بسم الله اارحمن الرحیم

                      ويژه نامه همايش «ولايت فقيه » گروه دین وزندگی بهشهر

                       سال 1389،سال كارمضاعف وهمت مضاعف مباركباد.

 

 استواری وبنای اسلام برپنج چيزاستواراست.نماز، روزه، زکات، حج وولايت، وروی هيچ چيزبه مانندولايت تکيه نشده است؛ درحاليکه مردم چهارتای آن راگرفتند واين يکی، يعنی ولايت رارها کردند.(امام،محمدباقر(ع)،اصول کافی،جلدسوم،ص 29)       

                                                                  فهرست:

1- مقدمه..................................................................................................... 1

2- حاکميت خدا چراوچگونه ؟..........................................................................1

3-معناي ولايت –و فقيه..................................................................................3

4-پيشينه انديشه ولايت فقيه..........................................................................3

 5-دلايل سه گانه برولايت فقيه ......................................................................5

6- مفهوم ولايت مطلقه فقيه ......................................................................... .6

7-چهره ولايت فقيه ......................................................................................6

8-ويژگي ولي فقيه.......................................................................................7

 9-منابع........................................................................................................8

 

مقدمه:

  شناخت ضرورتهایی که«ولایت فقیه» را امری اجتناب ناپذیرتوصیه می نمایددقیقاَریشه درشناخت ضرورت رسالت انبیاءونزول وحی وکتب الهی دارد.خداونداراده کرده بعدازخلق نظام آفرینش باتمامی موجوداتش، زمین راجایگاه استقرار جانشین خودسازدو براساس اراده خداوندی موجودی اندیشمند وانتخابگر به نام انسان پا برعرصه وجود نهاد وماهیت انتخابگری و کمال جویی او براساس فطرت پاک خدایی باکمک عقل و هدایت الهی حرکت او را به سوی آینده ایی پرتلاتم میسرساخت.پذیرش بارامانت الهی ورسالت سنگین جانشینی خدا موجب می شد که خداونددرتداوم این حرکت دررویارویی باابتلائات گوناگون شایستگی وحقانیت اورا به آزمایش گذارد. بدین ترتیب بانظام یافتن آدمی درجامعه امت باهم اختلاف نمودندوروی به انحطاط نهادند، باانحطاط امت واحده جامعه به اختلاف گراییدو واژگانی همچون محرومیت ،اشرافیت ،مستضعف و مستکبر درفرهنگ بشری معنی یافت.جهت زدودن اختلافات خداوند پیامبرانی باکتب بینه برای حل اختلافات آنها فرو فرستاد.بالاخره دین به مثابه یک سیستم شامل ارزشها وقوانینی که منطبق برفطرت خداگرایی انسان ودرجهت هدایت او ونفی شرک واختلاف از جامعه انسانی ضرورت یافت؛ پس رسولانی حامل رهنمود های الهی باکتاب و میزان ظهورکردتا بانگ توحید را برپیکر مستکبرین با فریاد بکوبند.حرکت انسانها درطول تاریخ با وحی وهدایت الهی شکل گرفت تا اینکه آخرین « نبی » همراه با بلوغ فکری انسان نهایی ترین و کاملترین قوانین را دررابطه باکلی ترین احتیاجات وابعاد معنوی ومادی درقالب یک نظام منسجم وهماهنگ دراختیارش قرارداد و مکتبی که در عین کامل بودن از ویژگی بارزتناسب با فطرت خدایی انسان برخوردار است. بدین ترتیب است که نزول وحی از جانب خداوند خاتمه یافت وفصل نبوت ازكتاب درخشان توحید به پایان رسید.بعد از این فصل جدیدی در تداوم بعثت انبیاء و تحقق اهداف آنها در قالب«امامت» و«ولایت» آغازشد.امامت درتداوم حرکت انبیاء تاریخ درخشان توحید را درنوردید و دوازدهمین امام بحق شیعه وآخرین حجت غیبت خویش را به امرخدا آغاز کرد.غیبت دوازدهمین امام،ضرورت تداوم حرکت انبیاء و استقرارحاکمیت الله درتاریخ بشری ،ایجاب می ند که تشکیلات و نظم خاص حکومتی که درسایه آن هدف خلقت وحیات انسان تآمین میگرددمشخص شده باشد.آخرین دین که نهایی ترین قوانین خدارا به همراه داردبا توجه به کوشش امامان درجهت تبیین آن مسلماَباید دارای چنین ویژگی باشد.باتوجه به جامعیت و هرزمانی وهرمکانی بودن و آخرین دین وانطباق قوانین آن با فطرت خدایی انسان ،امکان ندارد که اسلام فرم تشکیلاتی وشمایل کلی نظام حاکم برامت را در طول غیبت مشخص نکرده باشد.به استنادبه منابع اصیل مکتب واحادیث معتبر،رسالت تاریخی انبیاء در تشکیل حکومت بعد از امامت وغیبت آخرین معصوم ضرورتاَ بردوش آگاهترین و صالحترین افراد مکتب خواهدبود تا خط ولایت وحکومت انبیاء بدینگونه استمرار یابداین افرادهمان فقها وعلمای امتندو وارث وامین انبیاء هستند .آنها موظف اند قوانین پاک خدارا از زنگارتحریف مبالغه گران ومتجاوزین دوربدارندومصونیت نمایند.این حافظان دین الهی در زمان غیبت همان«ولایت فقیه» است که دراین مقال کوتاه سعي درتبيين آن نموده ايم،اگرچه نیازمندبحث تفصیلی و جامع می باشدوازاينكه حق مطلب آنگونه که بایسته است ادا نخواهد شد عذرمي طلبيم.( تحقيق وگردآوري از آقاي عيسي برزگر)

حاکميت خدا چراوچگونه ؟

اصولا انسان موجودی اجتماعی است وتحت تاثیر کشش های درونی قراردارد، برای مهار نمودن آنها درجهت حفظ جوامع بشری نیاز به قانون ومقررات دارد ،حال چه کسی صلاحیت وضع قوانین ومقررات برای نوع بشر رادارا می باشد؟ از نظر عقلاء حداقل سه ویژگی دراين قانونگذار بايد باشد:

الف)انسان را کاملا بشناسد. ب)وضع قوانین برای او سود یا ضرری نداشته باشدج) قانون گذار از هیچ قدرتی نهراسد.با یک نگاه سطحی به جایگاه انسان درنظام هستی واجتماعات بشری چاره ای جز اعتراف به ناتوانی بشر درشناخت كامل انسان نيست ونيز امکان ندارد فردی دریک جامعه ای زندگی کند وقانونی وضع شود،بگونه ای که سود وضرری برایش نداشته باشد.کلیه قوانین ومقررات حاکم بررفتار فردی واجتماعی افراد یک جامعه بطور مستقیم ویا غیر مستقیم به نفع یا ضرر آحاد آن جامعه می باشد .واز طرفی نوع انسان مرعوب افراد مافوق خود است ومعمولا دررفتارش به گونه ای عمل می کند که رضایت فرد مافوق را جلب نماید ولوبه قیمت ضرر وزیان همنوعان خود .بنابراين از آنجایی که خداوند خالق انسان است به همه راز ورمز وجود انسان درهمه حوزه ها شناخت کامل دارد واز طرفی سعادت وکمال اورا می داند وهمچنین به دلیل وغنی بالذات بودنش سود وضرری برایش متصور نیست وقادر متعال بوده واز هیچ ضرری نمی هراسد درنتیجه تنها اوست که صلاحیت قانونگذاری وحاکمیت برنوع بشر را داراست. وازآنجائی که همه انسانها از آن چنان ظرفیت وصلاحیتی برخوردار نمی باشند که مستقیماَ وبدون واسطه فرامین تعالی بخش را از خداوند دریافت نمایند آن خالق بی همتا از بین انسانها افراد شایسته ای را به عنوان پیامبر انتخاب وکلیه رهنمودهای خود را درقالب وحی به آنها نازل می فرماید ووظیفه پیام رسانی به جامعه بشری ومسئولیت اعمال حاکمیت الهی برکره خاکی را به عهده آنها گذاشته ومردم نیز را موظف نموده است که از آنها تبعیت نمایند تاجایی که تبعیت از آنها را تبعیت از خود ودرتمام مناقشات ومنازعات نظرات آنها را فصل الختام می داند."یا ایها الذین امنوا اطیعوا الرسول واولی الامر منکم فان تنازعتم فی شی فردوه الی الله والرسول ان کنتم تومنون بالله والیوم الاخر ذللک خیر واحسن تاویلا "ای اهل ایمان فرمان خدا ورسول وفرمانداران (از طرف خدا ورسول)را اطاعت کنید وچون درچیزی کارتان به گفتگو ونزاع کشید به حکم خدا ورسول باز گردید، اگر به خدا وروز قیامت ایمان دارند این کاربرای شما بهتر وخوش عافیت تر است.براساس باورها واعتقادات تشیع حکمت ولطف الهی ایجاب می کند انسان که عصاره خلقت محسوب می گردد بعد از ختم نبوت درکجراهه ها ولغزش گاههای سیاهی وتباهی بلاتکلیف وبدون راهنما رها نشود، برهمین اساس اگر چه نبوت ختم شد اما توسط نبی مکرم اسلام ،جهت امامت امت افرادی معرفی شدند که اولین آنها حضرت علی (ع)بود .وآخرین آنها نیز حضرت صاحب الامر والزمان (عج)می باشد که بعد از آن ایشان به عنوان حجت الهی مسئولیت خطیر اعمال حاکمیت خداوند رابرعهده دارند بنابراین حق حاکمیت تنها از آن حداست که دربرهه ای از زمان اعمال آن بر عهده انبیاء الهی بوده وبا ختم نبوت این وظیفه به عهده امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین گذاشته شد.احکام ودین الهی تعطیل بردار نیست واز طرفی جامعه نیز برای ثبات وبقایش نمی تواند بدون حکومت وحاکم باشد .بنابراین در چنین شرایطی که امام معصوم در دسترس (غیبت امام عصر) نیست عقل ایجاب می کند فردی که از نظر ویژگی های شخصیتی وصلاحیت علمی بیشترین شباهت ونزدیکترین فرد به امام معصوم می باشد نسبت به تشکیل حکومت واعمال حامیت الهی اقدام نماید که به چنین فردی ولی فقیه گفته می شود.

حضرت امام رضوان الله تعالی علیه دراین زمینه(درکتاب البیع ،ج2،ص464،467) می فرماید:پس از اینکه اصل ضرورت حکومت ثابت شد سخن درفرد حاکم ووالی است. شکی نیست که از دیدگاه شیعه ائمه اهل بیت (ع) جانشینان پیامبر اکرم (ص) ورهبران جامعه اسلامی اند ولایت عامه وخلافت کلیه الهی (که برای پیامبر (ص) ثابت بوده ) برای اهل بیت (ع) ثابت است ودرزمان غیبت گرچه ولایت وحکومت برای شخصی وفرد خاصی مقرر نشده است لیکن به حکم عقل وشرع اصل حکومت درعصر غیبت نیز استمرار داردوچون حکومت اسلامی به معنی حکومت قانون الهی است حاکم ووالی مسلمان بایدواجد شرایط زیر باشد: - علم به قانون الهی2-عدالت3-کفایت سیاسی وتوان مدیریت ،اعتبار ولزوم این شرایط دررهبر وحاکم اسلامی از بدیهيات است چنانکه دراحادیث اسلامی نیزشواهدی برآن یافت میشود دراین صورت امرولایت وحکومت درعصر غیبت از شئون ووظایف فقیه عادل است.از آنچه که بیان گردیدضرورت تشکیل حکومت اسلامی برای پیاده کردن احکام دینی با محوریت ولی فقیه واجد شرایط بعنوان بهترین گزنیه وشایسته ترین شیوه اداره جامعه دینی دردوره غیبت امام معصوم ثابت میگردد زیرابدون تشکیل حکومت اسلامی به رهبری ولی فقیه واجد شرایط بسیاری از احکام ومقررات الهی معطل وراکد می ماند وزمینه اجرا پیدا نمی کند درنتیجه عموم شهروندان مسلمان نمی توانند به آن اهداف بلندآسمانی ترسیم شده درقرآن که دینداری راستین همراه با رشد وتعالی فکری ،معنوی وشکوفایی فرهنگ وتمدن اسلامی است دست یابند.درزمان غیبت نیز حاکمیت از آن خداوند است و ولی فقیه صرفا زمینه ساز اجرای شرع مقدس اسلام واعمال حاکمیت الهی می باشد وحق تحمیل اراده وخواست خود را که خارج از چارچوب شرع مقدس اسلام باشد ندارد به عبارت دیگر فرد حکومت نمی کند بلکه فقه درجامعه اعمال می گردد.امام دراین زمینه(ولایت فقیه،امام خمینی،ص65) می فرماید:حکومت دراسلام به مفهوم تبعیت از قانون است وفقط قانون برجامعه حکم فرمایی میکند.(ولايت فقيه وانتظار،خلاصه ص18الي27 - تحقيق وگردآوري از محبوبه يعقوبي)

معناي ولايت-وفقيه:

ولايت نسبتی است میان دوطرف که یکی صاحب اختیاردیگری باشد(مفردات راغب، لغت ولايت)دركتاب« اقرب الموارد» آمده:یکی از معانی ولایت دردست گرفتن کاری و حاکمیت برآن کار است. ولاء و ولایت، ولی و مولی و امثال اینها همه از ماده ولی اشتقاق یافته اند.این واژه ازپراستعمال ترین واژه های قرآن کریم است که به صورتهای مختلفی به کار رفته است. می گویند در124 مورد به صورت اسم و112 مورد در قالب فعل در قرآن کریم آمده است. این واژه با هیئت های مختلف (به فتح وکسر) درمعانی"حب ودوستی ،نصرت ویاری،متابعت وپیروی ،وسرپرستی" استعمال شده ومقصود از واژه "ولایت" دربحث ولایت فقیه آخرین معنای مذکور یعنی"سرپرستی"است.مقام معظم رهبری می فرماید: معنای ولایت در اصطلاح و استعمال اسلامی این است  كه ؛یعنی حکومتی که در آن اقتدارحاکمیت است ولی خودخواهی نیست ،جزم و عزم قاطع است اما استبدادبه رأی نیست.( آیه الله خامنه ای ،سخنرانی،روزنامه جمهوری اسلامی سه شنبه 17فروردين87،ص 15) و فقيه:فقیه در لغت به معنای کسی است که چیزها را به طور دقیق و عمیق می فهمد. در اصطلاح علماء: فقیه کسی است که احکام اسلام را از روی اجتهاد بداند و معنای اخص آن این است که علاوه بر اجتهاد عدالت هم داشته باشد (حکومت صالحان، صالحی نجف آبادی، لیفقهوا فی الدین / توبه 122)استاد مطهری در این باره می نویسد :در اصطلاح قرآن و سنت فقه علم وسیع و عمیق به معارف و تفسیرهای اسلامی است واختصاص به یک قسمت ندارد.( مطهری ، آشنایی با علوم اسلامی ، قسمت  فقه ص 287)فقیه یعنی کسی که در احکام فرعی و برنامه های عملی دین اسلام ازتجربه و تخصص کافی برخوردار است. و قدرت استخراج احکام شرعی را از منابع آن دارد.مقصود از "فقیه "در بحث ولایت فقیه مجتهدجامع الشرایط است نه هر کس که فقه خوانده باشد. فقیه جامع الشرایط باید سه ویژگی داشته باشد "اجتهاد مطلق " "عدالت مطلق "و"قدرت مدیریت واستعداد رهبری" یعنی از سویی باید صدر وساقه اسلام را به طور عمیق وبا استدلال واستنباط بشناسد واز سوی دیگر در تمام زمینه ها حدود وضوابط الهی را رعایت کند واز هیچیک تخطی وتخلف ننماید واز سوی سوم استعداد وتوانائی مدیریت وکشورداری ولوازم آن را واجد باشد.(برگرفته از:ولايت فقيه ولايت فقاهت وعدالت، آيه الله جوادي آملي )-( تحقيق وگردآوري از آقاي عيسي برزگرومحبوبه يعقوبي)

پيشينه ی انديشه ی ولايت فقيه

یکی از شبهاتی که پیرامون حاکمیت درعصر غیبت مطرح است این است که می گویند ولایت فقیه تنها از اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) سرچشمه گرفته ودرمیان فقهای پیش از ایشان مطرح نبوده است .دراين باید گفت که مجموعاً در تاریخ تشیع سه دیدگاه وجود داشته است.یک دیدگاه به اخباری گری شهرت داشته و از اساس منکر مساله اجتهاد بوده وبرای فقیه سمتی جز روایت حدیث قایل نیستند از این رو شان فقیه رادرحد یک محدث پایین آورده وقائل به تشکیل حکومت واعمال حاکمیت الهی توسط فقیه نمی باشند.پاسخ این گروهها همان سخن فقیه  بزرگ علامه شیخ حسن نجفی است که: اگر کسانی درتفکر فقهی خود به اینجا برسند که تعمیم ولایت وحکومت فقیه را نفی کنند نه طعم فقه را چشیده ونه لحن قول معصومین "(ع) را فهمیده اند ونیز از رموز دیانت رازی رادرنیافته اند (جواهر الکلام ،ج12،ص497).پس مانده های این تفکر نیز به بهانه زمینه سازی ظهور حضرت حجت(عج) با نظام مقدس جمهوری اسلامی واصل ولایت فقیه مقابله ومبارزه می کنند ودراین راستا از همکاری با سرویس های اطلاعاتی قدرتهای استکباری وگروه های ضد انقلابی هیچ دریغی نداشته وندارند.درپاسخ به این تفکر ودیدگاه غلط حدیث زیر از امام صادق (ع) آمده :"لیعدن احدکم لخروج القائم ولو سهما" ،هریک از شما موظف است خود رابرای ظهور حضرت هرچند با فراهم کردن تیری اماده است (بحارالانوار،ج54،ص366).تفکر دیگر اصولیین یا طرفداران اجتهاد هستند وشامل اکثریت علما وفقها درطول دوران غیبت می شودو می گویند براساس تعالیم ائمه (ع)که اصحاب شیعه را به اجتهاد واستنباط احکام از منابع تامین شده فراخوانده ،بايداحکام مورد نیاز جامعه اسلامی ومسلمانان رادرهر شرایط زمانی استنباط واستخراج کرد ودراختيارمردم گذاشت.این طرز تفکر موجب شد تا ارتباط مردمی علمای شیعه ونیز دخالت در امور سیاسی اجتماعی وشئون زندگی مسلمانان از سوی انان پیوسته ادامه یافته ودرنتیجه اندیشه حکومت وولایت فقیه به طور مبنایی با برخورداری از پایگاه بلند فکری وپشتوانه قوی فقهی به تناسب موقعیت های زمانی رشد وتکامل یافت ودرقرن اخیر توسط فقها ومجتهدان بزرگ ودر راس آنان امام خمینی (ره) به طور جدی وبه صورت یک تفکر بنیادی وریشه دار درعرصه سیاست جهانی حضور پیدا کرد وموجب بروز حرکت ها وقیام های زیادی درسراسر جهان اسلام شد که نظام مقدس جمهوری اسلامی در ایران مصداق برتر ونمونه کامل آن می باشد (جوادی آملی ،ولایت فقیه ولايت فقاهت وعدالت).بنابراین اندیشه حکومت اسلامی واعمال حاکمیت خداوند توسط ولی فقیه چنین نیست که تنها از سوی امام خمینی (ره) ودست پروردگان او در این زمان پدید امده باشد بلکه به عنوان یک تفکر دینی پیشینه تاریخی دارد وبه زمان ائمه علیهم السلام بر می گردد واز خود آن بزرگواران الهام گرفته شده است لیکن به دلیل موقعیت های سخت ودشوار تشیع درطول تاریخ مجال بروز رشد تکامل وتحقق چنین تفکرهایی را به ائمه علیهم السلام وپس از آنان به علما وفقها درعصر غیبت نداده است .آیت الله میرزایی نائینی در"رساله تنبیه الامه وتنزیه المله" اصول سیاست اسلامی وآئین کشور داری را تبیین وبهترین وسیله براي حکومت عادلانه وحافظ منافع ملت را،این دانسته که شخص والی وحاکم باید صاحب عصمت نفسانی باشد تا فقط اراده خداوندی بروی حکومت کند .به گفته استاد مطهری او دراین کتاب تفسیر دقیقی از توحید عملی اجتماعی وسیاسی اسلام با استدلال ها واستشهادهای متقن از قرآن ونهج البلاغه ارائه کرده است .(نهضتهای اسلامی درصد ساله اخیر استاد مطهری ،ص46،انتشارات صدرا )مرحوم آیت الله برجردی نیز درمباحث دروس خارج خود ولایت فقیه را به بحث گذاشت وبا چهار مقدمه به شرح ذیل بر ضرورت حکومت وولایت فقیه درعصر غیبت استدلال نمود.علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان طی مقاله ای نسبتا طولانی تحت عنوان ولایت ورهبری از راه فطرت وعقل به اثبات ضرورت وجود حاکم اسلامی پرداخته است که فرازی از گفتار ایشان به این شرح است.مساله ولایت مساله ای است که هیچ اجتماعی درهیچ شرایط نمی تواند از آن بی نیاز باشد وهرانسانی با ذهن عادی خود نیازمندی جامعه را هرچه کوچک هم باشد به وجود ولایت ورهبری درک مي كند واز این روی حکم ولایت یک حکم ثابت وغیر قابل انکار فطری است...اسلام نیز که پایه واساس خود را روی فطرت گذاشته نهاده  وفطرت انسان را مرجع کلیات احکام خود قرار داده است واولیات احکام فطرت را هرگز الغا نکرده ،دراعتبار مساله ولایت که مورد نیاز بودن آن را هرکودک خردسالی نیز می فهمد مسامحه روا نخواهد داشت وصحيح نيست در غيبت امام (ع) ،مانند عصرما جامعه اسلامی بی سرپرست مانده و مانند گله بی شبان متفرق شده برسرگردانی به سر برند.(ولايت وانتظار،خلاصه صص27-33 وبرداشت ازولايت فقيه ،أيه الله جوادي آملي ،صص275 الي283)- (تحقيق وگردآوري از محبوبه يعقوبي)

دليل های سه گانه برولايت فقيه

1-دلیل عقلی محض  2- دلیل مرکب از عقل ونقل  3- دلیل نقلی محض  . 1-دلیل عقلی محض؛ همان برهان ضرورت نظم درجامعه اسلامی است . طبق آنچه در برهان عقلی محض اثبات می شود اصل ولایت برای فقیه جامع الشرایط است واما اینکه کدام یک از فقیهان جامع الشرایط باید ولایت را به دست گیرد امری جزئی است که توسط خبرگان برگزیده مردم یا را ههای دیگر صورت می گیرد.

2- دلیل مرکب از عقل ونقل يادلیل تلفیقی بر ولایت فقیه: صلاحیت دین اسلام برای بقاء ودوام تا قیامت یک مطلب قطعی وروشن است وهیچ گاه بطلان وضعف وکاستی درآن راه نخواهد داشت "لا یاتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه" وتعطیل نمودن اسلام درعصر غیبت وعدم اجرای احکام وحدود آن سد از سبیل خدا ومخالف با ابدیت اسلام درهمه شوون عقاید واخلاق واعمال است واز این دو جهت هرگز نمی توان دردوران غیبت که ممکن است معاذالله به هزاران سال بیانجامد بخش مهم احکام اسلامی را به دست نسیان سپرد وحکم جاهلیت را به دست زمامداران خود سرا اجرا کرد.تاسیس نظام اسلامی واجرای احکام وحدودآن ودفاع ازکیان دین وحراست ازآن دربرابر مهاجمان چیزی نیست که درمطلوبیت وضرورت آن بتوان تردیدنمود.بررسی احکام سیاسی اجتماعی اسلام گویای این مطلب است که بدون زعامت فقیه جامع الشرایط تحقق این احکام امکانپذیر نیست وعقل با نظر نمودن بدین موارد حکم میكندکه خداوندیقینااسلام ومسلمين رادرعصرغیبت بی سرپرست رها نکرده وبرای آنهاوالیان جانشین معصوم تعیین فرموده است.

3- دلیل نقلی محض بر ولایت فقیه :چون بحث مبسوط پیرامون تمام ادله نقلی اعم از قرآنی وروایی خارج از محور اصلی این رساله است و در نوشتار دیگران از قدما ء ومتاخرین به ویژه مولی احمد نراقی (رحمه الله) وامام خمینی (ره) نیز بازگو شده است لذابه نقل برخی از روایات اکتفا می شود1: عن ابی عبدالله (ع) انه قال "العلماء ورثه الانبیاء-مرسله الفقیه ،قال امیرالمومنین(ع)"قال رسول الله (ص):اللهم ارحم خلفائی،قال :یارسول الله ومن خلفاوک ؟قال:الذین یاتون من بعدی یروون حدیثی وسنتی"-مارواه فی جامع الاخبار ،عن النبی (ص) انه قال:"افتخر یوم القیامه بعلماء امتی فاقول علماءامتی کسائر الانبیا ء قبلی" والطبرسی فی الاحتجاج وفیها :"واما الحوادث الواقعه فارجعوافیها الی رواه حدیثنا،فانهم حجتی علیکم وانا حجه الله علیهم "حدیث :"ان العلماء ورثه الانبیا ء"به نقل کلینی (ره) از قداح ،از امام صادق (ع)منظور از علماء خصوص ائمه (ع) نیست وشامل علما هرعصراست. (آيه الله جوادي آملي: ولايت فقيه،صص150 الي 168 )2-امام صادق (ع) می فرمایند : بدون تردید عالمان دین وارثان پیامبر انند . ( منظور از وراثت در این جمله وراثت احکام و اجرای احکام الهی است .(الحياه 243-2) .پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : فقها و عالمان دین امانت داران پیامبرانند ( امانت داری فقها در بعد رسالت دینی که بر عهده پیامبران بوده می باشد(3-235-2 الحياه) .امام علی (ع) می فرمایند حکومت از آن عالمان است . امام حسین (ع) :جریان امور و احکام الهی در دست عالمان الهی است . امام رضا (ع) می فرمایند « از قول پیامبر اکرم (ص) » : خلیفه من کسی است که سنت مرا زنده می کند و آن را به مردم می آموزد . احیاء سنت پیامبر (ص) یعنی زنده کردن راه و روشی که پیامبر (ص) فرمود و خود نیز آن را پیاده کرد ، اعم از آنچه که بر زبان آورد و بنام فرهنگ اسلام از خود باقی گذارد و یا عمل و کاری که انجام داد."مثل تشکیل حکومت "-(تحقيق وگردآوري اززكيه صادقي و محبوبه يعقوبي)

مفهوم ولايت مطلقه فقيه:

  فقها، اقسام ولایت را که نام می برند، محدوده ی هر یک را مشخص   می سازند، مثلاًً ولایت پدر بر دختر در امر ازدواج، ولایت وصی یا قیم شرعی بر صغار و ... ولی هنگامی که  ولایت فقیه را مطرح                  می کنند، دامنه ی آن را گسترده تر دانسته و در تمامی ابعاد سیاست مداری و مصالح عمومی مسلمانان و ملت که بسیار پر دامنه تر است می دانند. بنابر این ولایت فقیه مانند دیگر ولایت ها محدود و یک بعدی نیست بلکه در رابطه با تمامی احکام اسلام وتمامی مصالح امت می باشد.اما ولایت مطلقه به معنای ولایت بی حد وحصر نیست بلکه واژه مطلقه در ترکیب ولایت مطلقه فقیه اشاره دارد به اینکه باید ولایت خداوند از طریق ولایت فقیه درتمام حوزه های اجتماعی جاری وساری شود به گونه ای که تمام قوانین تصمیم گیری ها ،استراتژی ها ،انتخاب مجریان وکارگزاران نظام حقوقی وجزائی وفعالیت های اقتصادی براساس شریعت الهی باشد.البته مفهوم مطلقه نسبی است اضافه ولایت مطلقه برفقیه محدوده واعمال قدرت را مشخص می کند یعنی اطلاق درچارچوب فقه نه فراتر از آن  وفقیه حق ندارد به میل خود رفتار کند بلکه باید دقیقا درچارچوب شرع حرکت کند درغیر این صورت اطاعت از او جایز نیست .حضرت امام (ره) می فرماید :در اسلام حکومت قانون است هیچ جا درحکومت اسلامی نمی بینید که یک خود سری باشد یک اعمال رای باشد (صحیفه نور ،ج8،ص281،282).بنابراین اگر ولی فقیه گامی فراتر از فقه بردارد مشروعیت خودرا از دست می دهد و درصورتی که تخلفی کند باید درمحکمه عدل اسلامی محاکمه شود. دراسلام نه تنها ولی فقیه ولایت مطلق بمعنای ولایت بی حد وحصر ندارد بلکه ولایت پیامبر وائمه هم بی حدو حصر نبوده است واختیارات انها کاملا درچارچوب شرع انور بوده است. ولذا سخن کسانی که می گویند قایلین به ولایت مطلقه فقیه شعاع حاکمیت وفرمانروایی فقیه را به سوی بی نهایت کشانیده اند وفقیه را همچون خداوندگار روی زمین می دانند تهمتی پیش نیست وهیچ کس از قایلین به ولایت مطلقه فقیه از کلمه مطلقه معنای غیر معقول بی حد وحصر ارائه نداده است.حضرت امام خمینی (ره) دراین زمینه می فرمایند : حکومت اسلامی از انواع طرز حکومت های موجود نیست مثلا استبدادی نیست که رئیس دولت مستبد وخود رای باشد هرکسی را اراده کرد بکشد ویا هرکسی را خواست اعدام کند وبه هر که خواست تمول بدهد واملاک واموال ملت را به این وآن ببخشد وسول الله وحضرت امیرالمومنین(ع) وسایر خلفا هم چنین اختیاراتی نداشتند حکومت اسلامی نه استبدادی است ونه مطلقه بلکه مشروطه است البته نه مشروطه به معنای متعارف فعلی آن که تصویب قوانین تابع آراء اشخاص واکثریت باشد مشروطه از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا واداره مقید به یک مجموعه شروط هستند که درقرآن کریم وسنت رسول اکرم(ص) معین گشته است مجموعه شروط همان احکام وقوانین اسلام است که باید رعایت واجراء شود از این جهت حکومت اسلامی حکومت قانون الهی برمردم است .(حکومت اسلامی ،امام خمینی ،ص45). حکم ولی فقیه: بازگشت ولایت فقیه به ولایت فقه و عدل و تدبیر است، یعنی شخصیت حقوقی فقیه است که بر مردم حکومت می کند نه شخصیت حقیقی او. و به تعبیر دیگر حکم خداست که بر مردم حکومت می کند نه شخص فقیه. لذا در روایات اهل بیت علیه السلام رد حکم فقیه رد حکم خدا و موجب شرک به خدا دانسته شده.( وسائل الشیعه جلد18 صفحه 99) "-(تحقيق وگردآوري از محبوبه يعقوبي ومعصومه خان بيكي )

چهره ولايت فقيه :

1)     ولایت فقیه از طبیعی ترین و مردمی ترین انواع حکومت است و در آن نقش اصلی با مردم است که طبق اصل پنجاه و ششم قانون اساسی حاکم بر سرنوشت اجتماعی خویش هستند.

2)       ولایت فقیه چون ناشی از خواست و انتخاب مردم است کمترین شائبه استبداد در آن وجود ندارد.

3)     ولایت فقیه بر نظام شورایي استوار است و ولی فقیه در اداره امور جامعه با الهام گرفتن از سیره پیغمبر اسلام (ص) با صاحب نظران و نمایندگان مردم مشورت می کند و در تشخیص موضوعات و تصمیم گیریها تابع رأی اکثریت است.

4)       با توجه به اینکه تقوی و خداپرستی ولی فقیه از شرایط مشروعیت حکومت اوست ولایت فقیه پاکترین و انسانی ترین حکومت است.

5)     با توجه به: الف- تخصص و مهارت در مدیریت، ب- آگاهی سیاسی در حد تخصص ، ج- تیزبینی و عاقبت اندیشی، د- شجاعت و قاطعیت از شرایط رهبری فقیه است ولایت فقیه از معتبرترین و محکم ترین انواع حکومت است.

6)     چون ولی فقیه تعهد دارد حقوق امت را در حد اعلی رعایت نماید و گر نه از ولایت ساقط می شود( ص 111 قانون اساسی) ولایت فقیه از متعهدترین و مردم دوست ترین انواع حکومت است که مردم در آن احساس اطمینان می کنند و به آینده خود امیدوارند.

7)     چون ولی فقیه در سیاست خارجی ملتزم است طبق دستور قرآن که می گوید: « اوفوا بالعقود » به تعهدات بین المللی که به طور مشروع برقرار شده است وفادار باشد ولایت او اعتماد کشورهای ديگر را جلب و اعتبار جهانی پیدا می کند.ونیز چون متعهد است طبق حکم قرآن که فرموده است « لا تعتدوا » به کشورهای دیگر که متجاوز نیستند تجاوز نکند در ولایت او کشورهای دیگر احساس آرامش می کنند و حکومت او را قابل اطمینان می شناسند

8)     چون ولی فقیه علاوه بر رهبری زندگی اجتماعی مردم تعهد دارد جامعه خود را به سوی معنویت و ارتباط با خدا و کمال انسانی و فضائل اخلاقی سوق دهد « ولایت فقیه » تحقق دهنده مهمترین اهداف انبیاء یعنی خدایی کردن انسانهاست که در جهان بینی الهی اصیل ترین سعادت انسان محسوب می شود.( (تحقيق وگردآوري از آقاي عيسي برزگر)

 امام خميني  مي فرمايند :ولايت فقيه ازموضوعاتي است كه تصورآن موجب تصديق ميشود و هركسي عقايد واحكام اسلام را اجمالاَدريافته باشد آ ن راضروري مي داند.همان ضرورتي كه حكومت پيامبراسلام را لازم آورده منحصربه آن حضرت نيست و بعدازايشان تاابد ادامه دارد وگرنه هرج ومرج وفساد بوجود مي آيدولي نبايد اين تصوربشود كه مقام فقها همان مقام رسول الله (ص) است بلكه اينجاصحبت ازوظيفه است .يعني حكومت واداره كشور واجراي قوانين شرع مقدس يك وظيفه مهم است پس ولايتي كه رسول اكرم(ص) در تشكيل حكومت دارد براي فقيه هم هست. ( نامه اي ازامام خميني،كاشف الغطا ، تحقيق وگردآوري از ام كلثوم محسن زاده)

ويژگی های ولی فقيه:

صاحب نظران با استفاده از قرآن وروایات سیره عملی پیامبر(ص) وائمه معصومین سلام الله اجمعین به ویژه حضرت امیر المومنین علی (ع) دردوران حکومتش صفات وویژگی های زیادی رابرای حاکم اسلامی وولی فقیه لازم وضروری دانسته وبرآنها تاکید ورزیده اند که مهم ترین آنها عبارتند از " اسلام وایمان ،فقاهت و اجتهاد، عدالت تقوی وخداترسی شجاعت ودلیری بینش سیاسی واجتماعی بردباری وشکیبایی، گذشت واغماض شرح صدر وظرفیت روحی مردمداری وفروتنی روحیه سازش ناپذیری دربرابر دشمن قاطعیت در اجرای احکام وحدود الهی مقبولیت ومحبوبیت مردمی قدرت اداره ی امور وتدبیر.درقانون اساسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دراصل پنجم ویکصد ونهم به شرائط وویژگی های رهبری پرداخته شده است.دراین دو اصل بر هشت شرط و ویژگی  تصریح وتاکید گردیده است که عبارتند از : 1- فقاهت واجتهاد 2 – عدالت وتقوا 3-بینش سیاسی اجتماعی4- تدبیر ومدیریت5- شجاعت6- قدرت کافی برای رهبری.( ولايت فقيه وانتظار، صص37 الي 44- تحقيق از محبوبه يعقوبي)

 

منابع:

قرآن کریم -ولایت فقیه حضرت امام خمینی (ره) انتشارات آزادی ، بی تا -ولایت فقیه، از انتشارات سپاه پاسداران 1357، بی تا- ولایت فقیه ، سید محمد شفیعی ، انتشارات قم ، بی تا- ولایت فقيه،آیه الله سید علی خامنه ای مدظله عالی، انتشارات حزب جمهوری-  ولایت فقیه در عصر غیبت،علی رضا رجایی تهرانی،انتشارات نبوغ، چ اول 1379- ولایت فقیه  حکومت صالحان،صالحی نجف آبادی ، نشر موسسه فرهنگی خدماتی رجاء ،1363-ولایت فقیه ، سید محمد تقی آیت اللهی  نشر امیر کبیر ،1363 –ولايت فقيه ولايت فقاهت وعدالت ،آيه الله جواچي أملي، نشراسرا،1387،قم)- ولايت فقيه وانتظار،معاونت عقيدتي سياسي ولي فقيه دربسيج، 1386،ناشربسيج فرهنگيان،-ولایت از دیدگاه عقل و فطرت ،سید محمد باقر صدر، ترجمه سید مهدی آیت اللهی، نشر جهان آرا 1353 - مفردات راغب اصفهانی ، یک جلدی ،ترجمه مصطفی رحیمی نیا، انتشارات سبحان چ اول 1386 - حکومت دین داران حجت الاسلام و المسلمین عبدالله حاجی صادقی نشر پژوهشکده تحقیقات اسلامی چ اول  - ولایت فقیه،جعفر کریمی - مواضع ما در ولایت و رهبری، محمد جواد باهنر.

 

                                       تهيه وتنظيم ويژ ه نامه :محبوبه يعقوبي گلوردي

  محققان :آقاي عيسي برزگروخانمها:محبوبه يعقوبي ،كلثوم محسن زاده، زكيه صادقي ومعصومه خان بيكي

                                            

                                      بهشهر - دبيرخانه همايش ولايت فقيه

                    گروه دين وزندگي اداره آموزش وپرورش بهشهر باهمكاري

 معاونت آموزشي ونوآوري وكارشناس مسئول متوسطه اداره آموزش وپرورش بهشهر

                                                     التماس دعا