باسمه تعالي

                                                          دین ومعاد در ادیان(قران وعهدین)

تعریف دین Religion

دین کلمه عربی است که در زبان های سامی و عبری و آرامی به معنای قضاوت و جزا آمده است – ولی در عربی به معنای اطاعت و انقیاد آمده است . در زبان اوستایی بصورت دئنا (Daena ) به معنای وجدان پاک آمده است .در زبان لاتین و مشتقات لاتینی بصورت رولی ژیون(Religion ) مشتق از مصدر لاتینی رولی گاره( Roligare ) به معنای پیوند و ربط بین اقدام است که معتقد به عقیده ای خاص روحانی هستند .[1] در اصطلاح از دین تعاریف مختلفی صورت گرفت که فقط به مهمترین آنان که در حقیقت نقطه مشترک همه دانشمندان است اشاره می کنیم .

دین : عقاید و دستورهای علمی و اخلاقی است که پیغمبران از طرف خدا برای راهنمائی و هدایت بشر آورده اند. [2]یا گفته اند به معنی عام تغییری است از آفرینش جهان به منظور گرایش و کرنش در برابر مبدأ و کار پرداز دنیا و راهی برای بهتر زیستن که از نظر فردی با حصول شرایط او را با خدای یگانه می رساند از نظر اجتماعی نظم عادلانه و روابط نیکو – همه جانبه در راه خیر و سعادت جامعه بوجود می آورد .

دین پدیده عالم گیر برای همه بشر:ریشه گرایش آدمی در سرشت آدمی نهفته است چون : الف ) بیش از هر چیز ، کشش درونی آدمیان آنان را وا می دارد تا در باره مبدأ پیدایش جهان و نیروی نگاهدارنده و مدّبر و تکیه گاه و هدف نهایی عالم تحقیق کنند .

ب)نهاد بلند پرواز آدمی به او امکان می دهد تا صرف نظر از تلاشی که در راه خواسته های مادی می کند، به ارزش های اصیل انسانی هم  بیاندیشد . بطوریکه می توان گفت این تلاش با تاریخ بشر همراه بوده است.

آدمی به حکم طبیعت و سرشت خدادادی خود دین می خواهد یا بعبارت دیگر کسی میخواهد که هرگز مغلوب نشده تا خود را به وی ارتباط دهد تا یک آرامش درونی واقعی پیدا نماید. لذا می توان گفت- غریزه و فطرت انسان یکی از بهترین دلائلی است که نیاز به دین را ثابت می کنند زیرا درک فطری بشر که لازمه ساختمان اوست هرگز خطا نمی کند .[3]پس می توان به این نتیجه رسید که در تاریخ بشر هرگز حتی قبیله ای وجود نداشت که به نوعی دین نداشته. [4]با نظر به این سخنان به این نتیجه می رسیم فکر دینی نخستین پدیده فلسفی است که در ذهن بشر پیدا شده است . [5]

موضوع مشترک ادیان :

در مورد هر یک از ادیان رایج ،شکی نیست که این اصول اولیه در طول تاریخ دستخوش توضیح و تفسیر قرار گرفته و بخدمت گرفته شده اند . کتب مقدس تنها مبانی ثابت برای ارائه گذارش در مورد هر یک از ادیان و یا دست کم کتابی مرتبط با آن است و این کتاب معمولاً حاوی تعلیماتی و اصول و آداب مشترکی هستند و این اشتراک به لحاظ آنست که:

1 – منشأ پیدایش آن ها یکی بوده است :

الف – وحی الهی – چنانچه در ادیان آسمانی ( مانند اسلام – مسیحیّت – یهود ) مشاهده می شود

ب – ژرف بینی بشری و روح اصلاح طلبی همره با خصال خاص منطقه ای تا چنانچه در ادیان شرق آسیا ( بودا – چینی – لائوسه ) وجود دارد .

2 – یا در اثر آمیزش و اقتباس چنین شده اند (مثل مسیحیّت  از برخورد با فلسفه ومذهب یونان و روم)

در هر حال این همبستگی در بسیاری مذاهب حتی نسبت به مذاهب قبایل وحشی با برخی مذاهب بزرگ مشاهده میشود اینجانب با آزاداندیشی فقط در پی آنم که وجه مشتراک(اسلام- یهود- مسیحیّت) را در مسأله معاد باز گویم .بدون داوری در مورد تمایز هر کدام فقط به شرح آن بپردازم .

معاد در لغت:معاد از نظر لغوی به معنای باز گشتن است و در اصطلاح به معنای دوباره زنده شدن آدمی پس از مرگ است مرحوم دکتر جواد مشکور می نویسد : معاد مأخوذ از زبان عربی از ریشه«عود»به معنای بازگشت و جای بازگشت و آخرت و آن جهان است .[6]

دین مسیح:کلمه مسیح ( Messiah ) که به معنای تدهین شده و نجات دهنده است به زبان یونانی به کرسیوس chrisios ترجمه گردیده است و پیروان مسیح را مسیحی و به زبان اروپایی کریستیان (Christion ) گویند.مرحوم دکتر جواد مشکور در خلاصه ادیان می نویسد: «یشوع(yeshua ) یا مهیوشوع (Moshua ) که به زبان عربی اوراعیسی گویند در اصل عبری بع معنای نجات و رستگاری است .» وی معتقد است که نام عیسی از طریق یهودیان وارد اسلام شد زیرا یهودیان به جهت کینه ای که به وی داشتند برای حقیر شمردنش او را «عسیو» یعنی پشمالو که نام برادر معاند یعقوب ابن اسحاق بود می خواندند[7] خاندان او مردم متوسط ولی بسار مومن و دیندار بوده اند چنانچه که در انجیل لوقا آمده او در دوران عبادت چنان روح او در ایمان الاهی مستهلک بود که ابداً از غیبت خود و درجه تشویق کسان و دوستان درباره خود نمی اندیشیده است .[8] البته همانطوریکه در تولد او بین دنیای مسیحیت اتفاق نظر وجود ندارد و بر سر این نکته هم که چیزی دقیقاً کتاب مقدس مسیحیان را تشکیل می دهد توافق ندارند اما با این وجود مسیحیان اعتقاد کامل دارند که اعتبار و اصالت کتاب مقدس آنان بیش از هر متن مقدس دیگری است . با این مقدمه مجمل به اصل موضوع یعنی معاد در دین مسیحیت می پردازم.

معاد در مسیحیت

مسیحیت حاوی مطالب گوناگونی در زمینه مباحث و اعتقادات اُخروی هم در کتاب مقدس و هم در کتب تاریخی بعدی است . به هر حال مسیحیت بطور یکنواخت تعلیم داده که در مورد همه افراد مطمئناً روز قضا و جزایی وجود خواهد داشت و در آن روز افراد صالح به مقام و لذت مصاحبت نزدیکتر با خداوند نائل شده و افراد شرور نیز با تبعات وحشتناک منبعث از دوری از خداوند مواجه خواهند شد «خود را فریب ندهید ، خدا را استهزاء نمی توان کرد زیرا آنچه آدمی می کارد همان را درو خواهد کرد .(رساله پولس رسول به غلاطیان . باب ششم . آیه 7 )حضرت عیسی(ع)  به روشنی پیروان و طرفداران خود را به یک زندگانی روحانی مترقی و پرشکوه نوید می داد اما تنها به این شرط که آنها در زندگی خود در این نشه نسبت به دیگران عشق و محبت داشته باشند عبارتی که از قول پولس مقدس نقل شد است «زیرا که فرد گناه موت است ، اما نهمت خدا حیات جاودانی (رساله پولس رسول به رومیان . باب ششم . آیه 23)

عقیده به روز بازپسین در مسیحیت وجود دارد و در تمام دوران تاریخ مسیحیت این عقیده تکرار شده است . مسیر و گردش در محتویات انجیل چهاگانه(متی- لوقا- یوضا- مرقس) ما را به یک اصل رهبری می کند و آن اینکه نه تنها حضرت مسیح . وجود رستاخیز را بطور زبانی تبلیغ کرده است بلکه عملاً بوسیله احیای مردگان ، نمونه ای از رستاخیز انسان را بر امت خود نشان داده است .

و در کتاب های دینی مسیحیان مکرر از بهشت و دوزخ و برزخ و وارد شدن در ملکوت خدا ، حکم به عدالت بین مردگان بوسیله خدا و پدر و پسر(عیسی) امثال آن سخن به میان آمده است.به نظر مسیحیان پایان نهایی جهان با ظهور دوباره عیسی به عنوان داور اعمال همه انسان ها و تعلیم جهانی انجیل به وسیله او بعد از گرویدن کامل یهودیان به آیین مسیحیت وقوع رویدادهای خارق العاده و غیر عادی در طبیعت روی می دهد . بنظرشان آخر دنیا نشان دهنده فرا رسیدن روز نهایی داوری خواهد بود ، همه با اجساد خود متحد می شوند و در برابر خدا برای ارزیابی اعمالی که در طول زندگی زمینی شان انجام داده اند حاضر میشوند آنان که بر تعالیم عیسی بوده به بهشت و کسانی که بی تقوا و گناهکار بوده اند به دوزخ فرستاده می شوند با این تفاوت که دوزخ مکان کیفر ابدی و جایگاه جدایی دائمی از خداست ولی بهشت حالت سعادت آمیز از طریق قرب و نزدیکی خداست . البته در اناجیل از دوزخ به طور مکرر نام برده شده است ولی از بهشت و نعمتهای آن کمتر سخن به میان آمده است و آن هم به تعبیرهای حیات جاودان و ملکون آسمان....( -لویز،دین شناسی تطبیقی ص164)

  در انجیل مرقس آمده است : تمام گناهان بنی آدم ، آمرزیده خواهد شد مگر آن که به           روح القدس کفر گویند که هرگز آمرزیده نخواهند شد بلکه مستوجب عذاب ابدی است –(انجیل مرقس باب3 جمله 28  یا میفرماید « خواهش پدر که مرا فرستاد ، این است که هر چه به من بخشیده ، من هیچ چیز آن را ضایع نکنم ،بلکه در روز بازپسین آن را برخیزانم و خواهش آن کسی که مرا فرستاده این است که هر کس که پسر را ببیند و به ایمان بیاورد ، مالک زندگانی جاودانی بشود و من او را در روز بازپسین خواهم برخیزانم.                        .                                                          (-انجیل مرقس،جمله 120ص135. )

البته ناگفته پیداست که مسیح هم همانند یهود بیشتر ناظر بر معاد جسمانی است میگوید : وقتی انسان از عالم مردگان قام می کند دیگر نه زن می گیرد و نه شوهر می کند بلکه همانند فرشتگان است همانجمله-خدا- خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است که تکرار شده است در اینجا دو مورد از انجیل که رستاخیز به صورت یک امر مسلم و به طور روشن القاء شده است اشاره  می کنم.آیا مطالعه نموده اید آنچه از خدای درباره برخاستن مردگان به شما گفته شده است که خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب منم و خدا ، خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان است( انجیل متی،باب22 جمله های 31و32  .در قسمت دیگر انجیل یوحنا میخوانیم زنی به نام مرسا که برادر او مرده بود گفت : ای آقا اگر تو در اینجا می بودی ،برادر من نمی مرد ، لیکن الان می دانم که هر چه تو از خدا بخواهی ، خدا به تو خواهد داد .عیسی به گفت : که برادر تو خواهد برخاست مرثا به او گفت : می دانم که در روز قیامت در روز بازپسین خواهد برخاست. عیسی(ع)به او فرمود : آن کس که بر من ایمان آورد با وجود اینکه بمیرد زنده خواهد بود و هر آنکس که زنده است و بر من ایمان آورد تا ابد نخواهد مرد(-یوحنا،فصل 11،جمله های 21و26.2 )و در قسمت دیگر از انجیل آمده است حکم می کند تا بر شما حکم نکند ، زیرا که به آن طریق که می کنید ، حکم بر شما خواهد شد و به همان پیمانه که می پیمایید از برای شما پیمون خواهد شد زیرا آن روز که فرزند انسان در جدال پدر خود با ملائکه خویش خواهد آمد ، آنگاه هر کس را برونق او جزا خواهد داد. (- انجیل متی،باب16،جمله 27 )  انجیل در مورد طی دوره میانه روح پس از مفارقت از بدن تا روز داوری کجایند به دو نوع داوری معتقد است :

1- داوری عام که در پایان جهان – برای همه انسان ها صورت می گیرد .

2 – داوری نهایی که بلافاصله بعد از مرگ جسمانی او انجام می گیرد هر کس در راه عشق به خدا یا هم نوعان بمیرد پس از مرگ بلافاصله به بهشت می رود و اگر از خدا سرپیچی کند بلافاصله به دوزخ می رود.

برزخ درنگاه مسیحیت:منزلگاه و زیستگاه ارواح کسانی است که به گناه آلوده بوده اند اما به توبه مرده اند برای تطهیر در آنجا نگاه داشته می شوند تا شایستگی قرب به خدا را بیابند «درحقیقت زندگی ابدی در مسیحیت به معنای همنشینی ابدی با خداوند یا پیوستن با اوست معنا دیگر آن متضمن عفویت در ملکوت خداست . (تاریخ جامع ادیان،جان.ناس،ص6434)

دین یهود :گفتیم که بهترین سند برای مطالعه هر دین کتاب مقدس آن است یهودیان کتاب مقدس خود را «تنخ»می نامند این واژه از سه حرف«ت»= تورات «ن» بنوئیم:انبیاء «خ» کتوبیم (طبق قاعده عبری ک به خ تبدیل شده) مکتوبات ساخته اند .1 – تورات مشتمل بر پنج سفر پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تشبیه می باشد .2 – کتب انبیاء به دو بخش انبیای متقدم و انبیای متأخر تقسیم می شود .

بخش اول ( انبیای متقدم ): کتاب های یوشع، داوران، سموئیل اول و دوم – پادشاهان اول و دوم .بخش دوم ( انبیای متأخر ) كکتاب های اشعیاءارمیا ، حزقیال ، هوشح ، یوئیل ، عاموس-عوبدیا ، یونس ، میکاه ناحوم- حَبُوق- ضَینا- حَجّی ذکرا و ملّاکی .

3 – مکتوبات عبارتند : مزاید داود- امثال سلیمان، ایوب، غزل غزل های سلیمان ، روت- مراثی ارمیا، استر-جامعه سلیمان، دانیال، عَزراء- نحیا و دو کتاب تاریخ . -(مشکور محمد جواد)،                                     

دیدگاه یهود درباره معاد

با این معرفی مجمل به نظر نمی رسد که اندیشه یهود درباره زندگی پس از مرگ چندان روشن باشد و یهودیان در تا پیش از نجات بابل اعتقاد به روز رستاخیز نداشتند واز آن جهان تصور مبهمی در خاطر می پروراند .( باهنر محمد جواد،ادیان تطبیقی،ص 52) با این وجود دین یهودیت آخرت شناسی خاص خود را دارد براساس آن زندگی پس از مرگ جسمانی به پایان می رسد به این ترتیب معتقد به رستاخیز مردگان و جهان آخرت به دنیای که ارواح برخاسته از گور در آن سهیم خواهند بود اما با وجود این عقیده هر یهودی معتقد است که امتیاز برخاستن از گور و زندگی پس از مرگ از آن درستگاران است و نتیجه پیروی از احکام خدا و رسیدن به ارض موعود این دنیا و تمتع از لذت و نیل به حکومت می داند و نتیجه نافرمانی و گناه را ، قحطی و اسارت و هلاکت معرفی می کند که بدان و شریر برای همیشه با مرگ جسمانی خود نابود شده کاملاً از بین می رود.به نظر نمی رسد که هیچ گونه تصوری از جهنم در این دیدگاه وجود داشته باشد بدکاران برای همیشه نابود خواهند شد در واقع در خود کتاب مقدس هیچ گونه تصوری از جهنم و بهشت وجود ندارد – در همین راستا- دکتر مشکور می نویسد «یهودیان تا پیش از نجات بابل اعتقاد به روز رستاخیز نداشتند و در آن جهان تصور مبهمی در خاطر می پروراندندولی دراثرتماس باایرانیان معتقد به رو رستاخیز و بعثت بعد از موت شدند. »                         (باهنر محمد جواد،ادیان تطبیقی،ص5)

اما از آنجا که از آثار یهودیان بر می آید به نظر می رسد که « ادوار باستانی عقیده ساده ای درباره قامت داشته اند به این صورت که مردگان پس از این زندگی در حفره ای فرو می افتند و در آنجا وجود مبهم و پرنگ دارند و به آن حفره ( شوءل) می گویند(باهنر،محمد جواد،دین شناسی تطبیقی،ص)    

   درآن سرزمین احیاناً شکل اولیه خود را خواهند داشت و تحت تشکیلات خانواده در می آیند و به همان صورت با قی می مانند چون فبلاً اشخاص خوب و بد پاداش و مجازات خود را دیده اند .شاید به این اعتقاد که هر یهودی باید در دعای صبحگاهی خواهد بگوید : « جاودانه خدای من روحی که تو در من نهادی پاک است تو آن را پدید آوردی و آن را صورتگری کردی وآن را در من دمیدی – تو آن را در من حفظ می کنی و تو آنرا به هنگام مرگ از من بر می گیری و در روز رستاخیز به من باز می گردانی . و جان.بی. ناس می نویسد :بر خلاف مسلمین و نصاری- یهودیان اعتقاد روشنی به آخرت و روز جزا ندارند و سزا و جزای اعمال انسان را بیشتر در این جهان می دانند ، اعتقاد به روز رستاخیز که در دین یهود ذکر گردیده اعتقاد قدیم نسبت عقیده را پس از آزادی ایشان از اسارت بابل بدست کوروش از نشست و برخاست با ایرانیان زردتشتی فرا گرفته. [9]همچنین همانطور که هرتز برگ در کتاب یهودیت می گوید « در کتاب مقدس زندگی انسان در همین دنیاست و هیچ گونه نظریه درباره بهشت و جهنم وجود ندارد و نظریه رستاخیز بعدها در کتاب مقدس مطرح شد. »در این باب در کتاب مقدس نیمران « و کسانی که ایشان را بعض می نمایند ایشان را آشکارا سزا می دهد تا ایشان را هلاک سازد (تورات، سفرمثنی،باب هشتم،جمله های 1،6،7،8،9)

و پس به این ترتیب مشخص شد که نظریه رستاخیز و قیامت بعدها در اصل کتاب مقدس وارد شد ولی هر چند در تورات جمله های صریحی در باره قیامت وارد نشده اما در عهد عتیق جمله های صریحی درباره زندگی پس از مرگ وجود دارد . که از جمله صریح ترین آن « سراننده و زنده کننده و به زیرآورنده به قبر وبیرون آورنده ، خداوند است .» (کتاب اوّل سموئیل،فصل دوم، ص 8)

جمله هائی پیدا می شود که به گونه ای قابل تطبیق بر معاد باشد مانند این فراز : دانشمندان مثل نور سپهر و کسانی که بسیاری را به راه صداقت رهبری نمایند مانند ستارگان تا ابد درخشان خواهند بود .( کتاب دانیال،فصل 2،جمله1    )

خلاصه در هر حال مسئله معاد در بین یهودیان عقیده راسخ و مهمی نمی باشد و شاید همان گرایش به این جهان و علاقه به پول و مظاهر مادی آنان باعث بوده است که حساب اعمال و مجازات قیامت را ناچیز انگارند به تصور خود بتوانند با حیله و تجاوز و زراندوزی پیش تازند.و در پی این نوشته به قول کدرنات به این نتیجه مهم می رسیم به نظر آنان در قیامت نه جسم انسانی وجود دارد و نه هیچ کارکرد جسمانی انسان فقط به صورت روحانی محض خود در صلح و آرامش زندگی می کند و خداوند هم وجود روحانی محض است . (کدرنات ا.لوئیز،درون مایه مشترک ص139،140  )

دین اسلام : اسلام در لغت به چند معنی آمده است:

اول : به معنای انقیاد و پیروی ( submission)

دوم : به معنای داخل شدن در دین    

 سوم: به معنای پرستش خداوند و اخلاص به وی است

چهارم: نام اسلام را از کلمه ی «سلم » (peace) به معنای صلح و آرامش و برخی به معنای تسلیم به خدا دانسته اند. که در سوره (آل عمران 79-17 سوره مائده  5- انعام 125 ، زمر 23 ، صف 7 )و اساس اسلام بر دو شهادت است : لا اله الا الله و محمداً رسوال الله . بقول جان ناس در تاریخ جامع ادیان صفحه 726 : کلمه معروفی که اصل اول عقیده اسلام را متضمن است عبارت است از شهادت و وحدانیت خداو رسالت محمد (ص) وقتی که یک فرد که این دو اصل را می پذیرد مسلم خوانده می شود ، از او دعوت نکرده اند که ایمان خود را به دلائل فلسفی و کلامی بپذیرد بلکه باید فقط تفویض و تسلیم امر الهی بشود. [10]1 اسلام در تعالیم خود اصرار دارد که توحید را به تمام معنی به مردم یاد دهد و جلوی هرگونه شرک و یا خرافه را در فکر و عقیده مردم بگیرد. عقیده به خدای یگانه آثار فراوان اخلاقی و عملی دارد از جمله آن که انسان را وظیفه شناس می کنو و نوع دوست و مهربان بار می آورد. این در کلام پیامبر این دین و مهم ترین معجزه او (قرآن) به صراحت و مکرراً تکرار شده است. حضرت محمد (ص) که آورنده و مبلغ این دین الهی است بیش از هر چیز به کلام الهی بودن کتاب مسلمانان یعنی قرآن تاکید می ورزد از آنان می خواهد که با تمسک به این کتاب آسمانی راه سعادت و نجات خویش را بیابند که قرآن کتاب هدایت و رستگاری است.چون قرآن بیشتر ناظر در تفکر در آیات و خلقت آسمان و زمین است ؛ با ادیان دیگر وجه مشترک و تمایز فراوان دارد.یکی از امور مشترک علاوه بر توحید- نبوت – معاد است.من در اینجا بیشتر به چیزهای در مورد معاد اشاره می کنم که در ادیان دیگر مثل یهودیت و مسیحیت به آنان اشاره نشده است.

معاد در اسلام : معاد یکی از اصول سه گانه دین مقدس اسلام و از ضروریات این دین پاک است. مسلمانان را مانند دیگر پیروان ادیان الهی ، عقیده بر آنست که آدمی را بجز زندگانی این جهانی ، زندگانی دیگر پس از مرگ در پی است که در آن روز بازپسین ، پاداش و کیفر کارهای خود را در این جهان خواهند دید. از چنین روزی تعبیر به (یوم القیامه ) یا روز رستاخیز یا حشر ، یعنی برانگیخته شدن مردگان از قبر تعبیر می کنند برخلاف ادییان دیگر معاد از نظر قرآن جانی روحانی است یعنی بازگشت همین جسم که بعداً اجزاء پراکنده ی آن ترکیب خواهد شد. اما برخی از متکلمان اسلامی معتقدند که خداوند در روز قیامت جسم تازه ای خلق خواهد کرد که در تمام احوال شبیه جسم واقعی اوست همان جسم است که پاداش یا کیفر می بیند موجب تالم و فرح روح شخص می گردد [11]. و می توان گفت اولین و دومین سلسله آیاتی که برحسب ترتیب زمانی بر محمد (ص) نازل شده اند متضمن اشاراتی به روز جزا هستند (مدثر آیه 8-10 علق 8 ) در مورد معاد روحانی علامه جعفری (ره) می نویسد: در قرآن دهها آیه وعده لقاءا... و رضوان الله بر مردم متقی داده شده است که ما فوق لذات حسی و حتی مافوق لذایذ معقول در این دنیاست. مقصود قرآن از لذایذ حسی در حقیقت بیان پایین ترین لذایذ است که وقتی عالی ترین لذایذ روحانی در بهشت نصیب انسان بوده باشد در حقیقت همان لذایذ حسی را هم در میان آنها دریافت خواهد کرد.[12] در هر حال می توان عقیده به معاد که خود دال بر بقای انسان است را دلیل وسعت اندیشه و بلندپروازی آدمی دانست که خود را محدود به چند سال عمر کوتاه نمی بیند و پیوستگی خویش را با دوردست های جان حفظ می کند.از نظر اسلام انسان باقی می ماند و از بین نمی رود اگرچه صورت خود را از دست می دهد اما هیچ گاه اساساً نابود نمی شود بهترین مثال به دو قانون «بقاء مان » و ثبات انرژی در طبیعت است.البته حیات بدنی و جسمانی مجدداً در قیامت مطرح است اما چگونگی این تجدید حیات مادی بر ما مکشوف نیست. البته قرآن به سیر تجدید حیات در طبیعت را به عنوان شاهد می آورد (سوره فاطر آیه 9- یس 78-79).

خداست آنکه بادها را می فرستد زمین را پس از مرگ زنده ميسازد قیامت نیز چنین است / فاطر 9

در یس می فرماید: و برای ما مثالی آورد و آفرینش خود را فراموش کرده بود و گفت کیست که این استخوانهای را با آنکه پوسیده زنده خواهد کرد (یس 78-79) آیات مربوط به حیات جسمانی در قرآن فراوان است که به چند فراز از آن اشاره می کنم.

سوره ق آیه 3—کافران گویند که این بسیار چیز عجیب است آیا پس از آنکه مرده ایم و خاک شدیم یا زنده می شویم این بازگشت بسیار بعید است(جواب ) هر آینه ما می دانیم که زمین از آنها کم نمی کند در نزد ما کسانی که حافظ و نگهبان اشیاء باشند وجود دارند .سوره نساء آیه 4— و کافران گفتند که هرگز قیامتی بر ما نمی آید---بگو او بر غیب جهان آگاه است و مقدار ذره ای در همه آسمانها و زمین یا کمتر از ذره ای یا بیشتر عالم نیست مگر آنکه در لوح محفوظ آشکارست.- اسراء 99—آیا ندیدند و ندانستند آن خدایی که آسمانها و زمین را آفریده قادرست مانند اینها را نیز خلق کند؟ در سوره یس آیه 81 می فرماید : آیا آن خدایی که آسمانها و زمین را آفریده (موجود ضعیفی) مانند شما را قادر نیست بیافریند؟ آری البته قادر است که آفرینده همه موجودات است .مرحوم علامه ره در ذیل این آیه بطور سوال و جواب می نویسد: اگر بدن آخرتی مثل بدن دنیوی است پس لازم میاید خود بدن بنا شد و در کلمه مثل مغایرت و دوئیت قرار گرفته پاسخ می دهد : ما گفتیم شخصیت انسانی به روح اوست نه بدن و آنچه از بین میرود بدن است و فساد و متلاشی شدن اجزاء مخصوص بدن است واگرمثل بدن اوراخلق کنند وروح به اوتعلق بگیرد‘ میگویند این همان بدن است.

قرآن به دو شیوه معاد را اثبات نمود :1 دلیل نقلی2 دلیل عقلی

- البته شایان ذکر است که انتقاد کنندگان از اسلام چنین می پندارند که قرآن بیش از حد اوصاف دوزخ و بهشت را مادی می نمایاند ، در حالی که قرآن مفاهیمی را بازگو می کند که بیشتر از ورای پرده رازی دست نایافتنی و غیر قابل توصیف احساس شده بود قرآن مضامین آن نمادهایی را که حقایق متفاوتی را نهان می دارد در قالب الفاظ و واژه هایی که برای همگان قابل فهم است بیان می کند که بزرگترین آن سوره عبس 18 الی 42 است.[13] دلیل نقلی :قرآن نمونه ای مشابه معاد را در قالب تمثیل و داستان بیان می کند که اینجانب فقط به ذکر آنان بسنده می کنم .1 – حضرت ابراهیم و احیای مردگان(بقره 260 )- 2- داستان زنده شدن عزیز(بقره259 ) 3 – داستان اصهاب کهف( کهف 21 ) 4 – داستان منکرین معاد عماد بن ابی خلف پاسخ قرآن یس82 – داستا عدی بن ربیعه قیامت 2-آیات مربوط به قامت روز رستاخیز بیش 1400 آیه است و این تعدادآیه نشانگر اهمیت معاد در اسلام است.که اینجانب فقط به چند آیه استناد میکنم :سوره حم سجده آیه 39 – خلاصه = یکی از نشانه های خدای متعال این است که زمین مرده را زنده می کند مردگان را نیز زنده خواهد کرد.پس به این ترتیب معنی مرگ از نظر اسلام نه این است که انسان هیچ و نابود شود بلکه این است که روان انسان که فنا ناپذیر است و علاقه و رابطه خود را از تن قطع کند و در نتیجه تن از بین برود و روان بدون تن به زندگی خود ادامه دهد.خدا متعال در سوره سجده میفرماید :«مشرکین معاد می گویند :چگونه می شود که پس از اینکه میمیریم و بدنهای ما در زمین دفن شده و گم می شود ، دوباره با آفرینش تازه ای موجود شویم ؟در پاسخ به آنان بگو: فرشته مرگ که بر شما موکل است شما را از تن ها دریافت می دارد و متلاشی شدن تن های شما را نابود نمی کند » با این وصف برخلاف ادیان همانند یهود ، اسلام ایشان بعد از مرگ رها نکرده و خلقه مفقودی بین این دنیا و قیامت کبری ندارد لذا به توضیح «برزخ» می پردازد. برزخ که دانشمندان آنرا از سوره مومنون آیه100-99 دریافتنند یعنی حد و فاصل این دنیا و آخرت است که روح انسان پس از مفارقت از بدن تا قیامت کبری (یوم القیامه) در آنجا به سر می برد و در قرآن در این دنیا از گفتگوی فرشتگان و آن میت ، پاسخگویی روح ، سخن به میان آمده است.اگر میت به دو فرشته مامور که در روایت به نکیر و منکر تعبیر شده اند پاسخ درس داده باشد- تا روز قیامت در آرامش به سر خواهد برد ، و اگر نتوانست پاسخ درستی دهد و کفر و فسق در او غلبه داشته باشد...تا روز قیامت در ناراحتی روحی و عذاب خواهد بود . این قسمت حیات بعد از مرگ را برزخ(Puryatory ) میخوانند.

اینجانب فقط در این مجمل دلایل عقلی را نام می برم برای جلوگیری از اطلاف کلام از توضیح مفصل آن صرف نظر میکنم .

1- برهان فطرت :فطرت به معنای نوع آفرینش است یعنی انسان به گونه ای آفریده شده است که میل به زندگی جاویدان و بقا دارد و از نیستی و فنا بیزار است اگر معاد و آخرت وجود نداشت میل به بقا و جاودان طلبی در نهاد آدمی بیهوده و لغو بود که خداوند منزه از هر گونه کار عبث و بیهوده انجام دادن .

2 برهان حکمت :  خدا حکیم و  بی نیاز مطلق است هیچ کار لغو و بیهوده ای انجام نمی دهد – کا حکیمانه به کاری گویند که هدفی بدنبال داشته باشد . از این رو خداوند آفرینش هر موجود و شرایط رشد و تکامل آنرا به گونه ای بر نهاده است که به کمال مطلوب برسد چون نظام آفرینش نظام احسن است.

3 برهان عدالت :از صفات خداوند عدل است و آفرینش او نیز بر عدالت است پیامبر(ص) فرمود : بالعدل قامت السمواه و الارض به عدالت است که آسمان ها و زمین برافراشته شده است یا العدل اساس به قوام العالم (میزان الحکمه . ح . 11955

چون جهان مادی ظرفیت جزا و پاداش افراد را ندارد و از طرفی همه خوبا ن و بدان در دنیا به جزا و پاداش نمی رسند لذا عدل خداوندی ایجاب می کند که سرای دیگری بوده تا تمام  به طور کامل جزا و پاداش را دریافت نمائید.

4 برهان معقولیت :یا همان جمله معروف که دفع خطر احتمالی عقلاً واجب است .

با این توضیحات مختصر – قرآن مجید موضوع معاد را به شکل یک امر تعبدی مطرح نمی کند بلکه برای اثباط امکان و صرورت آن به طرق مختلف از جمله موارد بیان شده استدلال می فرماید که خوانندگان را به کتب دینی مخصوصاً قرآن ارجاع می دهم .

منابع :

 قران كريم

1- آموزش دين ،علامه طباطبايي

2- اديان تطبيقي، محمد جواد باهنر

3- اديان زنده دنيا،علامه محمد تقي جعفري

4-تاريخ جامع اديان، جان بي ناس

5-تاريخ مختصر اديان بزرگ،ساله فيلين،ت دكتر خدايار

6-خلاصه اديان، جواد مشكور

7-درون مايه مشترك،كدرنات الوييز

8-دين شناسي تطبيقي ،لوييز

9- فلسفه خلقت، علامه طباطبايي

10-قران وكتاب مقدس،لوييز،ت شكيبايي

 

                                                مولف ومحقق: آ قاي عيسي برزگر  

                                            تصحيح وتنظيم: گروه آموزشي دين وزندگي بهشهر



پاورقی:

1-- مشکور جواد، خلاصه ادیان ص.5-6          

   2- علامه طباطبایی، فلسفه خلقت ص 65               

۳-علامه طباطبایی، آموزش دین ص 12             

4- تاریخ ادیان،جان.بی ناس، ص7               

5-رابرت ا.هیوم، ترجمه عبدالرحیم گواهی ‘ص21

   6- مشکور محمد جواد ، خلاصه ادیان ،ص341

  ۷-مشکورمحمدجواد،خلاصه ادیان،ص 155و154

   ۸-جان.بی.ناس،تاریخ جامعه ادیان،ص583

9- جان.بی.ناس.تاریخ جامعه ادیان،ص142

 10-جان.بی.ناس، تاریخ جامع ادیان،ص726

  ۱۱-شاله فلیسین،تاریخ مختصر ادیان بزرگ،ترجمه دکتر خدایار،ص421

  12-علامه جعفری،ادیان زنده دنیا،ص344

 13- کدرنات ا.لوئیز،درون مایه مشترک