مهدویت
بسمه تعالي
در عصر كنوني كه دشمنان بشريت افكار و عقايد انحرافي را در جامعه جهاني ترويج مي كنند و منجي موعود واقعي را براي حيات و قدرت پوشالي كاخ عنكبوتي خود خطرناك مي دانند در صدد ايجاد انحراف فرهنگي بر آمده و با پوچ گرايي جامعه بشري و اخلاق و رفتار نيكو را مورد تعرض قرار مي دهند نكند ما در خواب غفلت فرو رفته و انواع و اقسام زينت هاي دنيوي دل ما را ربوده و پنجاه يا شصت سال است كه گندم به انبار جان خود مي ريزيم از نماز و روزه و حج و ... وقتي به انبار قلب خود سر مي زنيم آثاري از آن گندم كه در آن ريخته ايم از نورانيت و معنويت در آن نمي بينيم و شرمنده در نزد خالق بي همتا و امام زمان (ع) شرمنده هستيم .
ما در اين انبارگندم مي كنيم گندم جمع آمده گم مي كنيم
گر نه موش دزد در انبار ماست گندم اعمال چهل ساله كجاست
اول اي جان دفع شر موش كن بعد از آن در جمع گندم كوش كن
لازم است در عصر ظهور معرفت صحيح از دين و آرمان هاي اصيل اسلامي داشته در خود سازي و دگر سازي و فراهم آوردن بستري براي ظهور حضرت مهدي (ع) در جامعه نهايت تلاش را نموده و با اطاعت كامل از خالق هستي و مولاي خود و اخلاص در نيات و اعمال در آزمايشات مختلف الهي پيروز بوده و با بصيرت و حضور به موقع در صحنه و تعهد و احساس مسئوليت و تشخيص درست وظيفه در شرايط مختلف و اطاعت از رهبر ارزشمند انقلاب و شناخت توطئه هاي دشمن و برنامه ريزي دقيق در برابر توطئه ها و جذب اكثريت و تبليغ درست دين و امر به معروف و نهي از منكر با شيوه هاي درست و جذاب و تحمل سختي ها و خسته نشدن از تلاش و كوشش و اميد مداوم به لطف الهي و ياري امام زمان (ع)و هرگز مايوس نشدن در زندگي مورد توجه مان باشد به اين خاطر در صدد بر آمديم ويژه نامه اي در ابن باره تهيه نموده و به بعضي شبهات پاسخ دهيم :
ايمان به حتميت ظهور منجي عالم در فكر عموم انسان ها وجود دارد منشاء اين فكر يك رشته اصول قوي و متين است كه از سرشت و فطرت اصيل انساني سرچشمه گرفته زيرا بشر فطرتاً طالب رسيدن به كمال در تمام زمينه هاي مربوط به خود است و او مي داند كه اين كمال تنها در سايه حكومت عدل توحيدي تحقق مي يابد .
شهيد صدر (ره) مي فرمايد : اعتقاد به مهدي موعود تنها نشانه يك باور اسلامي با رنگ خاص ديني نيست بلكه افزون بر آن عنواني است بر خواسته ها و آرزو ها ي همه انسان ها با كيش ها و مذاهب گوناگون و نيز بازده الهام فطري مردم كه با همه اختلاف هايشان در عقيده و مذهب دريافتند كه براي انسانيت در روي زمين روز موعود خواهد بود كه با فرا رسيدن آن هدف نهايي و مقصد بزرگ رسالت هاي آسماني تحقق مي يابد (بحث حول المهدي ص 7-8).
منشاء انحرافات بشر تنها ناداني نيست تا با پيشرفت علم و تكنيك انحرافات برطرف شود بلكه عوامل ديگري نيز منشاء انحرافات است كه نه تنها در بشر امروزي باقي مانده بلكه بيشتر هم شده اين عوامل عبارتند از : غرايز و تمايلات مهار نشده شهوت و غضب افزون طلبي و جاه طلبي و لذت طلبي و بالاخره نفس پرستي و نفع پرستي كه همه اينها در بشر امروز موجود است علم امروز به صورت بزرگ ترين دشمن بشر در آمده است علم گر چه چراغ روشنائي است ولي استفاده از آن بستگي به موارد استعمال آن دارد و علم ابزاري براي هدف است نه تشخيص دهنده هدف .
ويل دورانت مي گويد : ما از نظر ماشين توانگر شديم از نظر مقاصد فقير لذات فلسفه بخش دعوت علم نتوانسته به انسان آزادي از هواي نفس را بدهد . علم نتوانسته ماهيت هيتلر ها را تغيير دهد بلكه علم دست آنها را دراز تر كرده و شمشير را تبديل به بمب اتم كرده است « يا ايها الذين امنوا اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم » نساء 59
حقيقت انتظار چيست ؟
انتظار كيفيتي روحي است كه موجب به وجود آمدن حالت آمادگي است براي آنچه انتظار دارند و ضد آن يأس و نا اميدي است هر چه انتظار بيشتر باشد آمادگي بيشتر است اگر انسان مسافري داشته باشد كه چشم به راه آمدن اوست هر چه زمان رسيدن او نزديك تر گردد آمادگي براي آمدنش بيشتر مي شود حالت انتظار گاهي به جايي مي رسد كه خواب از چشم مي گيرد . چنان كه درجات انتظار متفاوت است همچنين از نظر حب و دوستي نسبت به آن چه را انتظار دارد تفاوت دارد . هرچه عشق به منتظر زياد تر شود آمادگي براي رسيدن محبوبش زياد تر مي گردد . و دير آمدن و فراق محبوب درد ناك مي شود تا بدان جا كه انسان منتظر از خود بيخود مي شود و درد ها و سختي ها و مشكلات سخت خود را در راه رسيدن به محبوب حس نمي كند هر انسان زنده اي كه در انتظار هاي خويش به تداوم حيات مي انديشد و بقاي خويش را انتظار دارد تمام حركت و سكون خود را در راستاي اين انتظار و در جهت متناسب با تداوم حيات قرار مي دهد لذا در روايات اسلامي انتظار فرج از افضل اعمال امت پيامبر(ص) شمرده شده است و پيروان امام مهدي (ع) به كوشند تا خود را به امام شان نزديك كنند و مانند امام خود بينديشند و امت با امام در انتظار بسر برند زيرا امام نيز در انتظار ظهور خود به سر مي برد در حال انتظار بهترين شيوه و پيوند همسوئي و هم دلي با امام نهفته است انتظار ظهور منجي هيچ گاه به حقيقت نمي پيوندد مگر در صورتي كه سه عنصر اساسي در آن محقق گردد :1- عنصر عقيدتي :شخص منتظر بايد ايمان راسخي به حتمي بودن منجي و نجات بخش او داشته باشد 2- عنصر نفساني : زيرا شخص منتظر بايد در حالت آمادگي به سر برد 3- عنصر عملي و سلوكي : شخص منتطر بايد به قدر استطاعت خود در سلوك و رفتارش زمينه هاي اجتماعي و فردي را براي ظهور منجي فراهم نمايد و با نبودن هر يك از اين سه عنصر حقيقت انتظار معنا پيدا نمي كند .
انتظار نخست يك آرمان و عقيده است و سپس در عمل وعينيت آشكار مي گردد و انسان منتظر به مرز باني و پاسداري از حوزه جغرافيايي و فرهنگي و ايدئولوژي خود و هم كيشان و هم مسلكان خويش مي پردازد . و همواره در موضع ديده باني است و هوشيارانه و تيز نگرانه به افق هاي دور و نزديك مي نگرد و هر تحرك و تحول و نقل و انتقال را در اردوگاههاي دشمن زير نظر مي گيرد و در سنگر دفاع ايدئولوژيكي و زميني و جغرافيايي دشمن را از پيش روي باز ميدارد و در صورت فهرام بودن زمينه به تهاجم نيز دست مي يابد .
امام صادق (ع) در تفسير آيه « يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلكم تفلحون » آل عمران 200
فرمودند : اصبروا علي المصائب و صابرو ا علي الفرائض و رابطوا علي الائمه در برابر مشكلات شكيبايي ورزيد و در انجام تكليف ها و مسئوليت ها پايدار و با امامان رابطه برقرار كنيد . تفسير علي بن ابراهيم جلد 1 ص 129
در روايت ديگر امام صادق فرمودند رابطوا به معناي حضور نزد امام است . الغيبة نعماني ص199
دوران انتظار دوران هجوم فتنه ها و مشكلات و گرفتاري هاست و آنچه مي تواند آرامش قلبي و قدرت روحي به شيعه منتظر بدهد ياد منجي حي و حاضر است از نتايج انتظار تلاش فكري مومن منتظر و بصيرت و آگاهي اوست و فتنه ها علاوه بر آن كه غفلت مي آورد شبهه ها و ترديد و تزلزل را نيز در افكار جامعه ايجاد مي كند اين منتظر واقعي است كه چون به هوشياري فكري رسيده و بيدار است و به شبهات پاسخ مي گويد در اهميت انتظار همين بس كه دشمنان آن را مانع تسلط خود بر مسلمانان بر شمردند .
ميشل فوكر و كلر برير كه در بحث مبارزه با تفكر مهدي باوري ابتدا قيام امام حسين (ع ) و بعد انتظار امام زمان ( عج ) را دو عامل پايداري شيعه معرفي مي كند در كنفرانس تل آويو افرادي مثل برنارد لوئيس ،مايكل ام جي ،مارتين كرام و ... بر اين نكته تكيه فراوان داشتند آنان در توصيف شيعه گفته اند شيعيان به نام امام حسين قيام مي كنند و به اسم امام زمان (عج) قيام شان را حفظ مي نمايند . (مجله بازتاب انديشه خرداد سال 80 ص193)
ماربين محقق آلماني مي گويد از جمله مسائل اجتماعي بسيار مهمي كه موجب اميد واري و رستگاري شيعه مي باشد اعتقاد به وجود حجّت عصر و انتظار ظهور است . (سياست اسلام اثر ماربين ص49-50).
اگر امام ولايت تكويني دارد پس چرا در مواقع ضروري از آن استفاده نمي كند ؟
1- چه بسا اموري گمان مي كنيم براي ما ضرر دارد در حالي كه خير محض است و نيز به عكس چه بسا اموري كه گمان مي كنيم براي ما خير است در حالي كه براي ما شر محض است . ما اين را نمي دانيم هر كه را خداوند خواسته او را از علم غيب مطلع ساخته و از آن اطلاع دارد لذا نبايد به ظاهر امر قضاوت كرد كه چرا امام اين مصيبت را از خود دور نكرد واين منفعت را براي خود به دست نياورد
2- امام از آنجا كه تسليم تقديرات الهي است در هر كاري دست به تصرف تكويني نمي زند و خلاف اراده و تقدير و مشيت الهي گام بر نداشته و اقدام عملي انجام نمي دهد .
3- اراده حتمي خدا بر آن است كه در اين تكليف هر كاري به روال طبيعي و از روي اختيار انجام و حتي الامكان از معجره خرق نظام طبيعت استفاده نشود
4- هرگز انسان معصوم در نظام تكوين به جهت مصالح شخصي اقدام و تصرفي بر خلاف مقدرات الهي انجام نمي دهد و اگر معجزه و اعمال ولايتي كند به جهت مصالح نوع بشر و عالم است كه اين هم مطابق خواست و اراده و مشيت خداوند است .
با وجودي كه حضرت عيسي (ع) پيامبر است چرا رياست حكومت جهاني براي حضرت مهدي(عج) است ؟
1- حضرت مهدي(عج) وارث شرعي طرح كاملي است كه پيامبر اسلام در اين امت به جاي گذاشته و او آخرين وصي از اوصياي پيامبر آخر الزمان است .
2- حضرت مسيح پيامبر امتي غير از امت اسلام است و وظيفه مردم تا روز قيامت متابعت و پيروي كردن از دين اسلام و پيامبر اكرم (ص) اوصياي اوست .
اگر در عصر ظهور عقل ها كامل مي گردد ديگر چه احتياجي به امام مي باشد ؟
اگر هنگام ظهور عقل ها كامل مي گردد اين طور نيست كه از روي جبر و تكوين باشد بلكه به لحاظ اسباب طبيعي آن است گه همان وجود امام عصر و حضور حضرت در ميان مردم است يعني با وجود حضرت مردم از بركاتش استفاده كرده و به كمال عقلي خواهند رسيده و گرنه با نبود امام مردم دوباره به جاهليت بازگشت خواهند كرد . (از كتاب پاسخ به شبهات موعود شناسي اثر علي اصغر رضواني )
از جمله سوال هاي رايج در باره امام زمان(عج) مسئله فائده وجود امام غائب است همگي مي دانيم اثر بارز وجود امام هدايت و رهبري است اكنون سوال ايجاد مي شود امامي كه از نظر ها غائب است چگونه هدايت مي كند ؟(وجعلنا هم ائمه يهدون بامرنا ) انبيا 73
پاسخ : وجود رهبر مايه بقاي مكتب است محاسبات عقلي و اجتماعي ثابت مي كند كه اعتقاد به وجود چنين امام در طول مدت اثر عميقي در اجتماع شيعه داشته است . اصولا هر جامعه اي كه براي خود تشكيلات و سازمان دارد و براي بقاي تشكيلات و ادامه كار سازمانها و افراد در تعقيب هدف وجود رئيس لازم است هر گاه اين رئيس در دل اجتماع باشد وجود چنين رهبر و مداخله او در رهبري امت و گردش تشكيلات و سازمان ها لازم و ضروري خواهد بود ولي هر گاه به عللي رهبر زنداني يا تبعيد باشد و جود او براي پي گيري افراد كافي است زيرا مردم به اميد آن رهبر دست به دست هم داده و كار ها را ادامه مي دهند و در طول تاريخ در ميان ملل زنده كه قيام و نهضت هايي داشتند و براي اين مطلب گواهايي فراوان وجود دارد كه نشان مي دهد كه رهبري كه زنده بود هر چند از نزديك موفق به رهبري نمي شد تشكيلات اين گروه پايدار باقي مي ماند اما لحظه اي كه حيات و زندگي او به پايان ميرسيد تفرقه و دو دستگي تشتت نيروها و پراكندگي و نابساماني در ميان جمعيت حكم فرما مي گرديد هنگاميكه گاندي از طرف دولت استعمار دستگير و زنداني شد نهضت عدم همكاري با شدت تمام ادامه مي يابد مردم هند گاندي را در ميان خود نمي ديدند ولي نهضت اورا ادامه دادند در جنگ داخلي اسپانيا قبل از جنگ جهاني دوم تازماني كه رهبران جمهوري خواهان در زندان فرانكو بسر مي بردند نبرد در سراسر جبهه هاي جنگ ادامه داشت ولي زماني كه چند تن از آنان به جوخه اعدام سپرده شدند شكست در لشگر جمهوري خواهان پديد مي آمد هرگاه جمعيتي معتقد شود كه رهبر آنان در قيد حيات وزندگي بوده و پيوسته مترقب فرمان الهي است كه از پس پرده غيب بيرون آيد بطور مسلم نا اميد نشده و وحدت كلمه خود را از دست نداده در حفظ مكتب خويش كوشا مي باشد و پيوسته براي هدف قوه و نيرو توليد و تربيت مي كند .
اما در مورد اينكه چرا خداوند امام را در موقع ظهور خلق نكرد بايد گفت اگر چنين بود اصولا عنوان انتظار ظهور مصلح واقعيت خارجي پيدا نمي كرد زيرا انسانها مي توانند در انتظارفردي باشند كه به زنده بودن او معتقدند والاّ نمي توان انساني را به اين دلخوش داشت كه چند سال بعد ممكن است كسي بدنيا آيد كه نقش منجي را ايفا خواهد كرد . در جهام متلاطم و پر اضظراب در حالي كه انسان به يأس مطلق مي رسد و فلسفه پوچي را به عنوان راه زندگي خويش مي شناسد . انسان در شناخت دقايق و ظرايف حيات وبراي آنكه در مسير تكامل به پيكار برخيزد لازم است كه از وجود رهبري زنده حتي اگر غائب باشد الهام گيرد .
پاسخ 2: امام علي(ع) در نهج البلاغه خدا دو نوع حجّت معرفي مي كند يكي حاضر و آشكار و ديگري غائب و ناپيدا كه مي فرمايد پروردگارا روي زمين هيچ گاه از حجّت ها توخالي نمي ماند حجّت هايي كه گاهي مرئي و آشكار و از بيم مردم پنهان است تا دلايل آيين الهي محو و نابود نشود گروهي ار اولياء الهي كه غائب بودند با اين حال هدايت مي كردند و يا اين كه به صورت استتار و با پوشش خاصي به سازند گي افراد اشتغال داشتند و با اين كه نبي و ولي بودند ولي منتظر آن بودند كه فرمان حق برسد سپس انجام وظيفه كنند اين گروه عبارت اند از
1- معلم موسي(ع) كه به نام خضر (ع) معرفّي شد
2- پيامبر اكرم (ص) كه سه سال از طريق فرد سازي هدايت مي كرد
3- حضرت موسي (ع) در مدت غيبت 40 روزه
4- حضرت يونس (ع) كه مدت ها در شكم ماهي پنهان از ديدگان به سر مي برد
5- حضرت مسيح (ع) در دوران كودكي نبي بود ولي پس از كه پس از 30 سال به امر هدايت قيام نمود بر هر فرد بي غرضي لازم است كه شيوههاي هدايت نوح(ع) و حضرت موسي (ع) و حضرت مسيح(ع) را در زندگي امام زمان (عج) پياده كند . آيت الله جعفر سبحاني (بقاء مكتب در پرتو وجود رهبر)
چه نيازي به رهبري و نظام امامت و ولايت است ؟ اما اصل نياز جامعه به رهبري و مديريت يك امر بديهي است چون هيچ جامعه اي بدون رهبر و هيچ كارواني بدون كاروان سالار و هيچ لشگري بدون فرمانده بقاء و دوام نخواهد يافت نظام همه امور در گرو وجود مديريت صحيح است لذا هر جمعيتي و قتي بخواهند تشكيل شوند در بين خود رئيس و رهبر انتخاب مي نمايند و اين مسئله عملاً مورد اتفاق همه ملل بود ه و هست اگر چه در نوع و شكل آن و فردي يا گروهي بودن آن تفاوت ها و نظرات مختلف دارند . اما نياز به نظام امامت و ولايت براي اين است كه نظامات ديگر هيچيك مقاصد را كه بشر از يك نظام سالم و عدل انتظار دارد برآورده نمي كند از هيچ يك از آنها اصل حكومت اصلح و افضل و اصل نفي استعضاف و عدم تجاوز به حقوق ديگران مراعات نمي شود نظاماتي كه در طرف و افراط و تفريط قرار دارند يا فقط جنبه حيواني بشر را ملاحظه مي نمايند و حكومت و سازمانهاي آن مانند يك موسسه دامداري مدرن و برآورنده نيازهاي حيواني بشر مي باشند كه اگر راست بگويند و به اين مقدار تعهد خود عمل كنند در برابر كار و زحمت و فرمان براي انسان ها در كار خانه و سازمان هاي كشاورزي خوراك و پوشاك گاهي به آنها مي دهند يا چنانآنها را آزاد مي سازند كه به اسم آزادي هر عمل ضد شرف و انسانيت را مرتكب شوند و براي ثروت اندوزي به هر جنايت و خيانت دست زنند اين حكومت ها دنيا را سرگردان و بشر را از زندگي نا اميد و در امواج نگراني ها و خطرات و ناآرامي غرق ساخته كه محصول آن تمدن منهاي انسانيت كنوني است امروز با اين تحولات بزرگ كه پس از چهار ده قرن از ظهور اسلام در دنيا واقع شده و مكتب هاي سياسي و اجتماعي گوناگون كه عرضه شده نواقص و معايب اين نظام ها بيشتر ظاهر گشته و معلوم شده كه اينها دردهاي واقعي بشر را درمان نخواهند كرد و يگانه وسيله رفع اين نا آرامي ها و دلهره ها و تبعيضات رفتن به پناه نظام الهي است بنا بر اين حاجت به اين نظام هر روز محسوس تر مي شود و ناكامي ها و بي عدالتي ها با اين نظام در حدي كه ممكن است پايان مي پذيرد يقيناً بشر از اين نظامات مأيوس شده و همه را آزمايش كرده و به سوي نظام امامت روي خواهد آورد نظامي كه نمونه آن حكومت متواضع و روش حضرت علي (ع) و زندگي حق پرستانه و عدالت خواهانه و تقوا و شجاعت و پايداري و فداكاري اوست نظامي كه شرط رهبري آن عصمت و صلاحيتي است كه هر كس از جانب خدا و پيامبر به رهبري آن منصوب شد و واجد آن صلاحيت است و بدون معرفي خدا و پيامبر كشف و تشخيص آن بر مسائل ديگر قابل اعتماد نيست بلكه اكثراً خلاف واقع عمل مي شود .
( كتاب نور مهدي (ع) نشر آفاق – كتاب نظام امامت و رهبري آبت الله صافي گلپايگاني )
«اللهمّ عجّل لوليّك الفرج»
تهيه كننده : ام كلثو م محسن زاده