بسمه تعالی

در هر جامعه­ای مذهب، دین و فرقه­های مذهبی در بوجود آوردن تحولات اعم از سیاسی، اجتماعی و... تأثیرات فراوان دارد و می­تواند به راحتی در اقشار جامعه تأثیر گذار و نفوذ پذیر باشد. تمامی نهضتها و جنبشهای اجتماعی با استفاده از قوه مذهب و تعصب پا می­گیرد و افراد حاضرند در این راه حتی جانشان را نیز فدا کنند و تا زمانی که به پیروزی نهایی نرسند از پا نمی نشینند و مبارزه را ادامه می دهند. در چنین موقعیت حساس اگر زمام بدست نااهلان و دشمنان بیفتد به راحتی می توانند مقاصد پلید خویش را با استفاده از حس تعصبی و مذهبی افراد جامعه به هدف برسانند این امر مخرّب ترین عامل برای ناامنی و بهم ریختن تعادل جوامع و بوجود آمدن قتل و کشتار خواهد شد. وهابیت فرقه ای است که با دسیسه استعمار و جاه طلبی و کج اندیشی برخی عناصر افراطی موجب انحراف و خشونت در جهان اسلام گردیده و هر روز غائله ای را در گوشه و کنار جهان می آفریند. استعمار انگلیسی در دستورالعمل خطاب به جاسوسانش در مناطق اسلامی تبلیغ عقاید و مذاهب ساختگی را گامی در جهت ایجاد جو تکفیر و اختلاف و بد بینی در بین امت اسلامی دانسته و جاسوسانش را تشویق به نشر و تبلیغ مذاهب جعلی در مراکز مختلف اسلام می نماید تا از این راه اختلافات و منازعات شدیدی بین این فرقه ها برپا گردد تا بدانجا که هر فرقه خود را مسلمان واقعی و دیگران را مرتد و کافر واجب القتل بداند (وهابیت ایده استعمار ترجمه سید احمد علم الهدی از خاطرات مستمر همفر ص80) جاسوسان و ایادی وابسته به استعمار با عنایت به این دستورالعمل و دهها دستورالعمل مشابه آن با مطالعه و دقت و شناخت موقعیتهای اجتماعی سیاسی و فرهنگی جوامع اسلامی و گرایشهای افراطی و تفریطی اهل مذاهب به ایجاد فرقه های سیاسی با پوشش اسلامی دست زده تا در نهایت به اهداف ارباب خود یعنی تسلط هر چه بیشتر بر منافع و منابع جوامع و ممالک اسلامی و بهره وری هر چه بیشتر از آن جامه عمل بپوشانند[1]. بدین ترتیب وهابیت با هدف ایجاد تفرقه بین مسلمانان توسط مستر همفر جاسوس معروف بریتانیا ایجاد و بعدها با هدف تجزیۀ امپراطوری عثمانی با کمک انگلیسی ها در عربستان به قدرت رسیده و در مرحله بعد توسط آمریکا و سیا با هدف مقابله با شوروی در راستای رقابت دو بلوک شرق و غرب در دوران جنگ سرد تجهیز و حمایت شد و در مرحله بعد پس از فروپاشی شوروی وهابیت در شکل طالبانی آن با حمایت همه جانبه آمریکا از افغانستان به قدرت رسید تا به عنوان رقیب اهرم فشار و تهدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران باشد امروزه ظاهراً به یکی از دشمنان آنان تبدیل شد. امروزه وهابیت به دنبال بدست گیری قدرت در کشورهای اسلامی است[2]. امام خمینی(ره) مگر مسلمانان نمی بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانون های فتنه و جاسوسي مبدل شدند که از یکطرف اسلام اشرافیت ، اسلام ابوسفیان، اسلام آمریکایی را ترویج می کنند و از طرف دیگر سر بر آستان سرور خویش آمریکای جهان خوار می گذارند ( صحیفه امام ج21 ص 80) مقام معظم رهبری از اول وهابیت را برای ضربه زدن به وحدت اسلام و ایجاد پایگاهی مثل اسرائیل در بین جامعه مسلمانان به وجود آوردند.[3]

وهابی

مسلک وهابی منسوب به شیخ محمد فرزند عبدالوهاب نجدی است، این نسبت از نام پدر او عبدالوهاب گرفته شد. شیخ محمد در سال 1115 هجری قمری در شهر عُیینه از شهرهای نجد تولد یافت. پدرش قاضی بود. شیخ در کودکی به مطالعه کتب تفسیر و حدیث و عقائد سخت علاقه داشت « او در آغاز کار به مطالعه زندگی نامه مدعیان دروغین نبوت مانند مسیلمه کذّاب ، سجاج ، اسود عنبسی و طلیحۀ اسدی علاقه ویژه داشت «کشف الارتیاب ص 12 به نقل از خلاصه الکلام از کتاب وهابیت از منظر عقل و شرع» فقه حنبلی را نزد پدر خود که از علماء حنبلی بود آموخت وی ازآغاز جوانی بسیاری از اعمال مذهبی مردم نجد را زشت می شمرد در سفری که به زیارت خانه خدا رفت بعد از انجام مناسک به مدینه رهسپار شد در آنجا توسل مردم را به پیامبر(ص) در ترد قبر آن حضرت انکار کرد، سپس به نجد رفت و از آنجا به بصره و شهر زبیر که نزدیک بود از شدت گرما و تشنگی و پیاده روی هلاک  شود اما مردی چون لباس روحانیت او را دید  نجاتش داد. در سال 1139 پدرش عبدالوهاب از عیینه به حریمله انتقال یافت، شیخ محمد ملازم پدر شد کتابهایی را نزد او فرا گرفت و به انکار عقاید مردم نجد پرداخت میان او و پدرش نزاع و جدال در گرفت.[4] پدر و برادرش و استادانش از گفتار و رفتار او پی بردند که در آینده باعث گمراهی مردم می شود او را توبیخ کرده و مردم را از ارتباط با وی برحذر داشتند. برادرش شیخ سلیمان کتابی به نام الصواعق الالهیه فی الرد علی الوهابیه نوشت و برای برادرش شیخ محمد به نجد فرستاد و در آن تمامی ادّعاهای او را رد کرد.[5] همچنین بین او و مردم نجد منازعات سختی در گرفت و چند سال دوام یافت تا سال 1153 پدرش از دنیا رفت وی پس از مرگ پدر به اظهار عقاید خود و انکار قسمتی از اعمال مذهبی مردم پرداخت .[6] «بارها بدین خاطر دستگیر و زندانی و تحت تعقیب قرار داشت و یا مسلمانان  در صدد قتل او بر می­آمدند و جمعی از مردم حریمله از او پیروی کرده و شهرت یافت. وی از حریمله به عیینه رفت، عبدالوهاب برای اینکه توسط حاکم عیینه کشته نشود به درعیه فرار کرد در آنجا با محمدبن مسعود حاکم درعیه و جدّ آل سعود ملاقات کرد قرار شد محمد بن مسعود او را یاری کند در عوض او نیز حکومتش را تأیید و مشروعیت ببخشد»[7].وزارت مستعمرات انگلیس تصمیم می گیرد از نظر سیاسی هم در جزیره العرب دست بکار شود به همین منظور بدنبال مقتدرترین آنها محمد بن سعود امیر درعیه رفت پس از جذب وی ایشان را به همکاری با محمدبن عبدالوهاب مأموریت می دهد و نماینده محرمانه ای نزد شیخ محمد عبدالوهاب فرستاده و هدف و نقشه بریتانیا را برای وی روشن می سازد و بر لزوم همکاری و مشارکت محمدين تأکید می نماید محمدبن سعود پس از گرایش به محمدین عبدالوهاب با تمام قوا به گسترش عقاید وی همّت گماشت پسرش عبدالعزیز هم مانند پدر به تحکیم ارکان وهابیت پرداخت با گرویدن ابن سعود به محمدبن عبدالوهاب از یک طرف بازوی نظامی و اقتصادی وهابیان قوی و از طرف دیگر حمایت محمدبن عبدالوهاب از ابن سعود تحت پوشش مذهب وجهۀ مذهبی به جدّ سعودیان بخشید خلاصه تلفیق این دو نیز توانست قلمرو وهابیه را گسترش دهد .از آن طرف وزارت مستعمرات بریتانیا یعنی ایدئولوگ این تئوری هم پول می فرستاد و هم برنامه می داد و هم رهبری عملیات را به عهده داشت.[8]  مستر همفر جاسوس انگلیسی می گوید محمدبن عبدالوهاب جوانی سخت مغرور و متکبر و عصبی مزاج بود برای پیروان مذهب چهارگانه اهل سنت ارزشي قائل نبود و می گفت این مذاهب چهارگانه مدرکی از طرف خدا ندارند. این جوان مغررو در فهم قرآن و سنت از درک خویش پیروی کرده و آراء ونظریات بزرگان مذاهب را ترک می کرد بلکه حتی ابی بکر و عمر، در صورتیکه از کتاب و سنت چیزی خلاف نظر آنان می یافت آراء آنان را هم به دیوار می زد و می گفت پیامبر(ص) گفته من در میان شما کتاب و سنت را بر جای می گذارم و نگفته من در میان شما کتاب و سنت و صحابه و مذاهب اربعه را به جای می گذارم، من گمشده خود را در محمدبن عبدالوهاب یافتم زیرا پایبند نبودن او به ضوابط مذهبی روح غرور و خودپسندی و تنفری که از علماء عصر خود داشت و استقلال نظرش حتی به خلفای راشدین اهمیتی نمی داد تنها به نظر خودش در قرآن و سنت اتکاء می کرد از بارزترین نقاط ضعفی بود که می توانستم از این راهها در او نفوذ کنم با او محکمترین ارتباطها را برقرار ساخته و مرتب به او می گفتم تو خیلی از علی و عمر با استعدادتر و با کفایت تری و اگر در زمان رسول خدا(ص) بودی حتماً تو را به جانشینی انتخاب می کرد. نه عمر نه علی(ع) مرتب به او می گفتم من امید بسیاری دارم که روزی اسلام به دست تو تجدید شود زیرا تو تنها نجات دهنده ای هستی که امید است بوسیله تو اسلام از این سقوط نجات یابد. با محمد قرار گذاشته در تفسیر قرآن طبق افکار خودمان بحث کرده کار به افکار مذاهب و بزرگان اسلام نداشته باشیم منظورم این بود محمد را به دام اندازم و برای پیاده کردن نقشه هایم زمینه سازی کنم. سپس به سراغ یکی از زنان مسیحی که از طرف وزارت مستعمرات دوره دیده بود رفته جریان را برایش تعریف کرده نام صفیه را برای او تعیین کردم با شیخ محمد آشنا کرده و به عقد محمد درآمد. من از خارج و صفیه در داخل مرتب شیخ را بسوی هدف خودمان توجیه می کردیم تا صفیه عقل و هوش از سر محمد ربود و مزۀ مخالفت با دستورات شریعت را زیر پوشش اجتهاد و بازنگری احکام اسلام چشید و مزۀ استقلال در رأی و بی قید بودن را متوجه شد من و صفیه تسلطی کامل بر شیخ داشته و با احکام اسلامی مخالفت نموده و استدلالهایی را می آوردم مثل شراب حرام نیست جهاد واجب نیست روزه واجب نیست و مستحب است نماز واجب نیست ... و دیگر به نمازش اهمیت نمی داد. گاهی نماز می خواند و گاهی نمی خواند.[9] مستر همفر سه زن یهودی و مسیحی فاسد و بسیار زیبا را که جاسوس انگلیسی بودند یکی پس از دیگری به صیغه عبدالوهاب درآورد و بدین صورت او را به نقض حرمت صیغه در میان اهل سنت وادار کرد وبه بهانه اینکه معاویه و یزید و بسیاری از خلفاء بنی امیه شراب می خوردند پس حلال است او را به شرابخواری و بسیاری از مفاسد دیگر آلوده کرد.[10] یکی از بزرگترین نقاط ضعف برنامه زندگی شیخ این بود که با مسلمانانی که از عقائد کذائی او پیروی نمی کردند معامله کافر حربی می کرد و برای جان و ناموس آنان ارزشی قائل نبود وگرنه خون و مالش مانند کفار حربی حلال و مباح بود جنگهائی که وهابیان در نجد، یمن ، حجاز و اطراف سوریه و عراق .... می کردند بر همین پایه استوار بود هر شهری را که با جنگ بر آن دست می یافتند برایشان حلال بود اگر می توانستند جزو متصرفات و املاک خود قرار داده والا به غنائمی که به دست آورده اکتفا کرده و کسانی با عقاید او موافقت می کردند باید بیعت می نمودند اگر به مقابله برخاسته باید کشته شده و اموالشان تقسیم می شد. شیخ محمد عبدالوهاب در سال 1206 درگذشت پس از وی پیروان او همین روش را ادامه داده و امیر سعود وهابی با سپاهی به شهر کربلا حمله کرده آنها آنچنان رسوایی در کربلا به بار آورده که به وصف نمی گنجد. سپس امیر سعود به خزینه های حرم امام حسین(ع) متوجه شد هرچه یافت به غارت برد.[11] وهابی ها دست به کشتار مسلمین زده چه نفوسی را که کشته و چه خانه ها و قبوری که منهدم کردند، چه اماکنی را طعمه حریق ساخته و چه فسادهایی میان مردم و شهرها به راه انداختند و چه مصائب و دهشت ها که از ناحیه آنها به مسلمانان رسید. وهابیها در این مدت نه تنها افراد خارج از دین خود را به قتل رساندند بلکه تمام مقتولین به دست آنها مسلمانان موحّدی بودند که گواهی به یگانگی خداوند داده حضرت محمد(ص) را پیامبر خود دانسته تنها گناه آنها این بود که مذهب تازه اختراعی محمد بن عبدالوهاب را نپذیرفته و عقیده به آن نداشتند.[12] محمدبن عبدالوهاب از شیعه متنفر بود اکثر مسلمانان حتی اهل سنت به جزء حنبلی ها را مشرک و واجب القتل می دانست. با پیدایش نفت و سرازیر شدن ثروتهای بیکران و اهمیت استراتژیک منطقه وهابیان و سعودی ها توانستند ایده های خود را در سراسر جهان گسترش دهند و یکی پس از دیگری سلطنت و پادشاهی را بصورت موروثی دست بدست بگردانند و هنوز هم به گسترش بدعتها و تعمیق اختلافات مذهبی و قومی و نژادی و همکاری با استعمارگران غربی ادامه می دهند.

جریان شناسی وهابیت: می توان وهابیون را به سه طیف افراطی ، سنت گرا و میانه رو تقسیم نمود.1- طیف افراطی وهابیت از یکسو شیعیان را کافر می دانند و برای مقابله با آنها به خشن ترین شیوه ها دست می زنند و از سوی دیگر سایر فرقه ها و علماء اهل سنت و نیز خاندان سلطنتی سعودی را فاسد و بی لیاقت می پندارند مثل شیخ بن جبرین، شیخ عبدالمحسن العبیکان، شیخ الهذیفی و بسیاری از جوانان وهابی از این جمله اند .2- علمای سنت گرای نسل قدیم مثل شیخ بن باز شیخ محمد بن عثیمن شیخ صفار الحوالی تشکیل می دهند و دیدگاههای جدلی دارند و با اخراج شیعیان از کشور و قتل آنان مخالفند بلکه معتقدند باید شیعیان را به ترک عقاید و اعمال خود ترغیب نمود.3- روشنفکران وهابی مانند عبدالله حمید- عبدالله صبیح، عبدالعزیز الخدر هستند که ایده های ترقی خواهانه و سازشکارانه را ترویج می کنند گرچه حضورشان در عرصه دینی و اجتماعی چندان پررنگ نیست ولی گرایش آنان به سرعت در حال گسترش است و اینان تکفیری ها و افراطیون را سرزنش می کنند و بر این باورند که اسلام بر دو رکن اساسی عدالت و آزادی استوار است و حکومتهای عربی و جنبش های سلفی معاصر وارث امویان و عباسیان هستند و شیوه آنان را در پیش گرفتند.[13] وهابیون از جریانهای مختلف تاریخی تأثیر عمیق پذیرفته است از جمله الف) خوارج: وهابیون از نظر روحیه ها و خط مشی ها بسیار شبیه جریان خوارج صدر اسلام است هر چند گاهی به ظاهر با آن مخالفت می کنند اینان مانند خوارج از کلمه حق لا حکم الا الله اراده باطل می کنند. ب) اهل حدیث: وهابیون از نظر آراء و عقاید مذهبی از جریان اهل حدیث پیروی می کنند، در مقابل اصحاب رأی و اجتهاد که به عقل و قیاس و استحسان توجه می کنند مخالفت کرده و به ظواهر قرآن و حدیث تکیه دارند . ج) حنبلی ها : وهابیون از لحاظ فقهی خود را تابع و مقلد حنبلی می دانند لکن در بسیاری از موارد القائات ذهنی خود را دنبال می کنند. د) اندیشه های ابن تیمیه و ابن قیم : این تفکرات دستمایه اصلی افکار محمد بن عبدالوهاب است. هـ) غربگرائی : وهابیون همانطور که در تأسیس به استعمار غرب گره خوردند در استمرار و بقاء نیز به آنان وابسته اند و دسیسه های غرب را در جهان اسلام دنبال می کنند.[14]

ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه از علماء حنبلی در سال 728 هجری قمری درگذشت چون عقائد و آرائی بر خلاف معتقدات عموم فرقه های اسلامی اظهار می داشت پیوسته مورد مخالفت علمائ دیگر قرار داشت به عقیده محققین همین عقاید ابن تیمیه است که بعداً اساس معتقدات وهابیان را تشکیل داده است وقتی ابن تیمیه عقائد خود را آشکار ساخت و در این زمینه کتابهایی را منتشر نمود از طرف علماء اسلام و در رأس آنان علماء اهل سنت در جهت جلوگیری از انتشار فساد دو کار صورت گرفت. الف) نقد عقاید و آراء او که در این مورد کتابهائی منتشر شد ب) مراجع فتوی در عصر او از اهل تسنن به تفسیق و گاهی به تکفیر او برخاسته و بدعت گذاری او را فاش ساختند. غائله ابن تیمیه با مرگ او در سال 728 در زندان شام فروکش کرد و شاگرد معروف او ابن القیم هر چند به ترویج افکار استاد خود پرداخت ولی در زمانهای بعد اثری از چنین افکار و آراء نبود ولی آنگاه فرزند عبدالوهاب تحت تأثیر افکار ابن تیمیه قرار گرفت. « منطقه نجد بی بهره از تمدن و فرهنگ و فاقد شخصیت های علمی بود که جهت مبارزه با افکار انحرافی محمد بن عبدالوهاب به پاخیزند و در میان قبایل منطقه نجد برسر حکمرانی منازعات شدیدی بود و محمد بن عبدالوهاب از این موقعیت استفاده کرد «کتاب وهابیت از منظر عقل و شرع» و آل سعود برای تحکیم پایه های امارت خود در منطقه نجد به حمایت از او برخاستند بار دیگر عقائد موروثی از ابن تیمیه در مغز برخی از مردم نجد جوانه زد به دنبال تعصب های خشک ومتأسفانه به نام توحید سیل خون تحت عنوان جهاد با کافران و مشرکان به راه افتاد و هزاران هزار مرد و زن و کودک قربانی آن شدند و بار دیگر فرقه جدیدی در جامعه مسلمین پدید آمد [15] و پشتیبانی قدرت استعمار بویژه مستشاران نظامی بریتانیا در گسترش فرهنگ وهابیت نقش فعال داشت.[16]

اندیشه ها و انحرافات وهابیون

محمد جواد مغنیه در کتاب هذی فی الوهابیه با استناد به کتب محمد بن عبدالوهاب و آثار دیگر وهابیان می نویسد به نظر وهابیها هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر اینکه امور معینی را ترک نماید از جمله آنها . 1- بوسیله هیچ یک از انبیاء و اولیاء خدا به خداوند تعالی توسل نجوید و هرگاه چنین کند و بگوید ای خدا توسط پیامبرت محمد(ص) به تو متوسل هستم که من را مشمول رحمت خود قرار دهی چنین کسی به راه مشرکان رفته و عقیده اش شرک است.    2- به قصد زیارت به قبر پیغمبر(ص) نزدیک نشود و بر آن دست نگذارد و در آن جا دعا نخواند و نماز نگذارد و بر آن بنا و مسجد نسازد و برای آن نذر نکند.      3- از پیامبر (ص) طلب شفاعت نکند اگر چه خداوند حق شفاعت را به پیامبر(ص) اسلام عطا کرده است ولیکن از طلب آن نهی فرموده است. بر مسلمانان جایز است که بگوید یا الله اشفع لی محمداً . محمد(ص) را شفیع من قرار ده ولی روا نیست بگوید یا محمد اشفع لی عندالله ای محمد (ص) نزد خدا برای من شفاعت کن کسی از پیامبر (ص) طلب شفاعت کنند مانند این است که از بتان شفاعت خواسته باشد.  4- باید هرگز به پیامبر(ص) سوگند نخورد و او را ندا و یا محمدا نکند و آن حضرت را با لفظ سیدنا توصیف نکند و الفاظی از قبیل بحق محمد، یا محمد، سیدنا محمد(ص) بر زبان جاری نسازد.    5- نذر برای غیر خدا و پناه بردن و استغاثه به غیر خداوند شرک است.   6- زیارت قبور و ساختن گنبد و بنا بر آنها و تزئین قبور و سنگ و کتیبه نهادن بر آن و چراغ و شمع گذاشتن بر آن شرک است.[17] «در ماهنامه هدایت ش 80  1387 علی مرادزاده می نویسد» 7- صدور حکم تکفیر و انکار توسل : محمد عبدالوهاب همه مسلمانان را اعم از شیعه و سنی بدون استثناء تکفیر می نمود به اتهام اینکه آنان متوسل به پیامبر اسلام (ص) می شوند و برای قبور اولیاء خود گنبد و بارگاه می سازند.  8- کشتار و خشونت تنها راه پیشبرد اهداف وهابیان.  9- انهدام میراث فرهنگی : مظاهر تمدن و میراث فرهنگی و سرمایه های معنوی جهان اسلام را منهدم ساختند .     10- آتش زدن کتابخانه های بزرگ : دردناکترین فتنه وهابیت آتش زدن کتابخانه بزرگ المکتبه العربیه بود که بیش از 60 هزار عنوان گرانقدر کم نظیر و بیش از 40 هزار نسخه خطی منحصر بفرد داشت که در میان آنها برخی از آثار خطی دوران جاهلیت و قرار داد یهودیان با کفار قریش علیه رسول اکرم (ص) وجود داشت .آثار خطی حضرت علی (ع) و برخی اصحاب پیامبر(ص) در همین کتابخانه، انواع سلاحهای رسول اکرم(ص) و بتهایی که هنگام ظهور اسلام مورد پرستش بود  بر اثر آتش سوزی وهابیان به بهانه کفریات به خاکستر تبدیل شد. ( بررسی وهابیت و ریشه های تاریخی وهابیگری احمد علی خسروی ص 94)    11- تخریب آثار بزرگان مدینه، آل سعود در سال 1344 هـ .ق که تسلط کامل بر حجاز پیدا کرد تمام آثار صحابه را در مدینه نابود کرد مانند زادگاه امام حسن (ع) و امام حسین(ع) در مدینه، قبور شهدای بدر- بارگاه ائمه بقیع(ع) بیت الا حزان و ...     12- حرمت رفتن به زیارت قبور اولیای الهی. 13- حرمت نماز و دعا خواندن در کنار قبور اولیاء الهی .     14- حرمت و شرک دانستن تبرک به آثار انبیاء و اولیاء و تعمیر قبور آنان ( آئین وهابیت)     15- حرمت  کمک خواستن از اولیای الهی بعد از مرگ آنان و شرک دانستن آن 16- حرمت قسم خوردن به غیر خدا مانند پیامبر (ص) یا امامان(ع) یا کعبه و شرک دانستن آن    17- حرمت برپایی مراسم عزاداری یا جشن در اعیاد و موالید انبیاء و اولیاء (ع)     18 - حرمت اقامه عزا و مجالس فاتحه   19- مبارزه و مقابله بی رحمانه با کتابها و آثار و افکار شیعیان    20- ترویج اتهامات بی اساس بر ضد شیعه    21- تربیت و توجیه مبلغ و اعزام به سراسر جهان (آئین وهابیت آیت ا... جعفر سبحانی)      22- عمل به ظواهر آیات و انکار تأویل و توجیه و قائل شدن به جسم برای خدا ( فرهنگ فرق اسلامی دکتر محمد جواد مشکور ص 459)      23- تکذیب حدیث مؤاخاه و حادثه عقد اخوت پیامبر (ص) با علی (ع) و تکذیب حدیث رد الشمس و ...      24- اعتراض به حزن حضرت زهرا(س) و نیز به شکوه های آن حضرت واعتراض به قهر حضرت زهرا(س) با ابوبکر و اعتراض به وصیت به دفن شبانه حضرت ( ماهنامه هدایت  ش 80     1387)      در کتاب  وهابیت از منظر عقل و شرع دکتر سید محمد حسینی قزوینی می­نویسد   25- تکفیر مسلمین و جهاد با آنان : محمد بن عبدالوهاب می گوید همانا هدف آنان وسیله تقرب به خداوند ،شفیع قرار دادن پیامبران ، فرشتگان و صالحان است به همین جهت خونشان حلال و قتلشان جایز است.      26- اطلاق مشرک ،کافر ، بت پرست به مسلمانان: محمد بن عبدالوهاب در رساله کشف الشبهات بیش از 24 بار مسلمان را مشرک خواند 25 بار کافر و بت پرست، مرتد، منافق، منکر توحید ، دشمن توحید، دشمنان خدا مدعیان اسلام، اهل باطل، نادان و شیاطین دانسته و هم گفته که کافران نادان و بت پرستان از این مسلمانان داناتر می باشند و شیطان پیشوای ایشان، سر سلسلۀ آنهاست.       27- شهادت به کفر مسلمانان شرط ورود به آئین وهابیت       28- تطبیق آیه اکمال بر آئین وهابیت ( تاریخ وهابیان ص 107)        29- اعلام رسمی جهاد علیه شیعه از شیخ عبدالرحمن برّاک از مفتیان سعودی استفتاء شد آیا امکان جهاد میان اهل سنت و شیعه وجود دارد؟ جواب داد اگر اهل سنت دارای دولت مقتدری باشند و شیعه بدعت ها و برنامه های شرک آمیز وعقاید خود را اظهار نمایند( مانند اعتقاد به وصایت علی (ع) بعد از پیامبر گرامی (ص) و مراسم عزاداری برای امام حسین(ع) و توسل به امیرالمومنین(ع) و حسین(ع) در این صورت بر اهل سنت واجب است که علیه شیعه اعلام جهاد نموده و آنان را به قتل برسانند. عین همین فتوا از شیخ عبدا... بن جبرین نیز صادر شد ( سایت talal-sm. Mak toobbloy.com)    30- درود بر رسول اکرم(ص) قبل و بعد از اذان بدعت است ( بن باز مفتی اعظم سابق سعودی)   31- اهداء ثواب نماز به اموات بدعت است لجنۀ دائم افتاء سعودی می نویسد هدیه نمودن ثواب نماز به میّت بدعت محسوب می شود. ( فتاوی اللجنه الدائمه للبحوث العلمیّه و الافتاء ج 4 ص 11 فتوی 7482     32- در کتاب فرقه وهابی علامه سید محمد حسن قزوینی مي نويسدمحمد بن عبدالوهاب عقیده دارد که خداوند واقعاً بر عرش جلوس کرده و دارای دست و پا و ران و پهلو و چشم و صورت و ابرو و زبان و جان است و با حرف وصوت سخن می گوید. او معتقداست که خدا جسم است چیزی که عموم مسلمانان آن را کفر می دانند.   33- او معتقد است قبر مقدس پیامبر اکرم(ص) بت بزرگ است ( مشاهد مشرفه و قبوری که در آنجاست به منزلۀ بت هستند) در کتب محمد بن عبدالوهاب در رساله کشف الشبهات و قواعد اربع تصریح می کند که شرک مسلمانان غلیظ تر از شرک بت پرستان است چون مشرکین و بت پرستان در حال خوشی و رفاه بت می پرستیدند و موقع گرفتاری اخلاص می ورزیدند ولی مسلمانان مشرك در هر دو حال خوشی و ناخوشی مشرکند بت پرستان و مشرکین بعلاوه خدا و با او، مردم مقرب و درختان یا سنگهایی را می پرستیدند اما مسلمین مشرک بدکارترین مردم را با خدا می خوانند. احمد زینی دحلان در خلاصه الکلام می نویسد محمد بن عبدالوهاب کسانی را که از مذهب او پیروی می کردند و فریضه حج را انجام داده بودند وا می داشت که دوباره حج کنند به آنها می گفت حج اول تو در حال شرک بود باطل و مقبول نیست و همچنین به کسانی به او می گرویدند پس از ادای شهادتین می گفت شهادت سومی را بر زبان جاری کنید و بگوئید که قبلاً کافر بودیم و پدر و مادرمان نیز در حال کفر از دنیا رفته اند اگر آنها این شهادت سومی را بر زبان جاری نمی ساختند دستور قتل آنان را می­داد و بطور آشکار می­گفت مسلمانان600 سال کافر بودند و غیر از پیروان خود بقیه مردم  مشرک و کافر و خون و مالشان را حلال و مباح می دانست ( کتاب وهابیها ترجمه کشف الارتیاب ص 163) زینی دحلان در جای دیگر کتابش می نویسد از کارهای زشت او منع مردم از زیارت قبر پیامبر(ص) است جمعی از مردم احساء به زیارت رسول(ص) رفتند وقتی شیخ محمد خبر یافت و شنید که عبور آنها از درعیه مقر اوست دستور داد ریش زوار احسائی را تراشیدند و در فاصله درعیه تا احساء آنها را وارونه سوار بر مرکبهای خود نمودند. وی از صلوات بر پیامبر(ص) نهی می کرد از شنیدن آن نارحت می شد صلوات فرستنده را اذیت می کرد و به سخت ترین وجه مجازات می نمود و بسیاری از کتب مربوط به صلوات پیامبر(ص) را مانند دلائل الخیرات تألیف محمد بن سلیمان جز ولی را سوزاند و همچنین کتب زیادی از فقه و تفسیر و حدیث را که مخالف معتقدانش بود به آتش کشید و به هر یک از پیروانش اجازه می داد قرآن را مطابق فهم خود تفسیر کند ( کتاب وهابیان ص 253) وهابی ها فرقه ای ویرانگر هستند و شعار آنها تخریب ، نابودی، قساوت و وحشیگری است .آنها هر چه در اختیار دارند برای پیکار با مسلمانانی که شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر(ص) اکرم (ص) می دهند و نماز می گزارند و به حج خانه خدا می روند بکار می برند. هدف آنها دشمنی با مسلمانان است زیرا آنچه آنها به مسلمانان غیر از خود نسبت می دهند و ظلمی که به آنها روا می دارند نه در قرآن مجید و نه در سنت شریف نبوی وجود دارد، در حقیقت بر خلاف کتاب و سنت است.[18]      34- شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی وهابیان ؛ ذبح برای غیر خدا منکری عظیم و شرک اکبر است خواه برای پیامبر (ص) باشد یا ولی یا ستاره یا بت .   35- او می گوید در نماز اقتدا به مشرکان جایز نیست از جمله کسانی که به غیر خدا استغاثه می کنند و از او مدد می خواهند زیرا استغاثه به غیر خدا از اموات و بت ها و جن و غیر آنها از انواع شرک به خداست [19]

رابطه وهابیت و سلفی گری: سلفی ها در اصطلاح جدید شاخه ای از اصلاح طلبان سنت گرای نوین سنی هستند که اواخر قرن 19 ابتدا در مصر شکل گرفت و سپس به کشورهای دیگر گسترش یافت این عده با استناد به آیه 56 سوره زخرف و حدیث نبوی که فرمود بهترین نسل نسل معاصر من و پس از آن نسل بعدی و سپس نسل بعد از آن است معتقدند سلف صالح عبارت از سه نسل اول مسلمانان یعنی صحابه – تابعین و تابعین تابعین بارزترین شخصیت این نحله محمد عبده است اما به لحاظ تاریخی نخستین بار گروهی از حنابله در قرن چهارم خود را سلفی نامیدند با مخالفت اشاعره  که خود را سلفیان واقعی می­دانستند و هم با مخالفت معتزله که در تفسیر و تأویل قرآن و سنت جنبه­های عقلی و فلسفی را مد نظر داشتند مواجه شدند. بر خلاف ادعای وهابیان سلفی گری نه در معنای قدیم و نه در معنای جدید با وهابی گری منطبق نیست بسیاری از مسمانان ( همانند ابوالاعلی مودودی و دیگران) خود را سلفی می دانند در حالیکه وهابی نیستند و حتی به شدت با تنگ نظری ها آنان مخالفند در واقع سلفيه جنبشی ناهمگون و فراگیر است که طیف های مختلفی را با افکار متفاوت در بر می گیرد و جریانی انقلابی و غیر متعصب به رهبری محمد عبده است که کوشیده جنبه های خردگرایانه اسلام را به دیگران معرفی کند در حالیکه وهابیت یک جنبش محافظه کار افراطی خرد ستیز و متعصب است بسیاری از دانشمندان از همان زمان ابن تیمیه که مدعی سلف گرائی بود تا به امروز تلاش کردند تا تضادهای فاحش افکار و اعمال این گروه را با سلف صالح نه حتی در مسائل کم اهمیت بلکه در مهمترین اصول اعتقادی همانند توحید ، تشبیه ، تجسیم ، تأویل ، تفویض ... بیان نمایند. 1

وهابیان امروز از اطلاق عنوان وهابی برخود پرهیز می کنند و درصدد تعویض آن به سلفیه برآمدند می گویند ما تابع یک شخص ( محمد بن عبدالوهاب ) نیستیم بلكه تابع یک خط فکری بنام سلفی گری هستیم سلف در لغت یعنی کسانی که در گذشته اند و بر زمان گذشته دلالت دارد و به معنی تقدم زمانی است. وهابیون در داخل جزیره العرب همان وهابیون حنبلی هستندو در خارج خود را سلفی معرفی می کنند. وهابیون سلفی معاصر ادعا می کنند نظراتشان مذهب سلف است، تا بتوانند ذهن عوام مردم را بفریبند. آنان می گویند آنچه ما می فهمیم همان فهم سلف صالح است در حالیکه تمامی دیدگاههای اینان با صحابه در تعارض است مانند اختلاف در مسئله خلق قرآن ، اختلاف در اینکه پیامبر(ص) در شب معراج خداوند را مشاهده کرده است، اختلاف در مسئله امکان رؤیت خداوند در روز قیامت، اختلاف در معنای میزان روز قیامت ...  ( سلفی گری و پاسخ به شبهات ص 31 در ماهنامه هدایت ش 80   1387)

با گذشت زمان و آمیختن سلیقه ها و افکار شخصی به مسائل مذهبی و گرایشهای مختلف به مکتب های انحرافی و دراز شدن دست مفسده جویان به سوی مفاهیم آسمانی اصالت پاره ای این قوانین از دست می رود و دست خوش تغییرات زیان بخش می گردد. این آب زلال که از آسمان وحی نازل شده با عبور از مغزها ی این و آن به تدریج تیره و تار گشته صفای نخستین خود را از دست می دهد. این نور پر فروغ با عبور از شیشه های ظلمانی افکار تاریک کم رنگ تر می شود. خلاصه با آرایش ها و پیرایش ها کوته بینانه افراد و افزودن شاخ و برگ های تازه به آن چنان می شود که گاهی انسان در بازشناسی مسائل اصلی دچار اشکال می گردد. شاعری خطاب  به پیامبراكرم(ص) می گوید.  

شـــرع تــــــو را در پی آرایشــــند                              دیــــن  تـــو را از پی پیرایشــند

                                                         بـــس که فزودنــد بر آن برگ و بر                             گــر تـــو ببینی نشـــناسی دگـــر

پس لازم است در میان جمع مسلمانان کسی باشد که مفاهیم فنا ناپذیر تعالیم اسلامی را به شکل اصلی اش حفظ و برای آیندگان نگه داری کند 2    با این حال آیا ضروری نیست دست به دعا برداشته همه با هم بگوئیم اللهم عجل لولیک الفرج و برای ظهور منجی عالم نهایت تلاش را نموده و مردم را از فتنه های آخرالزمان آگاه کرده ودر خود سازی و جامعه سازی دست بدست هم داده و کمک حال ولی فقیه و علماء بزرگوار باشیم.  ودل معمار انقلاب حضرت امام  خميني (ره)وشهداء راشادكنيم.                                                                              کاری از گروه دین و زندگی شهرستان بهشهر

                                                                                               تهیه کننده : ام کلثوم   محسن زاده

 

1- ماهنامه هدایت ش 44   -1383

2-  گزیده راهنمای حقیقت    آیت ا... شیخ جعفر سبحانی

 

 


منابع:

 1- کتاب وهابیت از منظر عقل و شرع    دکتر سید محمد حسین قزوینی انتشارات تحسین

2- کتاب فرقه وهابی و پاسخ شبهات آنها از علامه فقیه سید محمد حسن قزوینی ترجمه مرحوم عباس علی دوانی انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

3- گزیده اهنمای حقیقت آیت الله جعفر سبحانی نشر مشعر

4-  کتاب آئین وهابیت  آیت الله جعفر سبحانی نشر دارالقران الکریم

5-  کتاب مبانی اعتقادی وهابیان علی اصغر رضوانی انتشارات مسجد مقدس جمکران

6-  کتاب خاطرات مستر همفر ترجمه علی کاظمی نشر اخلاق

7- ماهنامه هدایت ش 84 -  1387 

8- ماهنامه هدایت ش 80-  1387

9- ماهنامه سراج بسیجی ش 59  - 1387    

10- ماهنامه هدایت ش 44   - 1383

11- نشریه اندیشه بسیجی  ش 23

 



[1] . ماهنامه سراج بسیجی 5  -   وهابیت از چگونگی پیدایش تا نفوذ استعمار – احمد اسلامی ذونجالی

[2] . ماهنامه هدایت ش 44 - 1383

[3] . وهابیت از منظر عقل و شرع   دکتر سید محمد حسین قزوینی .

[4] - کتاب آئین وهابیت    آیت ا... جعفر سبحانی

[5] - کتاب فرقه وهابی وپاسخ به شبهات آنها    علامه سید محمد حسن قزوینی

[6] - کتاب آئین وهابیت   آیت ا... جعفر سبحانی

[7] - ماهانه هدایت 80   -  1387   علی مراد زاده

[8] - ماهنامه سراج بسیجی ش 59-  1387   احمد اسلامی ذونجالی

[9] - خاطرات مستر همفر     ترجمه استاد علی کاظمی

[10] - اعترافات عطائی اصفهانی   ج2 ص 235    از ماهنامه هدایت ش 80   - 1378

[11] -کتاب آئین وهابیت    آیت الله جعفر سبحانی  

[12] -کتاب فرقه وهابی وپاسخ به شبهات آنها   علامه سید محمد حسن قزوینی

[13] - ماهنامه هدایت ش 80  - 1387   علی مرادزاده

[14] -ماهنامه هدایت ش 8 -  1387   علی مرادزاده

[15] - کتاب آئین وهابیت   آیت ا... جعفر سبحانی

[16] - كتاب وهابیت از منظر عقل و شرع   دكتر سيد محمد حسيني قزويني

[17] - نشریه اندیشه بسیج ص 23     مجید غلامرضا

[18] - کتاب فرقه وهابی و پاسخ به شبهات آنها   علامه سید محمد حسن قزوینی ترجمه علی دوانی

[19] - مبانی اعتقادی وهابیان    علی اصغر رضوانی