السلام علیک یا اباعبدالحسین(ع)
انحراف جامعه در عصر امام حسین (ع)
گذشته چراغ راه آینده است گذشته را باید آیینه فرداها کرد تا اشتباهات و لغزش های پیشینیان تکرار نشود "فاعتبروا یا اولی الابصار" چرا و چگونه بخصوص کسانی که مدتها در محضر امیر موئمنان علی (ع) بودند واز تعالیم ایشان بهره مند شده اند و نیز کسانی که خود امام حسین (ع) را برای تصدی امر ولایت و حکومت دعوت کرده در برابر سیدالشهدا شمشمیر بستند و با آن وضع فجیع ایشان را به شهادت رساندند. برای پاسخ به این پرسش باید از واقع عاشورا قدری به عقب باز گردیم و وضع جامعه صدر اسلام را بخصوص از زمانی که بنی امیه در شام قدرت را به دست گرفته اند بررسی نمایم .
زمینه های اجتماعی انحراف جامعه :
1. پایین بودن سطح فرهنگی:
اگر چه چند دهه از بعثت پیامبر اکرم (ص) می گذشت و مرز های اسلام تا مناطق دور دست گسترده شده هنوز فرهنگ و باورهای اسلامی از مدینه به دورترین نقاط سرزمین های اسلامی از جمله شام نرسیده و ایمان به قلب های مردم آن بلاد راه نیافته بود.
2. روح زندگی قبیله ای :
زندگی قبیله ای اقتضاء می کرد اگر رئیس قبیله ای در کاری پیش قدم می شد همه افراد قبیله یا دسته کم اکثریت آنان به راحتی از او پیروی می کردند.
3. ضعف ایمان :
عوامل گوناگون دست به دست هم داده تا طی نیم قرن پس از رحلت پیامبر (ص) زمینه رشد دین و دین داری در جامعه تضعیف شود و از شمار افراد دین باور کاسته گردد. امام حسین (ع) فرمودند مردم بردگان دنیا هستند دین مانند لیسه ای بر زبان شان است مادامی که دنیا و معاش شان دایر باشد. از دین داری دم می زنند هنگامی که امتحان آنان را جدا می کند دین داران اندک می شوند.
ابزارها و عوامل انحراف جامعه :
معاویه در زمینه های یادشده از ابزارها و عواملی چند برای پیشبرد اهداف خویش بهره جست. معاویه این عوامل را به خوبی می شناخت و با شیوه استفاده از آنها به خوبی آشنا بود این عوامل عبارتاند از :
1. تبلیغات : همه سیاست مداران می کوشند به مدد تبلیغات اذهان و افکار مردم را به جهتی که می خواهند سوق دهند . ازجمله ابزارهای تبلیغاتی مورد استفاده در آن زمان . هنر ، ادب به ویژه شعر بود. شعر در میان عرب های آن عصر جایگاهی بس مهم داشت معاویه می کوشید شاعران معروف و برجسته را به کار گیرد تا اشعاری در مدح او و مذمت مخالفانش بسرایند در میان مردم منتشر کنند در میان مومنان و متدینان قرآن و حدیث از هر چیز دیگری اهمیت بیشتری داشت از این رو معاویه سعی داشت تا کسانی را برای جعل حدیث گرد آورد و همچنین معاویه از کسانی قراء نامیده می شدند بهره می گرفت قاری در آن زمان بسیار پر ارج بود او تنها به قرائت قرآن با لحن و تجوید نمی پرداخت بلکه در آن عصر علمای بزرگ دین را قاری می نامیدند. ایشان کسانی بودند که قرآن را به خوبی می خواندند و آن را تفسیر می کردند و غالباً حافظ قرآن بودند.
2. تطمیع : معاویه کسانی را که نمی توانست فریب دهد با ابزار تطمیع مسخر خویش می ساخت او روسای قبایل از طریق وعده پست و مقام و اعطاء هدایا و جوایز سنگین به سوی خود جذب می کرد کمتر افرادی مقاومت می کردند.
3. تهدید : یکی از ابزار های مهم معاویه برای اجرای اغراض شیطانی اش بود کارگزاران معاویه به محض اطلاع از مخالفت عده ای آنان را دستگیر و زندانی و شکنجه می کردند و در نهایت می کشتند. این تهدید ها در باره طرفداران اهل بیت (ع) با قساوت و شقاوت بسیار همراه بود یکی از سوژه های تبلیغی معاویه پس از شهادت امام علی (ع) در دوره بیست ساله حکومتش در عراق به ویژه در کوفه این بود که حضرت علی (ع) و حکومت 5 ساله اش را مقصر اصلی عقب ماندگی اقتصادی و ریخته شدن خون ها و یتیم شدن کودکان و... جلوه دهد. این ترفند تبلیغی در زمان خود حضرت نیز به اجرا در می آمد شگرد معاویه این بود که حرف غلطی را که نادرستی آن بدیهی بود آنقدر تکرار می کرد تا مردم رفته رفته آن را بپزیرند.
علل رویایی مردم با امام حسین تحولاتی را در رفتار انسان رخ می دهد به عواملی بستگی دارد این عوامل در شکل دهی رفتار های اختیار انسان موثرند عبارتند از :
1. عوامل فکری و نظری: بدین معنا که انسان بیش از انجام هر کاری به خصوص امور پیچیده اجتماعی و سیاسی ضروری است در باره آن فکر کند و مبانی و مبادی و غایت آن را تشخیص دهد به فراخور بضاعت فکری خود مسائل را تجزیه و تحلیل می کند.
2. عواملی که در رفتار انسان دخالت دارند که از دایره اعتقاد ، تفکر و بینش انسان خارج اند : بدین معنا که گاه انسان به برخی از امور علاقه و تمایل دارد و آنها را انجام می دهد از نظر فکری آن کارها را زشت و ناپسند بداند می گویند عوامل دسته اول به عقل و عوامل دسته دوم به عشق باز می گردد. به عبارت علمی تر عوامل دسته اول به شناخت و عوامل دسته دوم به گرایش ها و امیال مربوط است این عوامل به طور کلی در رفتارهای صحیح و نا صحیح انسان موثرند. در ریشه یابی حادثه کربلا عوامل زیر دخالت داشته اند.
1- تقلید ناروا از نیاکان و گذشتگان
2- انحراف ها در شناخت ها و گرایش ها: اگر تفکر انسان صحح باشد و کشش های باطنی او در مسیر درست قرار گیرد دنیا بهشت می شود مشکلات زندگی اجتماعی که به رفتار انسان مربوط می شود گاه ثمره ی اشتباه در مبانی فکری یا به تعبیری دیگر نادانی انسان است. گاه مسئله ای به درستی برای او حل نمی شود اما تصور می کند آن را به خوبی فهمید گاه مسئله را به درستی می فهمد اما تمایلی ندارد آن را عمل کند گاه می داند کار مبنای عقلائی نداشته برای اجتماع زیان آور است برای ارضای هوی و هوس خود بدان دست می یازد در صدر اسلام واژه فتنه بر چنین وضعی دلالت داشت. امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند منشاء فتنه ها هوی و هوس های پیروی شده و احکام و نظرهای بدعت آمیزی اند که در آنها با کتاب خدا مخالفت شده است براساس آنها بعضی از مردم بعضی دیگر را بر مبنای غیر دین خدا دوست می دارند پس اگر باطل با حق مخلوط نمی شد بر حقیقت جریان ترسی نبود و اگر حق از مشتبه شدن بر باطل مصون می ماند زبان معاندان از آن دور می ماند ولی بخشی از این گرفته می شود و بخشی از آن، در این هنگام شیطان بر دوستانش چیره می شود و تنها کسانی نجات می یابند که رحمت خدا شامل حالشان شده است .(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج3 ص 240 )
طبق فرمایش امام علی (ع) فتنه های اجتماعی دو منشاء دارند :
1- هوس هایی که در افراد بشرپیدا می شوند اگر مردم هوس ها را کنترل در مسیر صحیح سوق دهند در عمل به آنها جانب اعتدال را نگه دارند چنین فتنه هایی پدید نمی آمد.
2- مسائلی به نام دین مطرح می شود در حالی که ارتباطی با آن ندارند به منظور اغفال مردم ساده دلی است که باور کنند این امر جزو دین اند. در حالی که چنین نیست در چنین موقیتی با قرآن مخالفت شده زمانی این آراء جدید به نام دین عرضه می شود قرآن متروک می گردد و ارتباط های اجتماعی به امور ضد دین بدل می شود. اگر عده ای به دنبال باطل می روند به این دلیل است که فتنه گران عناصر حقی را در مجموعه باطل گنجانده اند .
3- مفاهیم متشابه ترفندی برای فتنه انگیزی:
کسانی قصد دارند در جامعه فتنه ایجاد کنند حق و باطل را با یکدیگر می آمیزند تا زمینه اشتباه را در جامعه فراهم سازند شعارهای زیبا و فریبنده ای مطرح کرده و همزمان سخنان ناحقی را نیز به آنها پیوند می زنند در این موارد از الفاظ متشابه غیر شفاف و چند معنایی استفاده می شود.
امام علی (ع) فرمودند که نام شبهه را بدین دلیل شبهه گذاشتند که به حق شباهت دارد(وسائل الشیعه ج 27 ص 161 ) اگر باطل به حق شباهت نداشت و تشخیص آنها از یکدیگر آسان بود دیگر فتنه ای پدید نمی آمد کسانی که در عصر امام حسین (ع) از حاکمان بنی امیه فریب خوردند نیز ار تبلیغات ابهام آلود و سخنان دوپهلو آنان تاثیر پذیرفتند.
4- تحمیل رای خود بر قرآن:
امیر مومنان علی (ع) می فرماید: دیگری که عالم نامیده می شود در حالی که عالم نیست کتاب خود را به رای خود تفسیر کرده و حق را با هوای خود منطبق ساخته پس ظاهر او شکل انسان است ولی قلب و باطنش حیوان، نه حق و راه هدایت را می شناسد که از آن پیروی کند و نه گمراهی را که از آن باز گردد این مرده ی زنده هاست.( شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید ج 1 ص 381)
امام علی (ع) از دست چنین افرادی می نالد زیرا باعث شدند مردم سطحی نگر که درک درستی از مسائل ندارند و فریفته آنان شدند به خصوص با تعبیرات زیبای ادبی آراسته شود . این افکار و مطالب شبهه ناک در جامعه گسترش یابد سطح معلومات یقینی و اعتقادات ثابت در جامعه اسلامی تنزل می یابد مخصوصاً این افراد عالم شناخته می شود، در این شرایط مردم دچار تردید می گردند از خود می پرسند کدام یک از این سخنان متضاد را باید پذیرفت رفته رقته اعتقادات آنان سست شده به ضعف فکری و اعتقادی مبتلا می شوند.
5- شرایط متغیر اجتماعی: در زمان امام حسین(ع) شرایط به گونه ای بود در جامعه زیربنای فکری ثابتی باقی نمانده تا مردم بتوانند به آنان اتکاء کنند، ارزش های ثابتی برجای نمانده تا بتوانند به ان اعتماد نمایند همه ی باورها و ارزش ها ضعیف شده بود.
6- تطمیع و نفاق عوامل کلیدی فاجعه کربلا: اگر وعده هایی که به امثال عمربن سعد داده شده در کار نبود هرگز کسی ماننند او به جنگ با امام دست نمی یازید چگونه مردم حاضر شدند امام حسین (ع) را بکشند برخی با پول خریداری شده گروهی دیگر تهدید و از ترس کشتارهای قساوت آمیز و در نهایت توده ی مردم تحت تاثیر تبلیغات و شگردهای شیطانی معاویه فریب خورده بودند در چنین شرایطی مجالی برای انتخاب آگاهانه ی مردم باقی نمی ماند.
از کتاب آذرخش کربلا، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، انتشارات موسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)
تعریف خواص:
در هر جامعه ی افرادی هستند که اهل شناخت و تجزیه و تحلیل بوده براساس بصیرت نسبت به وقایع اتفاقی موضع گیری می کنند در حقیقت سردمداری جریان های اجتماعی به دست آنهاست. این دسته بسیار کمند.
مقام معظم رهبری: خواص، کسانی که از روی فکر و فهمیدگی و آگاهی و تصمیم گیری کار می کنند یک راهی را می شناسند و به دنبال آن راه حرکت می کنند.، وقتی عملی انجام می دهند موضع گیری می کنند راهی را انتخاب می کنند از روی فکر و تحلیل است می فهمند و تصمیم می گیرند و عمل می کنند ( سخنرانی در جمع فرماندهان لشکر 27 حضرت رسول (ص) 20/3/75)
تعریف عوام:
عوام در هر جامعه ی اکثریت را تشکیل می دهند و معمولا پیرو بوده به بالادستی ها نگاه کرده و مطابق مشی آنها عمل می کنند، اینها تجزیه و تحلیل مسائل را ندارند پیرو موج اند و مرعوب جو.
ویژگی های خواص خوب:
1- اهل فهم و تجزیه و تحلیل اند .
2- بصیرت: چراغی همواره روشن گر و نجات بخش انسان از گمراهی هاست، بصیرت روشن بین و روشن دلی است.
3- انتخاب گری: در بین خواص هم هدایت شده و هم گمراه وجود دارد ولی هر دو گروه آگاهانه راه هدایت یا گمراهی را پیش گرفته اند.
4- جانبداری از حق: خواص هیچگاه بی طرف نبوده و نیستند.امام صادق (ع) : حقیقت ایمان آن است که حق را بر باطل ترجیح دهید هر چند حق به زیانت باشد و گرایش باطل تو را سود رساند. بی طرفی در برابر حق همسنگ ستیز با حق است . از دیدگاه قرآن بی تفاوتان و معصیت کاران هر دو به بیراهه می روند.
5- استقامت: خواص حامی حق اند و تمامی مشکلات را در این راه به جان می خرند و با آغوش باز به استقبال پیامدهای دفاع از حق می روند در برابر دشمن سر تسلیم فرود نمی آورند در موضع خویش ثابت قدم و استوارند.
6- ایمان راستین: از دیدگاه قرآن ایمان های موسمی و مقطعی بی ارزش است ایمانی ارزشمند است که برخواسته از صمیم جان بوده و ریشه در وجود او داشته باشد.
7- قیام: خواص خوب و حق مدار به مقتضای پیمان الهی انسانی خویش برای ادای وظیفه قیام کرده و نسبت به کجروی ها ، ستم ها و تجاوز گری ها واکنش نشان می دهند مثل اصحاب کهف.
8- تحمل آزار و شکنجه در راه خدا: خواص حق در طول تاریخ همواره مورد آزار و شنکجه، تبعید و تحقیر و قتل قرار گرفته ولی خداوند ایمان آنان را حفظ وآ نها را حمایت نمود و از شر دشمنان نجات شان داد.
از کتاب جام عبرت ها، از سید حسین اسحاقی، چاپ پنجم، موسسه بوستان کتاب.
خواص گروه های مرجع و شاخص دیده می شوند عموم مردم به آنها توجه داشته و اقتدا می کند و ممکن است مرجعیت قابل تایید نباشند، در مقابل مرجع عوام داریم ممکن است عوام آدم های کم بها ، بی خبر و کم سواد نباشند و عقل گرا باشند ولی مرجع آنها چنین نباشد. اقبال مردم مرجع می سازد خواه حق یا باطل. عوام در برابر خدا مسئول اند و مرجعیت بخش و حجیت بخش و اعتبارزا هستند. عوام باید مراقب باشند پشت سر چه کسی می ایستند، حسین (ع)یا یزید. باید بین حسین (ع) و یزید فرق گذاشته شود عوامی که حق را نمی شناسند فریب باطل را می خورند به معاویه امیرالمومنین می گویند ، پشت سرش در چهارشنبه نماز جمعه می خوانند عوام از نظر معرفت و تجربه و تجزیه و تحلیل در یک سطح نیستند آن دسته از عوام که تشخیص ندادند کم اند و اکثر عوام خود را به بی خبری زدند و جاهل مقصر اند ، عذر موجه ندارند. عده ای حق را تشخیص ندادند به خاطر لقمه های حرامی که خورده اند و بی تقوا بودند و عده ای به خاطر منافع همکاری نکردند.
انتخاب امام حسین (ع) هزینه بردار است تشخیص دادند ولی پای هزینه نایستادند . بعدها هزینه ی بزرگتری را برای باطل پرداختند، جامعه منتظر امام حسین (ع) بود ولی وقت پرداخت هزینه شد کنار کشیدند، ما در غیبت امام زمان(عج) به عنوان عوام چه می کنیم ؟ آیا به کارهای دنیا می پردازیم تا امام خودش بیاید و کارها را درست کند ؛ مثل بنی اسرائیل که به حضرت موسی گفتند تو و خدایت بروید شهر را بگیرید ما پشت سر شما هستیم به خاطر عدم همکاری با پیامبر (ع) خداوند چهل سال آنها را در بیابان سرگردان نمود . تشخیص حق و باطل وظیفه ماست، ایستادن بر اساس وظیفه باید صورت گیرد. انحراف به خاطر بی تقوایی و عمل نکردن به تشخیص است ، حجت بر مام تمام است گمراه شدن عذر موجهی نیست چقدر برای پیدا کردن راه حق حساسیت و همت داریم. چه چیزهایی را در زندگی اولویت خود قرار داده ؟ چقدر خدا در زندگی ما در رأس امور است؟ چقدر آیات قرآن چراغ راه ماست؟ چقدر دستورات دین مورد توجه ماست؟ چقدر دوست شناسی و دشمن شناسی برای ما مهم است؟ چقدر برای نهضت بزرگ حضرت حجت (عج) خود را آماده کردیم؟ چقدر خودسازی نموده و برای اصلاح جامعه و تقوای عمومی قدم های بزرگ برداشتیم؟ چقدر پای هزینه ولایت محکم می ایستیم و ترسی به دل راه نمی دهیم؟
سرکارخانم دکتر فرهمندپور، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، برنامه بصیرت ، کانال 3 تلویزیون، 21/9/89 ساعت 18:10
امام صادق (ع) فرمودند هیچ فرشته ای در آسمان ها و زمین نیست مگر اینکه می خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین (ع) مشرف شود، چنین است که همواره فوجی از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجی دیگرعروج کنند و از آنجا اوج گیرند( مسترک الوسائل ج 10 ص 244)
کاش دستان سبز علی (ع) بر فراز دستان نبی (ص) دیده می شد تا ناگزیر شاهد سر سرخ حسین (ع) بر فراز نیزه نبودیم، فرا رسید ماه پیروزی خون بر شمشیر تسلیت باد.
گروه دین و زندگی شهرستان بهشهر، آذر 89