویه امیرالمومنین می گویند ، پشت سرش در چهارشنبه نماز جمعه می خوانند عوام از نظر معرفت و تجربه و تجزیه و تحلیل در یک سطح نیستند آن دسته از عوام که تشخیص ندادند کم اند و اکثر عوام خود را به بی خبری زدند و جاهل مقصر اند ، عذر موجه ندارند. عده ای حق را تشخیص ندادند به خاطر لقمه های حرامی که خورده اند و بی تقوا بودند و عده ای به خاطر منافع همکاری نکردند.

انتخاب امام حسین (ع) هزینه بردار است تشخیص دادند ولی پای هزینه نایستادند . بعدها هزینه ی بزرگتری را برای باطل پرداختند، جامعه منتظر امام حسین (ع) بود ولی وقت پرداخت هزینه شد کنار کشیدند، ما در غیبت امام زمان(عج) به عنوان عوام چه می کنیم ؟ آیا به کارهای دنیا می پردازیم تا امام خودش بیاید و کارها را درست کند ؛ مثل بنی اسرائیل که به حضرت موسی گفتند تو و خدایت بروید شهر را بگیرید ما پشت سر شما هستیم به خاطر عدم همکاری با پیامبر (ع) خداوند چهل سال آنها را در بیابان سرگردان نمود . تشخیص حق و باطل وظیفه ماست، ایستادن بر اساس وظیفه باید صورت گیرد. انحراف به خاطر بی تقوایی و عمل نکردن به تشخیص است ، حجت بر مام تمام است گمراه شدن عذر موجهی نیست چقدر برای پیدا کردن راه حق حساسیت و همت داریم. چه چیزهایی را در زندگی اولویت خود قرار داده ؟ چقدر خدا در زندگی ما در رأس امور است؟ چقدر آیات قرآن چراغ راه ماست؟ چقدر دستورات دین مورد توجه ماست؟ چقدر دوست شناسی و دشمن شناسی برای ما مهم است؟ چقدر برای نهضت بزرگ حضرت حجت (عج) خود را آماده کردیم؟ چقدر خودسازی نموده و برای اصلاح جامعه و تقوای عمومی قدم های بزرگ برداشتیم؟ چقدر پای هزینه ولایت محکم می ایستیم و ترسی به دل راه نمی دهیم؟

سرکارخانم دکتر فرهمندپور، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، برنامه بصیرت ، کانال 3 تلویزیون، 21/9/89 ساعت 18:10

امام صادق (ع) فرمودند هیچ فرشته ای در آسمان ها و زمین نیست مگر اینکه می خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین (ع) مشرف شود، چنین است که همواره فوجی از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجی دیگرعروج کنند و از آنجا اوج گیرند( مسترک الوسائل ج 10 ص 244)

کاش دستان سبز علی (ع) بر فراز دستان نبی (ص) دیده می شد تا ناگزیر شاهد سر سرخ حسین (ع) بر فراز نیزه نبودیم، فرا رسید ماه پیروزی خون بر شمشیر تسلیت باد.

 

 

 

گروه دین و زندگی شهرستان بهشهر، آذر 89