سلوک اخلاقی
بسم الله الرحمن الرحيم
در سلوك اخلاقي، بعد از تفكر، نوبت به عزم ميرسد. وقتي انسان درباره زندگي خود ميانشيد و مصلحت خويش را در انجام دادن كاري ميبيند، تصميم ميگيرد كه آن كار را انجام دهد. علماي اخلاق و عرفان هم بر اساس همين فرايند طبيعي، عزم، را بعد از تفكر قرار دادهاند. امام خميني (ره) ميفرمايد:
«منزل ديگر كه بعد از تفكر از براي انسان مجاهد پيش ميآيد، منزل عزم است. (و اين غير از «اراده» است كه شيخ الرئيس در اشارات، آن را اول درجات عارفين دانسته.) بعضي از مشايخ ما ـ اطال الله عمره ـ ميفرمودند كه «عزم جوهرهي انسانيت و ميزان امتياز انسان است و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم اوست». و عزمي كه منناسب با اين مقام است، عبارت است از بناگذاري و تصميم بر ترك معاصي و فعل واجبات و جبران آن چه از او فوت شده در ايام حيات و بالاخره عزم بر اين كه ظاهر و صورت خود را انسان عقلي و شرعي نمايد كه شرع و عقل به حسب ظاهر حكم كنند كه اين شخص انسان است. و انسان شرعي عبارت از آن است كه موافق مطلوبات شرع رفتار كند و ظاهرش ظاهر رسول اكرم صلي الله عليه و آله باشد و تأسي به آن بزرگوار بكند در جميع حركات و سكنات و در تمم افعال و تركها. و اين امري است بس ممكن؛ زيرا كه ظاهر را مثل آن سرور كردن، امري است مقدور هر يك از بندگان خدا ... .
... اي عزيز! بكوش تا صاحب «عزم» شوي كه خداي نخواسته اگر بيعزم از اين دنيا هجرت كني، انسان صوري بيمغزي هستي كه در آن عالم به صورت انسان محشور نشوي؛ زيرا كه آن عامل محل كشف باطن و ظهور سريره است. و جرئت بر معاصي كمكم انسان را بيعزم ميكند، و اين جوهر شريف را از انسان ميربايد. استاد معظم ما ـ دم ظله ـ ميفرمودند: بيشتر از هرچه، گوش كردنع به تغينيات، سلب رااده و عزم از انسان ميكند.
پس اي برادر، از معاصي احتراز كن و عزم هجرت به سوي حق تعالي نما، و ظاهر را ظاهر انسان كن و خود را در سلك ارباب شرايع داخل كن؛ و از خداوند تبارك و تعال در خلوت بخواه كه تو را در اين مقصد همراهي فرمايد؛ و رسول اكرم، صلي الله عليه و آله، و اهل بيت او را شفيع قرار ده كه خداوند به تو توفيق عنايت فرمايد و از تو دستگيري نمايد در لغزشهايي كه در پيش داري؛ زيرا انسان در ايام حيات لغزشگاههاي عميقي دارد كه ممكن است در آن واحد به پرتگاه هلاكت چنان افتد كه ديگر نتواند از براي خود چاره بكند؛ بلكه در صدد چارهجويي هم برنيايد؛ بلكه شايد شفاعت شافعين هم شامل حال او نشود؛ نعوذ بالله منها»[1].
كليد نجات
محضر مبارك آيت الله اعلظمي جناب آقاي طباطبايي، سلام عكليم و رحمت الله و بركاته.
جواني هستم 22 ساله، كه تنها ممكن است شما باشيد كه به اين سوال من پاسخ گوييد.
در محيط و شرايطي زندگيكنم كه هواي نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسير خود ساختهاند و سبب بازماندن من از حركت به سوي الله شدهاند. در خواستي كه از شما دارم اين است كه بفرماييد بدانم به چه اعمالي دست بزنم تا بنفس مسلط شود و اين طلسم شوم را كه همگان گرفتار آناند بشكنم و سعادت بر من حكومت كند؟ لطفاً نصيحت نميخواهم، بلكه دستورات عملي براي پيروزي لازم دارم.
امضا
23/1/1355
جواب علامه طباطبايي به نامه آن جوان
السلام عليكم
براي موفق شدن و رسيدن به منظوري كه در نامه مرقوم داشتهايد، لازم است همتي برآورده و توبهاي نموده، به مراقبه و محاسبه پردازيد. به اين نحو كه هر روز، هنگام صبح كه از خواب بيدار ميشويد، قصد جدي كنيد كه در هر عملي كه پيش ميآيد، رضا خدا را مراعات خواهم نمود. آن وقت در هر كاري كه ميخواهيد انجام دهيد، نفع آخرت را منظور خواهيد داشت؛ به طوري كه اگر نفع اخروي نبود، انجام نخواهيد داد و وقت خواب چهار پنج دقيقه به كارهايي كه روز انجام دادهايد فكر كرده و يكي يكي را از نظر خواهيد گذرانيد. هر كدام مطابق رضاي خدا انجام يافته شكر بكنيد و هر كدام تخلف شده استغفار. اين رويه را هر روز ادامه دهيد. اين روش از خواب اگر توانستيد سور مستحبات (حديد - حشر - صف - جمعه و تغابن) را بخوانيد و اگر نتوانستيد، تنها سوره حشر را بخوانيد و پس از 20 روز، حالات خود را براي بنده بنويسيد. ان شاء الله موفق خواهيد بود.
والسلام عليكم
محمدحسين طباطبايي
تهيه وتنظيم از خانم سكينه افتخاريان