شبسمه تعالی

موضوع : ولایت فقیه – نویسنده ومحقق :محبوبه یعقوبی گلوردی-مهر 1389-همايش ولايت فقيه

اهمیت وضرورت بحث ولایت فقیه : نظام اسلامی ما که به بهای خون هزاران انسان والا مقام بدست آمده ،نظامی است که اسلامی بودن ویژگی اصلی آن است .در واقع اسلام عامل و انگیزه اساسی ایجاد واین نظام بود وبقای آن نیز وابسته به حفظ خصیصه اسلامی بودن آن است واین ویژگی اگر در دو بعد ،قانون گذاری واجرا مبتنی به اصول اسلامی باشد محفوظ خواهد ماندو اگر مانند صدر اسلام تدریجاً عقاید اسلامی در جامعه فراموش گردد،در محتوای آن انحراف پديد می آید. پس برای جلوگیری از تکرار وقایع صدر اسلام وانحراف جامعه از مبانی اساسی اسلامی ، شناخت صحیح نسبت به مبانی اسلامی نظام باید ایجاد شود تا از آفت زدگی درخت انقلاب جلوگیری گردد دراین مسیر پاسخ مناسب به شبهات جوانان وافکار انحرافی مطرح شده درباره اصل "ولایت فقیه "که اساس مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران به آن وابسته است ضروری می نماید.هرچند امروزه اصل ولایت فقیه ، به عنوان یک اصل محوری در نظام حکومتی اسلام ، موضوع مباحث عمیق ومفصلی قرار گرفته است ولی تحولات اجتماعی وظهور مسائل جدید ، انجام تحقیقات بیشتر در ابعاد گوناگون فقهی وحقوقی این مساله را ضروری کرده است .( آیته الله معرفت،محمد هادی،کتاب ولایت فقیه ،صفحه 41و42)

مفهوم ولایت فقیه : "واژه ولایت ، در اینجا به مفهوم عرف رایج آن یعنی امارت ،حکومت ،زعامت ورياست است.درنهج البلاغه واژه "والی " 18 بار و"ولاء" 15 بار ،ولایت وولایات 10 بار به کار رفته است ودرتمام اين موارد همان مفهوم حكمت سياسي مدنظربوده است. درفقه اسلامي هم ابوابي درارتباط باموضوع ولايت وجود دارد؛از جمله : باب امربه معروف ونهی از منکر ،باب قصاص ،جهاد ،حدود ،باب تحریم الولایه من قبل الجائرو.... واساساً فقها ولایت فقیه را در راستای خلافت کبری ودرامتداد امامت دانسته اند ومساله رهبری سیاسی را که در عهد امامان معصوم ثابت بوده همچنان برای فقها ء جامع الشرایط در دوران غیبت ثابت دانسته اند .امام خمینی (ره) دراین زمینه می فرماید : فللفقیه العادل ،جمیع ما للرسول والائمه مما یرجع الی الحکومه والسیاسه ....(کتاب البیع ،ج2،ص417)ودر جای دیگر می فرماید : تمام دلائلی که برای اثبات امامت آورده اند ،به عینه درباره ولایت فقیه دردوران غیبت جاری است ".( آیه الله معرفت،محمد هادی،کتاب ولایت فقیه ،صفحه 42و43 )

 پاسخ به شبهه درپیشینه بحث ولایت فقیه: یکی از شبهایی که پیرامون حاکمیت در عصر غیبت ومسئله ولایت فقیه مطرح می باشد این است که می گویند ؛ ولایت فقیه تنها از اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) سرچشمه گرفته ودر میان علما وفقهای پیش از ایشان مطرح نبوده است "درحالی که اکثراصولیين ،مجتهدین وفقهاء معتقدند که براساس تعالیم ائمه اطهار ،علماء شیعه به اجتهاد احکام از منابع آن فراخوانده شده اند وباید از راه اجتهاد احکام مورد نیاز جامعه اسلامی را در هر شرایط وزمان استخراج نمایند همین تفکر ائمه اطهار (ع) باعث شد دخالت در امور سیاسی واجتماعی مسلمانان ازسوي  فقهاء شيعه ادامه يابد.بنلبراين انديشه حكومت اسلامي واعمال حاكميت توسط ولي فقيه نه فقط  از سوی امام خمینی (ره) بلکه به عنوان یک تفکر دینی پیشینه تاریخی آن به روزگار امامان معصوم برمی گردد ولی به دلیل موقعیتهای دشوار تشيع در طول تاریخ مجال بروزور شد وتحقق پیدا نکرده است ( ولایت فقیه وانتظار ،ص29و30)"

دراین باره حضرت آیت الله جوادی آملی می گوید :نمونه بارز تطور فقهی –کلامی که زمینه حکومت اسلامی را فراهم نموده تا مقدمه ظهور حضرت بقیه الله (عج) باشد ،همین مساله ولایت فقیه است .بسیاری از فقیهان ،علاوه برمقام افتاء،قضا واجرای احکام قضایی ، تصدی بسیاری از شئون جامعه اسلامی مانند حدود الهی ،سرپرستی ،اشخاص واموال واداره تمام شئون مسلمین را از وظایف فقیه عادل ،می دانند که از قائلان این نظر می توان به فقهای بزرگی مثل : مرحوم کاشف العظاء وصاحب جواهر ،اشاره کرد والبته این تطور فکر توسط امام صورت گرفت وایشان "ولایت فقیه " را که تا آن زمان مظلوم واقع شده بود ودر محدوده مسائل فرعی محبوس بود از قلمرو فقیه به جایگاه اصلی خود علم کلام نشاند واین مساله را با براهین عقلی وکلامی شکوفا ساخت .از نظر امام خمینی : فقیه جامع الشرایط همه ي سمتهاي اعطايي امام معصوم (ع) را داراست وبایدبر اساس کتاب وسنت حکومت اسلامی را پی ریزی نماید واین همان راه سید الشهداست .بلغ ما بلغ( آيه الله جوادي آملي، عبدالله،ولبايت فقيه ، ص277.278)

بنابر این فقهای بزرگ ونامی شیعه قرنها پیش اصل فقیه را توضیح داده اند واین مطلب بحث تازه ای نيست.از جمله ابوعبدالله محمد بن لقمان بغدادی (م 413 ه)می نویسد :اجرای حدود واحکام انتظامي اسلام،وظیفه سلطان اسلام است که از طرف خدا منصوب شد ومنظور از سلطان ،ائمه هدی از آل محمد (ص) یا کسانی که از جانب ایشان منصوب گرده اند می باشد وامامان نیز این امر را به فقهای شیعه تفویض کرده اند وشیخ طوسی (متوفای 460ه) درالنهايه می گوید :حکم کردن وقضاوت کردن برعهده کسانی است که از جانب سلطان عادل (امام معصوم ) ماذون باشند واین وظیفه برعهده فقهای شیعه واگذار شده است .وشهيدثاني (ق 8)ضمن تایید این اصل با استفاده از مقبوله "عمر بن حنظله "از امام صادق (ع) می گوید : علاوه بر آن مصلحت نظام اقتضاء می کند ، که فقهای شایسته زمام امور انتظامی را در دست می گیرند واین از جانب خدا لطفی است که از جرائم جلوگیری می کند وریشه فساد رامي خشكاند.وصاحب جواهر می گوید : اتفاق آرای فقهای شیعه برآن است که فقیه جامع الشزایط بر کلیه شئون مربوط به امام معصوم ریاست دارد . (آیته الله معرفت،محمد هادی،ولایت فقیه ،ص41الی 44)مرحوم آیته الله العظمی بروجردی ،نیز در مباحث دروس خارج فقه خود ،بحث فقیه را در چهار مقدمه به بحث گذاشت وعلامه طباطبایی نیز طی مقاله ای به بحث ولایت وحکومت می پردازد . – (ولایت فقیه وانتظار ،ص31 )

پاسخ به شبه ولایت فقیه یا ولایت افقه : یکی از مسائلی که محل سوال واقع می شود آن است که ولایت فقیه است یا افقه .باید توضیح داد که :" درهر عملی وتخصصی معمولا اینگونه است که همه عالمان ومتخصصان یک رشته ویک فن دریک سطح نیستند وبرخی نسبت به سایرین برتر بوده واز مهارت بیتری برخوردارند این مساله درمورد فقها هم صادق است یعنی علی رغم برخورد داری همه آنها از اصل قدرت اجتهاد ولی قدرت وقوت همه آنها دراین زمینه دريك سطح نیست ونظر مشهوربرآن است که در مرجعیت باید تقلید از اعلم نمود ولی مسئله ما ،در آن است که آیا "ولی فقیه " هم باید کسی باشد که از نظر قدرت استنباط احکام شرعی وفقاهت برتر وافقه واعلم از سایر فقها باشد ویا اینکه فقط قدرت اجتهاد دراو کافی است.باید در پاسخ گفت که : ولی فقیه علاوه بر شرط فقاهت (وقوه اجتهاد ) باید دو ویژگی دیگر هم باشد 1- ویژگی تقوا 2- کارایی در مقام مدیریت جامعه .واین ویژگی مدیریت خود مشتمل برچند ویژگی دیگر است پس بر خلاف مرجعیت که اجتهاد و فقاهت ملاک اصلی است در ولی فقيه فقاهت به تنهایی معیار نبوده بلکه ویژگی های سه گانه فقاهت ،تقوا ،مدیریت کار آمد، ملاک است .وباید معدل ومجموع این سه امتیاز را درنظر گرفت وحتی اگر فقیهی درفقاهت برتر باشد ولی تقوا ومدیریت کارآمد نداشته باشد ویا فقیهی فقاهت وتقوا دارد ولی قدرت مدیریت کافی (جهت اداره کشور اسلامی )را ندارداز دایره کاندیهای ولایت فقیه خارج می شود وحتی اگر اعلم وافقه ومجتهدین حاضر باشد .( آیته الله مصباح یزدی،محمد تقی،نگاهی به مسئله ولایت فقیه ،ص128تا 131)دراين باره آيه الله جوادي آملي ميگويد:"فقیه اعلم که بر دیگر فقیهان مقدم است واز سوی امامان معصوم به ولایت وحکومت منصوب شد ه"اعلم بهذالامر" است .یعنی آن کسی که علاوه برداشتن فقاهت وعدالت وتقوا ،مدیر ومدبر تر باشد وبه اوضاع کشور در جهان آگاهی کامل داشته دشمنان اسلام وترفندها را بشناسد واعلم در کشور داری باشد .پس کسی که در فقه عبادی ومعاملي اعلم باشد ،نمی تواند رهبری نظام اسلامی را به دست بگیرد زیرا اعلم درفقه است نه اعلم بهذالامر.پس در اوصاف رهبری اگر کسی سیاستمدار كامل اسلامی بود برآنان تقدم داردزيرااساس حكومت اسلامي ، همان فقه سیاسی وهوش سیاستمداری است" (آیه الله جوادی آملی ،عبدالله،ولایت فقیه ولایت فقاهت ،عدالت ،ص394)

امیدوارم خداوند مارا در عصر آخرالزمان قدرت معرفت ولایت حقیقی معصومین وقدردان مقام عظمای ولایت فقیه دراین عصر "حضرت آیه الله العظمی خامنه ای " قراردهد تا سرباز شایسته حضرت ولی عصر(عج) باشیم.انشا الله

                                                                    محبوبه یعقوبی گلوردی

                                                             مهر89-گروه دين وزندگي بهشهر